مهاجرت به شکل غریبی ماهیت پویای شخصیت رو بهت نشون میده؛ اینکه بخش بزرگی از کسی که هستی چیزی بیش از ساز و کارهایی برای سازگاری با محیطی که در اون پرورش پیدا کردی نیست. تماشای تغییر آنچه که در مورد خودت تغییرناپذیر تصور می کردی، افق ادراکت رو از کسی که میتونی باشی گسترش میده.
سال اول که برگشتم ایران همه بودن، تمام دو هفته هر روز یکی از بچهها رو دیدیم، سالهای بعد هی کمتر شد الان که بخوام برگردم ایران دیگه هیچ دوستی ایران ندارم همه اینجان، الان ایران فقط مامان بابام هستن.
زندگی در این خاک آسه برو و بیا و جادهی امن، نداره. مجرم بودن به سادگی آب خوردن و روتین زندگیمونه. پس حتا فکر کردن به اینکه «شاید یه کاری کردن» و «مگه میشه؟» غلطه! چون میشه و بارها شده که به همین سادگی زندگی رو ازمون بدزدن.
#نیلوفر_حامدی#الهه_محمدی#الهه_نیلوفر
آب در #غزه به مرحله ««اول کودکان» رسید. آب تمام میشود و نان هم.
بزرگترها روز یک وعده و اول بچهها...
آدم باور نمیکند که آدمها میتوانند از چنین جنایتی دفاع اخلاقی کنند
از AI استفاده میکنن که تهوع برانگیزترین و پوسیده ترین ایده هارو تصویر کنند. موفق شدن به این ابزار دست پیدا کنن که لباس عروس تن مبارزترین دخترهای این کشور بکنن. جامعه ای که تصورش از نهایت زندگی یک زن «عروس» شدنه و حتی به دختر بچه های زیر سنشم رحم نمیکنه.