اشکهای بی امان محمدرضا جعفری فرزند شهیدان حمله وحشیانه آمریکا به منطقه مسکونی در قشم؛
«راه پدر و مادرم را ادامه میدهم...کاری میکنم همه مردم به شما افتخار کنند.»
پرستاران، بیماران را به خانههای خود بردند!
تصاویر دوربین مداربسته از بخش کودکان سرطانی بیمارستان خوزستان، در زمان حمله آمریکا.
استاندار خوزستان: وقتی به بیمارستان حمله شد، پرستاران بچههای بیمار را به خانههای خودشان بردند.
صهیونیستها شاید یکی از معدود گروه هایی در طول تاریخ هستند که نه تنها جنایت می کنند، بلکه جنایت را آشکار و با افتخار و وقاحت انجام می دهند.
شمای جنگ طلب به این ویدیو گوش کنید. کودکان شما از دید این جنایتکاران محمد کوچولوهای آینده خواهند بود.
این دو کودک پدر و مادرشون رو در حمله آمریکا به قشم از دست دادند
ولی من این عکس رو تو استوری سلبریتی ها،علی کریمی ها و نگران های جنوب نمی بینم چرا!
حقا که واژه ی لاشخور برازنده ی شماست
نتانیاهو توی نشست اخیرش گفته: حضور خبرنگار توی غزه لازم نیست وضعیتو از طریق گوگلمپ پیگیری کنید..
چون گوگل مپ نمیتونه بلایی اسرائیل داره سر ادما و بچه ها درمیاره و نشون بده..
صدای ترس و اشک این بچه توی گوگل مپ ثبت نمیشه!
وقتی گفتیم و نوشتیم که مردم در شب ۱۸ دی برای ایران اینترنشنال درباره کشتار عظیمی که در حال وقوع بود فیلم فرستاده بودند و آنها پخش نکردند، دوستان خودمان با ناباوری گفتند مدرکش کو؟! پس از آن، مدارک زیادی از گفتههای خودشان بیرون آمد و این یکی، آخرینش است.
• چرا خبر کشتار وسیع را داشتند و در آن زمان که تنها منبع مردم بیاینترنت بودند پخش نکردند و در عوض تنها بر طبل فراخوان پهلوی و نیروهای ریزشی دروغین و فروریختن دستگاه سرکوب و حمایت خارجی کوبیدند؟
• چرا این روزها بهطور مستمر و ویژه به آن کشتار عظیم میپردازند؟
در این دو سوال، نشانههای زیادی است برای آنها که میاندیشند.
ای که درد بلات بیافته بر سر پهلویچیهای خائن
⭕️ شعرخوانی دختر تاجیک برای ایران:
"الهی دور باشد از حریمت جنگ و ویرانی
وطن طاقت بیاور اندکی اینسان نمیمانی"
درود و سلام و نور بر همتباران تاجیک من که نسلی را پرورش دادهاند که ایران را وطن خود می سرایند و میپرستند.
ای کاش میتوانستم باور کنم که اگر تنگه باز شود، اگر مذاکره کنیم، یا حتی اگر جمهوری اسلامی هم دیگر نباشد، آمریکا و اسرائیل دست از سر مردم ایران برمیدارند.
اما من چنین باوری ندارم. آنچه در سالهای اخیر دیدهایم، این است که فشارها و تهدیدها فقط به یک حکومت محدود نبوده و بار اصلی آن را مردم عادی پرداختهاند. به همین دلیل فکر میکنم هدف، صرفاً تغییر یک حکومت نیست؛ بلکه تضعیف و ویران کردن ایران است. در چنین شرایطی، فارغ از هر اختلاف و انتقادی که به حاکمیت وجود دارد، تنها راه حفظ کشور، ایستادگی و مقاومت در برابر تجاوز خارجی است.
https://t.co/pKsZ9D0SUp
نیویورکتایمز با بررسی فیلم، عکس و تصاویر ماهوارهای گزارش داد آمریکا یک بمب ۲۰۰۰ پوندی (حدود ۹۰۷ کیلوگرمی) مارک-۸۴ را روی خانه مسکونی یک خانواده در محله چاهتنگو جزیره قشم انداخت. این بمب که یکی از بزرگترین بمبهای متعارف آمریکا است، راننده تاکسی قیصر جعفری، همسرش زهرا و پسر ۲ سالهشان سینا را کشت. هیچ نشانه یا گزارشی از هدف نظامی در نزدیکی خانه وجود نداشت.
