خدای رودخانه نیز برای نجات دخترش او را به درخت برگ بو (Laurel) تبدیل کرد. آپولو که از دیدن این صحنه غمگین شد، تصمیم گرفت برگ این درخت را نماد جاودانهٔ خود کند. از آن پس، برگ بو به نماد مقدس آپولو تبدیل شد و از آن در تاجهای پیروزی استفاده شد.
#رشتو
داستان «آپولو و دافنه و اروس» یکی از معروفترین داستانهای اسطورههای یونانی است که ریشه در عشق نافرجام و قدرت سهمگین عشق دارد .
داستان با تحقیر اروس (کوپید)، خدای عشق توسط آپولو، خدای خورشید و هنر، آغاز میشود. روزی آپولو تیراندازی اروس را مسخره کرد و گفت:۱/
دافنه سریعتر میگریخت. آپولو التماس میکرد، از زیباییاش تعریف میکرد، به او وعدهٔ خوشبختی و ثروت میداد، اما دافنه به دلیل تأثیر تیر اروس، بهشدت از او میترسید و میگریخت. سرانجام، دافنه که از فرار خسته شده بود، نزد پدرش (پنئوس) دعا کرد که نجاتش دهد.۴/
آنقدر زیبا رقصید که شاه گفت: هرچی بخواهی به تو میدهم.
مادرش گفت: از او بخواه سر یحیی را بیاورد .
سالومه همین را گفت.
شاه قبول کرد.
سر یحیی را در سینی آوردند.
این صحنه، قرنها الهامبخش نقاشها، نویسندهها و آهنگسازها شد.
#رشتو
سالومه دختری بود زیبا و جوان.
مادرش، هرودیاس، با پادشاه (که عموی خودش بود) ازدواج کرد؛ کاری که طبق تورات حرام بود.
یحیی، پیامبر، با این ازدواج مخالفت کرد.
پادشاه از این کار اوخوشش نیامد و او را به زندان انداخت.
روزی در یک مهمانی، سالومه که به اغواگری شهرت داشت ۱/