تنها راه برون رفت از این بحران اسفناک ملی اقتصادی امنیتی عقل و درایت و وسعت دید اکثریت قاطع ایرانیان است. با دشمنی و احساسات منفی و گذرا ها چیزی که نصیب ما میشود همان دشمنیها و احساسات گذرا خواهد بود. آگاه سازیها و پیشنهادات استاد محمدعلی طاهری بهترین چراغ راه برای نجات است.
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#ثروت_ملی
آینده یک کشور زمانی امن است که انسان، نه ابزار سیاست یا قدرت، بلکه محور تصمیمگیری و هدف اصلی همه ساختارها باشد؛ در غیر این صورت بحران ادامهدار خواهد شد.
#نه_به_جنگ#نه_به_اعدام#ثروت_ملی
لزوم افزایش آگاهی ملتها
امیدوارم ما به عنوان کسانی که این رسالت را برای خودمان قائل شدهایم،چه در باب احیای هویت انسانی و چه در باب حفظ محیط زیست، در مورد حقوق بشر و همه اینها کمک میکند به گسترش صلح هم. در واقع هر چه اطلاعات ما در مورد هویت انسانی، حقوق بشر و... بالاتر برود، به تدریج دست سلطهگران، قدرتطلبان، غارتگران و... هم ممکن است کمتر بشود. هرچه آگاهی تودههای مردم بیشتر بشود، دست آنها هم کوتاهتر میشود.
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری
#حقوق_بشر_نوین
#اینتریونیورسالیزم
#کرامت_انسانی
جان، نان، خاک و آینده ملت؛
میان سرکوب داخلی و سلطهجویی خارجی
ایران امروز، همزمان با چند زخم عمیق مواجه است: جنگ، اعدامهای گسترده، فقر و بیکاری، تورم شدید، تخریب زیرساختها، فرسایش محیط زیست و از همه مهمتر، سلب حق مردم بر اداره زندگی و آینده خود. در چنین وضعیتی، جان انسان، نان مردم، ثروت ملی، خاک وطن و آینده نسلها در چرخهای گرفتار شده که قدرتطلبان داخلی و خارجی، خود را صاحب منابع و سرنوشت مردم میپندارند.
در همین چرخه، اعدامهای بیسابقه، در چنین فضایی، اعلام مالکیت قدرت بر جان انسانهاست. وقتی دادگاه مستقل، وکیل منتخب، دادرسی شفاف، منع شکنجه و امکان دفاع واقعی تضمین نشده باشد، حکم اعدام به ابزار ارعاب عمومی تبدیل میشود؛ واقعهای قرونوسطایی که فقط حذف یک انسان نیست، بلکه به جامعه پیام میدهد مطالبهگری میتواند به مرگ ختم شود و حق حیات، بنیادیترین حق بشر، به گروگان بقای قدرت گرفته میشود.
اما اعدام تنها چهره مرگ نیست. جنگ نیز چهره دیگری از همین بیاعتنایی به انسانها است. هیچ جنگی که مردم را فقیرتر، خانهها را ویرانتر، زیرساختها را نابودتر و جامعه را امنیتیتر کند، نمیتواند راه نجات ملت باشد. حمله به خاک، بمباران زیرساختها و مختل کردن درمان، آموزش، آب، برق، حمل و نقل و تولید، در نهایت بر سفره کارگر، داروی بیمار، آینده کودک، امنیت مردم و جان زندانیان بیدفاع فرود میآید. جنگ حتی اگر با شعار نجات آغاز شود، اما مردم را به آوارگی، بیکاری، قحطی، بیماری و ترس برساند، ادامه همان منطق سلطه است؛ نشانهای روشن از اینکه قدرتطلبان داخلی و خارجی، نه به نجات مردم، بلکه به تسلط بر منابع و کنترل جامعه چشم دوختهاند و ملتی که بر ثروت ملی و منابع خود نظارت ندارد، دیر یا زود هزینه غارت را با جان، معیشت و آینده فرزندانش میپردازد.