امیدوارم که کشورم سربلند دفاع کند و پاسخ این جنایتکاران را بدهد.
آقای صفوی، نکته دقیقاً همینجاست: اورانیوم ۶۰ درصدی نه بازدارندگی بود و نه علت مستقل حمله؛ ماندن در آستانه، بدون عبور از آن، پنجره حمله را باز گذاشت. ایران در وضعیتی قرار گرفت که برای دشمن «تهدید بالقوه» بود، اما هنوز توان تحمیل هزینهای غیرقابلقبول و پاسخ بقاپذیر را نداشت. این خطرناکترین نقطه راهبردی است: ایجاد انگیزه برای حمله، بدون ایجاد ترس از پاسخ.
راه، ماندن ابدی در برزخ آستانهای نبود؛ راه، عبور از آستانه و تبدیل ظرفیت فنی به بازدارندگی معتبر بود. بازدارندگی هم با چند بشکه اورانیوم ساخته نمیشود؛ توان آزمودهشده، سامانه فرماندهی و کنترل هستهای امن یا NC3، ابزار انتقال قابلاعتماد و امکان پاسخ پس از ضربه نخست میخواهد.
اما نسخه «تحویل گرد و غبار به ترامپ» از این هم خطرناکتر است. نمیگویم شما آن را میخواهید اما بسیاری از سخنشما این نتیجه را میگیرند. اما تحویل ذخایر، لزوماً پنجره حمله را نمیبندد؛ برعکس، ممکن است طرف مقابل را مطمئن کند که ایران دیگر نمیتواند در یک بحران، مسیر هستهای را برای پاسخ و بازدارندگی طی کند. یعنی همان تهدیدها باقی میماند، اما یکی از مهمترین ابهامات بازدارنده ایران حذف میشود.
مواد بهتنهایی بازدارنده نیست؛ اما تحویل مواد بدون تضمین امنیتی الزامآور نیز صلحآور نیست. خلع یکجانبه ابزار، بدون رفع پایدار تهدید و بدون تضمین معتبر، ممکن است نه به آرامش، بلکه خدایناکرده به مرحلهای تلختر و تاریکتر منتهی شود.
مسئله این نبود که چرا اورانیوم ۶۰ درصد مانع حمله نشد؛ مسئله این بود که چرا ایران سالها هزینه آستانهایشدن را پرداخت کرد، اما منافع بازدارندگیِ عبور از آستانه را به دست نیاورد.
وارد شدن به جنگ زیرساخت به نفع دشمن نیست؛ چون زیرساختزدایی از حامیان آمریکا در منطقه برای ما بسیار آسان است.
اگر نیروگاه ما را بزنند، چاه نفتشان میخورد و خودشان میدانند این چه تاثیر پایداری بر بازار دارد!
ما حتی منتظر نماندیم؛ سرورهای آمازون در بحرین و کویت که ماشین هدفگیری آمریکا و اسرائیل را تغذیه میکردند، منهدم کردیم تا انعطافپذیری عملیاتیشان را فلج کنیم.
پایگاههایشان در حال تخلیه است و حالا مجبورند تا خود اسرائیل عقبنشینی کنند.»
مطابق گزارش رسانههای ایرانی، یک منبع نزدیک به مذاکرهکننده ارشد ایران میگوید تهران طی این هفته سه پیشنهاد آتشبس مورد حمایت آمریکا را که از طریق #قطر ، #عراق و #پاکستان منتقل شده بود، رد کرده؛ موضوعی که گفته میشود دونالد ترامپ را خشمگین کرده و او را به سمت اعلام یک حمله گسترده علیه ایران سوق داده است.
