هرچه بیشتر کتاب میخوانم، فهرست کتابهایی که هنوز نخواندهام طولانیتر میشود. قبلاً این را نشانه عقب ماندن میدانستم، حالا فکر میکنم شاید زیبایی کتابخوانی همین باشد: همیشه چیزی هست که هنوز کشفش نکردهام.
هی داریم به دی نزدیک میشیم. داره میشه یکسال. جدی جدی. ببخشید که گذر زمان اجتنابناپذیر بود و گذشت. ما ناگزیر بودیم که ادامه بدیم.
من هیچوقت، هیچشبی، فراموشتون نمیکنم.
بیدار میشی، آهنگ میذاری، جین قهوهای میپوشی، کدوحلوایی پوره میکنی، به قهوهات دارچین اضافه میکنی، موهات رو میبافی و روبان توری بهش می بندی
این اگه تعریف بی نقص بودن نیست، پس چیه؟!