تخریب محیط زیست نیز ادامه همین منطق ضدانسانی است؛ منطقی که نه جان مردم را محترم میشمارد و نه خاک و آب و آینده نسلها را. آب، خاک، هوا، جنگل، رودخانه، دریا و منابع زیرزمینی، دارایی مصرفی قدرتطلبان داخلی و خارجی یا میدان تاخت و تاز جنگها نیستند؛ بلکه میراث مشترک نسلها هستند. هر بمباران، آلودگی صنعتی و نابودی منابع طبیعی، فقط بر امروزِ محیط زیست اثر نمیگذارد؛ حق زیستن نسلهای آینده را نیز هم دستخوش تغییر می کنند و پیامدهایی چون بیماری، مهاجرت، کمآبی و بیکاری بر زندگی مردم تحمیل میکند.
از نگاه حقوق بشری، اعدام، جنگ، فقر، غارت و تخریب سرزمین، بحرانهایی جدا از هم نیستند؛ همه به سلب حاکمیت مردم بر سرنوشت خود میرسند. وقتی مردم همچنان رعیت، ابزار جنگ، ابزار سکوت یا ابزار مشروعیتبخشی به جریانهای قدرت باقی بمانند، چرخه ظلم با نامها و لباسهای مختلف ادامه پیدا میکند و حتی تغییر یک جریان قدرتطلب نیز بدون حضور و نظارت مردم، رهایی نمیآورد.
ایران امروز بیش از هر زمان به عبور از فردمحوری، جنگطلبی، انتقامجویی، ایدئولوژیزدگی و قدرت مادامالعمر نیاز دارد. اداره کشور باید تخصصی و قابل نظارت باشد؛ جایی که ادارهکنندگان، مستخدم ملت باشند نه مالک جان و مال مردم. قدرت باید تاریخ مصرف داشته باشد، ثروت ملی قابل حسابرسی باشد، حقوق بشر پایه قانونگذاری باشد و هیچ نسل حق نداشته باشد سرنوشت سیاسی نسلهای بعدی را برای همیشه مصادره کند.
در این لحظه تاریخی، محکومیت اعدام، جنگ، فقر، بیکاری، تخریب محیط زیست و کشتار مردم، زمانی معنا دارد که به مطالبهای روشن برسد و آن بازگرداندن اختیار کشور به مردم است. نه مداخله خارجی حق تصمیمگیری برای مردم را دارد، نه هیچ جریان داخلی حق دارد آنان را با گلوله، زندان، اعدام و فقر مطیع کند و نه هیچ جریان تازهای حق دارد رنج ملت را پل قدرت کند.
در چنین میدان آشفتهای، تحریف واقعیت، اطلاعات نادرست و مصادره مطالبات مردم، خود به بخشی از بحران تبدیل میشود؛ بحرانی که میتواند به هدر رفتن جانهای زیادی و فشار مضاعف بر جامعه منجر شود. مسئولیت مستقیم این آسیبها متوجه کسانی است که با سوءاطلاعرسانی و بهرهبرداری سیاسی، مسیر مطالبهگری را منحرف کردهاند.
ایران آزاد، فقط ایرانی بدون جنگ یا بدون اعدام نیست؛ ایرانی است که در آن جان انسان قابل معامله نیست، نان مردم ابزار کنترل نیست، خاک وطن میدان غارت نیست، زندان محل حذف معترضان نیست، ثروت ملی ملک شخصی قدرتطلبان نیست و آینده نسلها گروگان هیچ رهبر خودخوانده یا نیروی تحمیلی نمیشود.
امروز دفاع از حق زندگی، دفاع از صلح، دفاع از زندانیان، دفاع از معیشت، دفاع از محیط زیست و دفاع از حق تعیین سرنوشت، از هم جدا نیستند.
همه اینها یک مطالبه واحد را شکل میدهند که مردم باید صاحب کشور خود باشند؛ نه قربانی جنگ، نه گروگان اعدام، نه محکوم به فقر و نه تماشاگر غارت سرزمین خود.
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#ثروت_ملی
خلأ معرفتگرایی در اوج نیاز بشر امروز به معرفت و آگاهی
ما به معرفتپژوهی و معنویتگرایی شدیداً نیازمندیم، شدیداً.
