بر اون فرض هم «رِه» نوشته میشه.
صداهای کوتاه رو یه چیزی فرود میان. «_ًُ» روی «و» و «_َ» و «-ِ» روی «ه».
هیچ لغتی نیست که حرف آخرش ساکن نباشه مگر بخش اول ترکیبات. فقط واو عطف استثناست. اونم به مرور اینجوری شده و یحتمل پیشتر به لغت دوم میچسبیده: گفت وگو، ممد وعلی…
حالا این حناق نجاست از اطلاعات واسه «پبجوندن» استفاده کرده، ولی ما پیشتر خودمون «بابای اعدامیم» مذگان صرفاً در جهت نیل به لایههای زیرین البسه داشتیم.
Have heard from an Iranian friend that her partner in Teheran has sent her a message. He is a leftist and is telling her that the US/Israelis are targeting a number of known leftists homes in Teheran and elsewhere in an attempt to make sure there's no opposition to their favoured candidate once they destroy the regime. What this reveals is the degree of penetration by Mossad in Iran. What it also means is that this is not going to be an easy occupation for the US and its Israeli buddies.
حالا ۸۸ و قبلشم همچین پولیتیزه نبود. یه اقلیت سیاسی تو دانشگاه بودن که زور میزدن فضا سیاسی شه و یه اکثریتی که به اون اقلیت به چشم احمق نگاه میکردن، هر چند سال یه بار هم به خاتمی یا سهیلا جلودارزاده رای میدادن. بعدشم عاشق نگاه میرحسین شدن، الانم به شاپور دخیل بستن. #نسل_پسل
دانشگاهی که بعد ۸۸ کاملاً دپولیتیزه شده، اگه شعاری فراتر از «جاوید شاه» بده، باید تعجب کرد! دانشگاهی که توش هیچ تشکیلات سیاسیای نبوده و کوچکترین فعالیت سیاسی یا حتی مدنی به شدت سرکوب شده، دانشجوهاش تفاوتی با بقیه جامعه ندارن و در واقع از جنس همون توده بیشکل بیرون دانشگاه هستن.
فارغ از سندروم خود بختیار-امیرشاهی-(و اخیرا رحیمی) پنداری، پنجاهوهفت اتفاقاً دقیقاً همین است که میبینید و پنجاهوهفتی همان است که در آینه میبینید. (علیالخصوص در آینههای اروپای غربی و امریکای شمالی).
تفاوت این جنون با آن یکی صرفاً فقدان عاملیت است. سخت نگیرید.
حوصله خوندن هیچ متن/تحلیل/ هرچی… بیشتر از یه پاراگراف رو ندارم. نمیکشم.
هی میبینم نوشتین یا شیر کردین باز میکنم میبینم ده تا پاراگراف یا ده صفحهاست، همونو میبندم.