نقل است هنگام مرگ ابوبکر شبلی، وی آتشی برافروخت، خاکسترش بر سر نهاد، شعله بر تن میزد، میسوخت و کفر میگفت. علت پرسیدند، گفت: «به ابلیس رشکم آید که او شایستهٔ لعنت خدا بود، من نیز کافر شوم که از خدا چیزی نصیبم آید، که در وادی طلب، هرچه از معشوق آید خوش آید، ولو لعنت و نفرین».