یعنی مشکل ما را هیچ چیز حل نمی کند جز معنویتگرایی و رفتن به سمت معرفت.
معرفت که همان شناخت هست، که راجع به شناخت صحبت کردیم و صحبت میکنیم، یکی شناخت کمی است، یکی شناخت کیفی است که تا ما کیفیت هستی را و کیفیت خودمان را ندانیم، نمیتوانیم آن برنامهی اساسی را بچینیم.
خب این اتفاقات متاسفانه افتاده انسان بدون معرفت و معنویت، هیچ چیز نخواهد داشت.
@TaheriOfficial
#محمدعلی_طاهری
#مکتب_عرفان_کیهانی_حلقه
#سازمان_صلح_طاهری
#معرفت_گرایی
#معرفت_پژوهی
#Taheri_Movement
May 28 is #AmnestyInternationalDay.
Amnesty International, a non-governmental organization, was founded in 1961 in London after the publication of the article "The Forgotten Prisoners" with the aim of preventing #HumanRightsViolations and seeking justice for victims of #HumanRights abuses.
@amnesty was founded in 1961 by British lawyer Peter Benenson in London. The organization’s inception was sparked by an article he wrote, titled "The Forgotten Prisoners," published in The Observer on May 28, 1961. The article highlighted the plight of two Portuguese students imprisoned for raising their glasses in a toast to freedom, which Benenson read about in a newspaper.
This inspired him to call for a global campaign to demand the release of "prisoners of conscience"—individuals jailed for their beliefs, ethnicity, or other non-violent expressions.
The article launched the "Appeal for Amnesty 1961," urging people to write letters to governments to protest the imprisonment of such individuals. The response was overwhelming, with thousands joining the cause, marking the beginning of Amnesty International as a grassroots movement. By the end of 1961, the organization had formalized its mission to advocate for human rights, focusing on freeing prisoners of conscience, ensuring fair trials, and opposing torture and the death penalty.
Over the decades, Amnesty grew into a global movement. By the 1970s, it had groups in dozens of countries and was instrumental in campaigns like the 1973 push against torture, leading to the UN’s 1984 Convention Against Torture. In 1977, Amnesty won the Nobel Peace Prize for its "defense of human dignity against torture and oppression." Its work expanded to include issues like women’s rights, refugee rights, and economic, social, and cultural rights, while maintaining a focus on impartiality and independence from governments or corporate interests.
Today, Amnesty operates in over 150 countries, with millions of supporters. Its methods include research, advocacy, and mobilizing public pressure through campaigns, reports, and urgent actions to address human rights abuses worldwide. The organization remains headquartered in London and continues to rely on its original tactic of letter-writing, now amplified by digital campaigns.
ما صدای بی صدایان هستیم آنها که در سکوت خبری بایکوت خبری و نبود دادخواه با ظالمان زمانه در حال مبارزه مدنی هستند. دانشجو ها آینده سازان این مرزبوم هستند.
#از_بازداشتیها_بگو#از_دانشجویان_بازداشتی_بگو
بازداشت گسترده دانشجویان، تصمیم حکومت برای شکستن نیرویی است که در لحظات بحرانی، عقب ننشسته است. این سطح از دستگیریهای گسترده و خشنونت آمیز، همراه با قطع اطلاعرسانی و رها کردن بیشتر خانوادهها در بیخبری، نقض صریح حق آزادی، امنیت شخصی و دادرسی منصفانه است.
با وجود کشتار بیسابقه اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ علیه مردم و دانشجویان، اعتراض در دانشگاهها متوقف نشده است و تحصن و مقاومت ادامه دارد. گسترش بازداشتها دقیقاً پاسخی به همین پایداری است؛ تلاش برای جایگزینکردن ترس و خفقان به جای اعتراض.
