Whether or not Europe stands with us, whether or not your journalists do their jobs, whether or not your politicians demonstrate the courage to act, I will fight for my people and my country.
مغالطهی «آموزش به زبان مادری»؛ از شعار تا واقعیت علمی و اجرایی
در پاسخ به ادعای آقای عبدالله مهتدی و جریاناتی که مسئلهی زبان را به ابزاری برای دوقطبیسازی تبدیل کردهاند، باید چند واقعیت میدانی و علمی را فارغ از هیاهوهای سیاسی بازخوانی کرد:
۱. توهمِ «محرومیت»؛ در ایران کسی از زبان مادری منع نشده.
در ایران هیچ قانونی وجود ندارد که شهروندی را از حرفزدن، نوشتن یا نشر آثار به زبان مادریاش منع کند. کُرد، لُر، ترک، بلوچ و عرب، آزادانه در خانه و اجتماع با هویت خود زندگی میکنند. زبانهای محلی، روح جاری در فرهنگ ما هستند و دولتها نه توان حذف آنها را دارند.
۲. چالش «زبان معیار»؛ ریاضی، فیزیک، علوم را به کدام گویش درس بدهیم؟
یکی از بزرگترین موانع اجرایی، نبود یک نسخه واحد و معیار برای بسیاری از این زبانهاست.
• در زبان کردی: با تنوع گستردهای از سورانی، کرمانجی، کلهری، هورامی و... روبرو هستیم.
• در زبان لری: تفاوتهای جدی میان لری شمالی، بختیاری و لری جنوبی وجود دارد.
وقتی هنوز میان نخبگان این اقوام بر سر یک «زبان معیار» توافق وجود ندارد، آموزش رسمی با کدام گویش باید آغاز شود؟ انتخاب هر کدام، به معنای نادیده گرفتن و به حاشیه راندن سایر گویشهای آن قوم است.
۳. فقدان زیرساخت علمی و هزینهی بهروزرسانی
آموزش فقط حرف زدن نیست؛ تولید محتواست.
• تولید علم: کتابهای مرجع پزشکی، مهندسی و علوم پایه به این زبانها وجود ندارند.
• بهروزرسانی: در دنیای امروز که علم فیزیک و تکنولوژی ثانیهای پیشرفت میکند، ترجمه و تألیف مداوم تمام کتب درسی برای دهها زبان و گویش محلی، عملاً غیرممکن و از نظر اقتصادی و نیروی انسانی، فلجکننده است.
۴. مغالطهی قیاس با سوئیس و کانادا
کسانی که ایران را با کانادا یا بلژیک و سوییس مقایسه میکنند، دچار خطای شناختی هستند. زبانهای فرانسه، آلمانی یا ایتالیایی، قرنهاست که زبان تولید علم در سطح جهانیاند. این زبانها دارای آکادمیهای بینالمللی، هزارانهزار کتاب مرجع دانشگاهی و شبکه جهانی ارتباطات هستند. مقایسه این بستر آماده با زبانهای محلی ما که عمدتاً جنبه فرهنگی و ادبی دارند، یک قیاس اشتباه است.
۵. فارسی؛ پل ارتباطی و زیرساخت ملی
زبان فارسی در ایران نه متعلق به یک قوم خاص، بلکه «میراث مشترک» و حلقهی وصل همهی اقوام است. فارسی پلی است که کُرد و بلوچ و آذری را به هم و به منابع ملی و جهانی وصل میکند. تضعیف این پل به بهانه آموزش به زبانهای محلی، نتیجهای جز «انزوای آموزشی» فرزندانمان و محدود کردن آنها در مرزهای جغرافیایی کوچک نخواهد داشت.
«آموزشِ زبان مادری» (به عنوان یک واحد درسی و برای حفظ میراث ادبی) حق و فرصت است، اما «آموزش به زبان مادری» در دروس علمی، نه شدنی است و نه به نفع آیندهی تحصیلی دانشآموزان. اگر به دنبال حفظ زبان مادری هستیم، بهترین راه تولید محتوای دیجیتال، خلق ادبیات و پادکست و گفتگو در خانواده است؛ نه انتظار دولتی.
پاینده ایران