بعد از مدت ها رفتن به باشگاه های ادایی رفتم یه باشگاه ساده و قدیمی پیدا کردم که با یه سری حاج خانوما و دخترای ساده ای که فقط برای ورزش کردن میان رو به رو بشم.
تحمل ادا بازی رو ندارم واقعا
بخوام در مورد فردای روز عروسی براتون بگم ، باید بگم که خیلییی خسته ام ولی خیلی حالم خوبه
خیلی خیلی احتیاج به حموم دارم ولی کف اشپزخونه نشستم و برای بار نمیدونم چندم دارم کلیپ فرمالیتمون رو نگا میکنم🥰
امروز چند تا از دوستای خیلی قدیمیم رو دیدم و متوجه شدم که من چقدرررر فرق کردم ، چقدر عوض شدم و خیلی خوشحالم ازین تغییرات
متوجه شدم که چقدر عاقل تر و پخته تر شدم
واقعا خدایا شکرت ❤️
یبار خونه ی یکی از فامیلای بابام دعوت شدیم وسط مهمونی خانومه تلویزیون رو روشن کرد و به مامانم وسط صحبت کردن هیس کرد و شروع کرد به حریم سلطان دیدن =))
اخر شب هم ک داشتیم میرفتیم رفت یه بسته گوشت یخ زده از فریزر درآورد گفت بشینین براتون کتلت درست کنم
ساعت ده ، یازده شب :))))