دانشگاه در دورههای مختلف تاریخی، یکی از پایدارترین کانونهای مقاومت مدنی بوده است. نقش فعال دانشجویان در اعتراضات گذشته، امروز آنان را به هدف مستقیم سرکوب تبدیل کرده است. آنچه جریان دارد، تلاشی آگاهانه برای قطع این تداوم و فرسودن نیروی پیشرو اعتراض است.
این وضعیت نه قابل توجیه است و نه قابل عادیسازی. نگهداشتن انسانها در وضعیت نامعلوم، ابزار اداره جامعه نیست؛ نشانه فروپاشی معیارهای حقوقی یک حکومت مستبد و سرکوبگر است.
دانشجویان بازداشتی باید فوراً آزاد شوند. هر ساعت تأخیر، مسئولیت این نقض آشکار حقوق را سنگینتر میکند، این وضعیت غیرانسانی باید هر چه زودتر متوقف شود.
صدای بازداشتشدگان باشیم:
مجید جمشیدزاده
مبین صفدری
علی طاهریکیا
امیرحسین زیوداری
عرشیا مهرآزما
راحله معینی
احمدرضا افشارینژاد
امیرحسین حیدری
حامد سیف
امیررضا علیپور هشتلی
احمدرضا افشاری
محمد محمدزاده
امیرسینا مستقیم
رضا وفایی
محمدحسین طالبی
عرفان پرورش
امیرمحمد ابریشمی
محمد سیادت
حمزه علیمرادی
شایان خدایار
بهداد پیری
هومن جلیل
محمدمهدی ماکاننعمتی
پدرام علمداری
علی آلبوحلاف
تارا داوودی
کیمیا داوودی
حسین عمده
آرتین پریوش
امیر سلیمانی
سمیه حیدری
علی ابراهیمی
امیرحسین محمدی
سهند طاهری
مهتاب صالحی
علیاصغر عبادی
رضا طاهری
سعید جوابخش
سهند عباسنیان
مجید حقیقت
حسین مزینانی
مهدی مزینانی
امیرمحمد سرحدی
علی گیلانی
محمد محمدیان
ستار گوهریفر
علی اسدالهی
ایلیا کلنگیر
سروش ضحاکان
دانیال صالحی
و ده ها دانشجوی دیگر
#از_بازداشتیها_بگو
#از_دانشجویان_بازداشتی_بگو
همدردی با ملت ستمدیده ایران
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه، آکادمی طاهری، موسسه تحقیقات علمی کازمواینتل و سازمان صلح طاهری
لینک قسمت اول اطلاعیه در تلگرام⏬
https://t.co/adp5pCMcgQ
لینک قسمت دوم اطلاعیه در تلگرام⏬
https://t.co/3hSnnHH9nt
@TaheriOfficial
#محمدعلی_طاهری
#سازمان_صلح_طاهری
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
#نفی_حکومتهای_مادامالعمری
#نه_به_مصادره
#نه_به_چپاولگران
#جمهوری_رنسانسی
فاجعه انسانی در ایران؛ کشتار هدفمند معترضان بیدفاع همزمان با قطع سراسری اینترنت
گزارشها و هشدارهای منتشرشده از سوی فعالان سیاسی و منابع مستقل، تصویری نگرانکننده از وقوع جنایتی گسترده و هولناک علیه شهروندان معترض در ایران ارائه میدهد.
شواهد میدانی حاکی از آن است که نیروهای حکومتی با شلیک مستقیم به معترضان بیدفاع، بهطور عامدانه دست به کشتار زدهاند. تصاویر و ویدیوهای منتشرشده از منطقه کهریزک در جنوب تهران، ابعاد تکاندهنده این جنایت را آشکارتر کرده است. در این تصاویر، انباشت دهها کیسه جسد در یک محل و حضور خانوادههایی که در شوک و سوگ، شاهد جان باختن عزیزان خود بودهاند، دیده میشود. گزارشهای همزمان از بیمارستانهای تهران و رشت نیز از انتقال دستکم ۱۱۰ پیکر قربانیان در بازهای کوتاه خبر میدهد؛ قربانیانی که بسیاری از آنان با جراحات ناشی از گلوله جنگی جان خود را از دست دادهاند. برآوردهای غیررسمی حتی از ارقامی بهمراتب بالاتر سخن میگویند و شمار جانباختگان را بالای هزاران نفر تخمین میزنند.