این منبع ترجیح میدهد و اشاره میکند ایران منتظر است تا سطح ذخایر استراتژیک نفت آمریکا به پایینترین حد بحرانی خود که انتظار میرود تا اواسط آگوست رخ دهد، برسد و قیمت نفت به حدود ۱۲۰ دلار در هر بشکه برسد؛ پیش از آنکه هرگونه توافقی را بررسی کند و در نهایت، دونالد ترامپ مجبور خواهد شد شرایط ایران را بپذیرد که به معنای تسلیم یا عقبنشینی کامل/TACO است.
طبق آخرین دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده (SPR) به حدود ۳۱۱.۴ میلیون بشکه کاهش یافته که پایینترین سطح آن از مارس ۱۹۸۳ تاکنون است. تحلیلگران هشدار میدهند اگر اختلالات بهطور همزمان هم به بابالمندب و هم به تنگه هرمز آسیب بزند، قیمت نفت میتواند در ماه اوت به حدود ۱۲۴ دلار در هر بشکه برسد.
با توجه به تجربه زیسته، مطالعات و آنچه درباره سیاست آمریکا و تحولات منطقه خوانده، دیده و دنبال کردهام، با این چهار دقیقه از صحبتهای سعید لیلاز کاملاً همدل و همنظر هستم
‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️
سعید لیلاز:
غیرممکن بود ما بتونیم جلوی جنگ رو بگیریم. غیرممکن بود. زمانش ممکن بود عقب و جلو بیفته، ولی چون آمریکاییها زمان رو به زیان خودشون میدونستند و ایران رو در حداکثر ضعفی که ممکن بود میپنداشتند، چه ضعف نظامی، چه ضعف اقتصادی و چه ضعف مشروعیت داخلی و بینالمللی، بعد از حوادث دیماه ما در کف مشروعیت داخلی و بینالمللی بودیم.
این جملهی آدولف هیتلر مشهوره که وقتی میخواست به شوروی حمله کنه، میگفت: «یک لگد به در بزنیم، کل ساختمان فرو میریزه.» اینها هم فکر میکردند همین اتفاق میافته.
بله، اینها فکر میکردند زمان به زیان آمریکاست. آمریکا از سال ۲۰۲۷ میخواد روی مسئلهی چین متمرکز بشه. سرعت قدرت گرفتن چین اینقدر زیاده که اگر آمریکا در این یکی دو سال با ایران برخورد نمیکرد، ممکن بود هرگز نتونه این کار رو انجام بده.
بنابراین اینکه ما فکر کنیم میتونستیم با دیپلماسی جلوی این جنگ رو بگیریم، یک اشتباه بزرگه.
مهرماه ۱۴۰۴، اگر اشتباه نکنم، از دفتر آقای لاریجانی با من تماس گرفتن که بلند شو بیا شورای عالی امنیت ملی، جلسه داریم. همون روز بلافاصله بلند شدیم و رفتیم خدمتشون.
به ما توضیح دادند که در جریان مذاکرات نیویورک، با وساطت آقای مکرون، با تیم آمریکایی نشستیم و چانهزنی کردیم. آقای مکرون هم میگفت: «آقا، بیاید مصالحه کنید.» در نهایت به یک توافقی رسیدیم.
وقتی تیم آمریکایی این توافق رو برای آقای ترامپ بردند، آقای ترامپ گفت: «نه، من قبول ندارم. این کمه. یک مقدار دیگه هم بهش اضافه کنید.»
جزئیاتش رو به ما نگفتند. من هم مثل بعضی دوستان نیستم که از خودم چیزی بسازم. عین چیزی رو که میشنوم میگم.
رفتیم و دوباره برگشتیم. چیزهایی رو که آقای ترامپ خواسته بود قبول کردیم. جمهوری اسلامی پذیرفت. این جملهی منِ لیلاز نیست، جملهی شهید لاریجانیه.
