امروز صبح یک پیک موتوری برعکس در خیابان اصلی وارد چهارراه شد. به #پلیس رسید و تصور کردم محتمل جریمه میشود. پلاک را با قفل چرخ پوشانده و کلاه نداشت.
با کمال تعجب مأمور صرفاً به او اشاره کرد که سریع عبور کند!
بنظرم دیگر #قانون راهنمایی و رانندگی در خصوص موتورسیکلت صدق نمیکند!
برای #حجاب_اجباری ، ۸۰۰۰۰ تا مأمور دارن، هزار تا دوربین، سامانه اطلاعرسانی، و لشکر آدمفروش.
اما برای بیقانونیِ واقعی، برای رانندهای که با پررویی وسط پیادهرو پارک میکنه، برای موتورسوارِ بیپروا که روی خط عابر میتازه و فحاشی میکنه، برای مغازهداری که پیادهرو رو تصرف کرده، یا برای سارقینی که روز روشن با قمه مردم رو میزنن، هیچکس نیست، هیچ مأموری پیدا نمیشه، هیچ سامانهای کار نمیکنه.
تهران پر از جرم، تجاوز به حقوق شهروندی، و بیقانونیِ عریان شده، اما چشمِ حکومت فقط دنبال تار موی زنه.
اینجا قانون فقط اونجاست که بخوان توی زندگی مردم سرک بکشن.
برای امنیت مردم، عدالت، یا نظم شهری، بودجه و نیرو ندارن؛
ولی برای تحقیر، کنترل، و دخالت در خصوصیترین وجوه زندگی، لشکر دارن.
۸۰۰۰۰ مأمور برای مو،
صفر مأمور برای دزد، متجاوز، قانونشکن و بیفرهنگ.
دوربین برای حجاب دارن، نه برای پارک دوبله ۴ خط، نه برای دزدی از خیابان، نه برای کتک خوردن مردم وسط ترافیک.
تهران فقط بیعدالت شده.بی مدیر لایق، بی دلسوز
شهری که نظم و قانونش فقط تا مرز موی زن کار میکنه، اسمش متمدن نیست، نمایش وحشیانهی اولویتهای بیمارِ حکومتیه که از آزادی میترسه.
پلیس راهنمایی عملاً دیگه هیچ تسلطی روی تهران نداره، خصوصاً در مورد موتورسیکلتها که به شکل عجیبی رانندگی در شهر رو تحت تاثیر قرار دادن، همه خیابانهای یک طرفه رو معکوس میان، از پیاده رو، چراغ قرمز، خروجی معکوس بزرگراهها و…عبور میکنن، خطوط ویژه در زیر رکابشونه، توی بزرگراهها هم خودشون رو مالک سمت راست بزرگراه میدونن، از اون طرف هم وضعیت پارک خودروها و ترددشون یک معضل دیگه است.
کلکته و لاهور به تمام معنا.