قطع سراسری اینترنت که اکنون از مرز ۶۰ ساعت گذشته، اقدامی هدفمند برای پنهانسازی کشتار، جلوگیری از انتشار اسناد و خاموشکردن صدای قربانیان بوده است.
از منظر حقوق بشر، آنچه در ایران رخ میدهد مصداق آشکار «جنایت علیه بشریت» است؛ جنایتی که مسئولیت آن متوجه آمران و عاملان در تمامی سطوح قدرت است.
تجربه تاریخی و تجربه دو نظام مادامالعمری در ایران، نشان داده است که حکومتهای دیکتاتوری و مادامالعمر، همواره با اتکای مطلق به سرکوب، به خشونت عریان علیه مردم خود روی میآورند. چنین نظامهایی نه حافظ امنیت و ثبات بلکه منبع دائمی بحران، خونریزی و نقض کرامت انسانی هستند. سکوت در برابر این جنایات، به معنای عادی سازی خشونت و خیانت به اصول حقوق بشر است؛ اصولی که مسئولیت دفاع از آنها، امروز بیش از هر زمان دیگری متوجه جامعه جهانی است.
#ایران
#نه_به_حکومتهای_تک_حزبی
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#اعتراضات_سراسری
#کشتار_معترضان
#نقض_حقوق_بشر
#حقوق_بشر
رد قاطع اصلاحیه ی دعوت از رضا پهلوی برای سخنرانی در #پارلمان_اروپا ، صرفاً یک «نه سیاسی» نبود؛ این رأی در واقع ابطال پروژه نمایندگیِ خودخوانده در سطح حقوقی-نهادی است. پارلمان اروپا با این تصمیم تصریح کرد که هیچ فرد یا خاندان تاریخی، بدون ساز و کار دموکراتیک و مأموریت صریح از سوی مردم، واجد صلاحیت نمایندگی یک ملت نیست؛ به ویژه در بزنگاههایی که خطر برونسپاری اراده ملی به بازیگران خارجی وجود دارد.
از منظر حقوق بینالملل عمومی، تلاش برای تریبونگیری فردی در نهادهای فراملی، پیش از شکلگیری ساختار گذار مبتنی بر رأی مردم، مصداق دور زدن اصل حق تعیین سرنوشت است. همزمان، رد اصلاحیههای گروه چپ، اعم از لغو تحریمها و محکومسازی مداخله خارجی، نشان میدهد که پارلمان اروپا میان «حمایت از حقوق بشر» و «مشروعیتبخشی به پروژههای مداخلهمحور یا فردمحور» مرز روشنی کشیده است؛ مرزی که پروژه پهلوی از آن عبور میکند.
به بیان دقیقتر، رأی منفی به این اصلاحیهها، بیاعتباری راهبرد اتکای همزمان به فشار خارجی و چهرهسازی فردی را عیان میسازد. هر مدلی که گذار را به «چهره» گره بزند، نه به نهاد، نه به رأی، نه به سازوکار پاسخگو، در بهترین حالت ناکارآمد و در بدترین حالت، مقدمه بازتولید حکومت موروثی و مادامالعمر است؛ با این تفاوت که اینبار با ادبیات مدرن و حمایتطلبی خارجی.
در نهایت، پارلمان اروپا نه تاج و تخت توزیع میکند و نه ناجی میپذیرد. پیام رأیها صریح است، گذار مشروع فقط از مسیر حاکمیت ملت، نفی نمایندگی فردی، و مصونیت از مداخله خارجی میگذرد. هر پروژهای بیرون از این چارچوب، فاقد اعتبار سیاسی و حقوقی است، حتی اگر نامهای پرطمطراق بر خود بگذارد.
#ایران
#سازمان_صلح_طاهری
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#نه_به_حکومتهای_موروثی
#نه_به_دیکتاتوری
#نه_به_چپاولگران
#Iran
#IranMassacre
#IranRevoIution2026
@Europarl_EN