دوباره بردند پیش آقای ترامپ. گفت: «نه، من نمیخوام. این کمه. دوباره بیشترش کنید.»
بار سوم و بار چهارم، ما یقین پیدا کردیم که ایالات متحدهی آمریکا دنبال مصالحه نیست. آقای مکرون الان شاهده و میتونه این حرف آقای لاریجانی رو راستیآزمایی کنه. ما مطمئن شدیم که آمریکاییها دنبال توافق نیستند.
در مهرماه ما رو صدا کرد و گفت بر همین قیاس، ما حدس میزنیم تا پایان دیماه، یعنی تا پایان سال ۲۰۲۵، به ایران حمله خواهد شد و یک تهاجم نظامی جدید شکل خواهد گرفت. برخورد بین ایران و آمریکا گریزناپذیره.
ما ۳۰ سال در حال دیپلماسی بودیم. ۳۰ سال موفقیتآمیز کوشیدیم جلوی جنگ رو بگیریم، ولی رسیدیم به جایی که دیگه نمیشد.
چرا نمیشد؟ هم دولت آمریکا دولتیست که به قول خودشون نئوکانه و هم اینکه آمریکاییها دارن خودشون رو برای برخورد با چین آماده میکنن.
یادتون باشه در زمینهی سیاست خارجی، کمترین تفاوت بین دموکراتها و جمهوریخواهها وجود داره. اصلاً تفاوتی وجود نداره.
وقتی آقای بایدن در سال ۲۰۲۰ رئیسجمهور آمریکا شد، از ژانویهی ۲۰۲۱ به بعد تقریباً تمام مصوبات دولت آقای ترامپ رو لغو کرد، غیر از سه مورد: یکی تحریمهای ایران، یکی تحریمهای چین و یکی تحریمهای کوبا.
بنابراین اینکه فکر کنید به خاطر اومدن آقای ترامپ، رویکرد دولت آمریکا عوض شده، سادهلوحانهست.
آمریکاییها برای اینکه بتونن تکلیف خودشون رو با چین روشن کنن، چارهای ندارن جز اینکه ایران رو بهعنوان پشت جبههی خودشون صاف کرده باشن. اولاً ایران قدرت بزرگیه و ثانیاً باید گلوگاه نفتی چین که بهش وابستهست، یعنی خلیج فارس، رو قیچی کرده و تحت کنترل گرفته باشن.
به همین دلیله که بعد از سقوط مادورو در ونزوئلا، من همواره فکر میکردم که داستان ایران بهزودی تغییر خواهد کرد. یعنی آمریکاییها نمیتونن برای حرکت به سمت چین، از بابت نفت ایران و تنگهی هرمز خیالشون راحت نباشه.
تله تل آویو و ساعت صفر هژمونی: چرا ماشین جنگی آمریکا در خاورمیانه به خودکشی افتاد؟
بمباران عصبی امشب از اهواز و امیدیه تا قشم و جاسک، غرش قدرت واشنگتن نبود؛ فریاد استیصال هژمونی در یک بن بست مادی و سیاسی بود. شواهد میدانی و داده های OSINT پرده از یک فروپاشی ساختاری برمی دارند که کلید اصلی آن در تل آویو پنهان است.
۱. موتور محرک؛ تصاعد کاتالیزوری و پناهگاه های باز:
تمام این بحران یک طراح اصلی دارد: اسرائیل. تل آویو به خوبی می داند در برابر دکترین موشکی شلیک و فرار (Shoot-and-Scoot) و جنگ فرسایشی ایران، فاقد عمق استراتژیک برای بقاست. دستور سراسری برای باز شدن پناهگاه ها در اسرائیل، اثبات قطعی این مدعاست که تل آویو می داند چه طوفانی را استارت زده است. آنها برای در امان ماندن از این طوفان، چاره ای جز قفل کردن آمریکا در یک جنگ تمام عیار ندارند. در واقع، دم در حال تکان دادن سگ است.
