پزشک متخصص، بلد نبود کد داروهام رو پیدا کنه و تو سیستم بزنه، هیچی دیگه خودم نشستم سرچ کردم، بین مریض کد رو دادم وارد کنه، از اینور هم چک کردم درست نوشته باشه. و بله دیدم یه قلم از داروها رو هم اشتباه زده.
تهش هم با طلبکاری و تندی پرید بهم
این داستان زندگی منه
ابتذال همدلی ینی
اشک ریختن برای چیزی،
بدون هزینه دادن، بدون کمک مستقیم، همراه با تصور موثر و مفید بودن
کاش برای پاره کردن خود برای روایتی از واقعهای در ۱۳۰۰ سال پیش، در جوار کسایی که خودشون نماد شر هستن و معتقدن بقای سیستمشون به همین آیین بند هست هم
واژهای کافی داشتیم
دیشب داشتم به زنهای افغان فکر میکردم و خوابیدم، بعد خوابی دیدم که ربطی به اونها نداشت، اما برا من همون حس رو داشت.
دوست نزدیکم یه بیماری گرفته بود که تمام پوست بدنش به مرور لیز و لزج میشد، شبیه بدن شکل نگرفتهی جنین، و نمیتونست هیچی رو دست بگیره یا راه بره