۲. پنجره در حال بسته شدن (The Closing Window):
اسرائیل و ترامپ با زمان مسابقه می دهند و دو تایمر مرگبار علیه آنها فعال شده است:
تایمر اقتصادی: عبور سریع نفت برنت از مرز ۱۰۱ دلار، بمب ساعتی تورم را در وال استریت روشن کرده است.
تایمر سیاسی: رای ناپلئونی ۴۹-۴۷ سنا برای مسدود کردن قطعنامه اختیارات جنگی، نشان داد ترامپ فقط با ۲ رای از تله قانونی فرار کرده است.
پنجره تحمل اقتصادی و سیاسی واشنگتن در حال بسته شدن است؛ آنها فقط چند روز برای یک اسپرینت انتحاری فرصت دارند.
۳. حقیقت میدانی؛ پایگاه های خالی و سقوط دکترین قرن ۲۰:
سنتکام در بیانیه اش ادعای باز بودن هرمز را دارد، اما تصاویر ماهواره ای جدید افشا می کند که پایگاه العدید قطر (قلب تپنده آمریکا در منطقه) کاملا تخلیه شده است (۰ پرنده روی رمپ)! ماشین کند قرن بیستمی آمریکا، از ترس کلاهک های بارانی قرن ۲۱می ایران (مثل خرمشهر-۴)، پایگاه هایش را خالی کرده و ناچار به پرواز بمب افکن های B-1 از فواصل بسیار دور شده است.
۴. مرگ دیپلماسی و تغییر پارادایم:
همان طور که در تحلیل های دقیق امثال حمیدرضا عزیزی نیز کالبدشکافی شده است، ما با فروپاشی کامل قواعد نانوشته و معماری بازدارندگی پیشین روبه رو هستیم. واشنگتن با لغو مکرر توافق ها، عنصر تضمین معتبر را نابود کرد و تهران به همین دلیل، پیشنهاد آتش بس ترامپ را قاطعانه رد کرد. از سوی دیگر، خروج هماهنگ دیپلمات های انگلیس، آلمان و فرانسه از تهران، اثبات می کند که اروپا تغییر این پارادایم و بوی باروت تلافی بزرگ ایران را حس کرده و در حال پاکسازی شعاع انفجار است.
نتیجه گیری:
شلیک ده ها پرتابه به اهواز و پرواز پهپادها روی تهران، نشانه قدرت نیست؛ بلکه نشانه کوری اطلاعاتی و شخم زدن عصبی نقشه است. واشنگتن برای خروج از تله اسرائیل، کورکورانه زیرساخت ها را می زند، این حملات نفت را گران تر می کند، و نفت ۱۰۱ دلاری، پایان جنگ را به کاخ سفید تحمیل می کند. آمریکا در تله استراتژیک متحد خود در حال سوختن است.
#IranWar #USA #Israel #MiddleEast #CENTCOM #Oil #Geopolitics #OSINT #AlUdeid #OilPrices
< زنی که بخاطر «زیبایی» غربی با مادر آلمانی و طبقه اشراف انتخاب و برای «بچه نیاوردن» تحقیر و حذف کردند، ابژه
> زنی که با هویت و پوشش ایرانی از طبقه معمولی جراح شد، با «شایستگی» نماینده مجلس، قانون گذار و وزیر شد و به میلیونها بچه کمک کرد! سوژه
برای این نگاه به زن انقلاب کردیم
زیرساختی و هم از منظر اجتماعی به فروپاشی برسد و چیزی شبیه عراق شود که با یک تلنگر فروبپاشد.
ما نمیخواهیم آمریکا تحریمهای ما را بردارد بلکه میخواهیم خودمان آن تحریمها را رفع کنیم و میان این دو، تفاوتی از زمین تا آسمان است. ۸/۹
سلاحی کثیفتر از بالستیک: کالبدشکافی «تروریسم نیابتی» و پروژه عادیسازی کشتار
در روزهای اخیر، در کشاکش درگیریهای سنگین منطقهای، شبکه نیابتی اسراییل «اسراییل اینترنشنال» میزبان فردی به نام «آرش آرامش» بود؛ شخصی که با افتخار خود را آمریکایی، حقوقدان و عضو حزب دموکرات معرفی میکند. او روی آنتن زنده و با زبان فارسی سلیس، دکترین جدیدی را تئوریزه کرد:
"در ازای کشته شدن هر یک نفر از ما (آمریکاییها)، ارتش ما موظف است ۲۰۰ نفر از نظامیان آنها (ایرانیها) را بکشد." او سپس با ظاهری به اصطلاح منصفانه و حقوقی اضافه میکند که آمریکا سعی میکند این تلفات از نیروهای کادر و با درجه «سروان به بالا» باشد. همزمان، کمپینی برای پخش ویدیوهای شبیهسازی «حمله زمینی آمریکا» و نحوه برخورد با این نیروها در خاک ایران به راه انداخته شده است.
کالبدشکافی اطلاعاتی و روانشناختی این کمپین، پرده از یک استیصال عمیق برمیدارد:
۱. چرا یک «فارسیزبان»؟ (مهندسی معکوس خشم)
ماشین جنگی واشنگتن و هاسبارا به خوبی میداند که اگر یک ژنرال موبلوند پنتاگون روی آنتن بیاید و بلوف کشتار ۱ به ۲۰۰ را بزند، این تهدید عریان بلافاصله نتیجه معکوس داده و به موتور محرک «اتحاد ملی» در ایران تبدیل میشود. بنابراین، این پیام خونبار به پروکسیهایی با اسم و فامیل ایرانی برونسپاری (Outsource) میشود. هدف دیگر ارعاب نظامی نیست؛ بلکه ایجاد «فروپاشی روانی از درون» است. تزریق این سم شناختی که: "شما حتی در میان خودتان کسانی را دارید که حاضرند برای سلاخی شما هورا بکشند." این کثیفترین نوع تروریسم برای القای حس تنهایی و فلج کردن اراده جامعه است.
۲. پروژه «جداسازی» برای عادیسازی جنایت
تاکید این به اصطلاح حقوقدان بر کلیدواژه «سروان به بالا»، یک تکنیک کلاسیک در عملیات روانی (PSYOPS) برای کاهش هزینه اخلاقی جنایت است. آنها میخواهند با این جداسازی کاذب، کشتار ۲۰۰ برابری هموطنان را در ذهن مخاطب ایرانی «موجه، بهداشتی و هدفمند» جلوه دهند تا قتلعام، فرم «نرمال» به خود بگیرد.
۳. توهم تهاجم زمینی در اوج فروپاشی لجستیکی
کمدی تراژیک ماجرا دقیقا همینجاست. این رجزخوانیهای ۱ به ۲۰۰ و شبیهسازیهای حمله زمینی زمانی از استودیوهای لندن و واشنگتن پخش میشود که سنتکام در میدان کینتیک قفل شده است!
ارتشی که موشکهای رهگیرش در کویت و اردن تمام شده، برای پنهان کردن آمار ۴۳۰ مجروح خود به سپر OPSEC پناه برده و برای توقف انهدام پایگاههایش التماس آتشبس ۱۰ روزه دارد، حتی توانایی دفاع از سنگرهای بتنی خود را ندارد، چه رسد به «تهاجم زمینی» به جغرافیای ایران.
نتیجه راهبردی:
وقتی امپراتوری رو به زوال در میدان واقعیت فلج میشود و مجبور است تابوت جوانان ۱۹ سالهاش را از پایگاههای اردن شبانه به خانه برگرداند، خطرناکترین سلاحش نه بمبافکنهایش، بلکه پروکسیهای مسخشدهای هستند که ماموریت دارند جای خالی پاتریوتهای از کار افتاده را با «تروریسم روانی» پر کنند.
#OSINT #CognitiveWarfare #PSYOPS #CENTCOM #Geopolitics #MiddleEast #MediaManipulation
#Propaganda