اسم این بچهها رو گذاشتم جلو صورتتون تو توئیتر سرچ کنید ببینید چندتا توئیت ازشون هست.
بعد خون گریه کنید به حال خودتون که سیاست اینجوری انسانیتتون رو شست و برد.
بالاخره نام راننده سرویس مدرسه میناب رو پیدا کردم…
«محمود غلامیان، راننده سرویس مدرسه بود. کار او فقط رساندن بچهها به مدرسه بود، اما او بعد از رساندن تعدادی از دانشآموزان به مقصد، دوباره به مدرسه برمیگردد که این بار در اثر انفجار پایش به شدت آسیب میبیند و با وجود درد شدید، به جای فرار، به راه خود ادامه میدهد تا مأموریتش را تمام کند و در نهایت در حالی که قصد رساندن او به بیمارستان بود، کشته میشود. او کسی بود که شاید ارتباط خاصی با مدرسه نداشت، ولی به خاطر مسئولیتپذیریاش در قبال جان بچهها، جان خودش را فدای آنها کرد.»
ما نگران زیرساختهای ایران هستیم، نگرانی برای زیرساختهای اعراب باشه برای نوکرانشون...
پن: اون زمان که به فرودگاههای بوشهر و تهران و تبریز و... حمله کردن، شما سگان حلقه به گوش اعراب کدوم گوری بودین؟
اتفاقا درست میگوید.
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، دولت وظیفه تنظیمگری و نظارت بر بازار انرژی را بر عهده دارد، نه اینکه خودش تولیدکننده، خریدار و فروشنده انحصاری برق باشد.
در آمریکا، اروپا، استرالیا و بسیاری از کشورهای دیگر، هزاران نیروگاه خصوصی، شرکت خردهفروشی برق، تعاونیهای محلی و سرمایهگذاران بخش خصوصی در بازار انرژی فعالیت میکنند. شبکه برق معمولا تحت نظارت دولت است، اما تولید و فروش برق رقابتی است.
نتیجه این مدل چیست؟ هر کسی که بتواند برق ارزانتر و کارآمدتر تولید کند وارد بازار میشود. سرمایه برای ساخت نیروگاههای جدید جذب میشود. نیروگاه خورشیدی، بادی و باتری صرفه اقتصادی پیدا میکند. مصرفکننده هم سیگنال واقعی قیمت را دریافت میکند.
در مقابل، وقتی دولت هم تنظیمگر باشد، هم خریدار، هم فروشنده و هم قیمتگذار، معمولا نتیجهاش کمبود سرمایهگذاری، فرسودگی زیرساختها، ناترازی و خاموشی است.
مردمی سازی انرژی یعنی دولت داور باشد نه بازیگر؛ اجازه دهد مردم، شرکتها و سرمایهگذاران نیروگاه بسازند، برق تولید کنند و در یک بازار رقابتی عرضه کنند. دقیقا همان مدلی که بخش بزرگی از جهان سالهاست به سمت آن حرکت کرده است.
📺 فیلم/کجای دنیا دولت گاز و برق را تا درب منزل مردم میبرد؟/دولتها در بهترین حالت عرضه دارند سه صفحه بنویسند و هیچ توانمندی دیگری ندارند
💬اسماعیل سقاب اصفهانی، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی
خرده فروشی برق در چین از سال ۲۰۰۵ از ۰٪ به ۳۰-۴۰ درصد تا امروز رسیده است!
در آمریکا خرده فروشی توسط بخش خصوصی ۸۰٪ است!
یعنی کشورهای توسعه یافته یا سوپر دولتی مانند چین هم فهمیده اند برای توسعه باید به سمت افزایش سهم خصوصی در توزیع رفت!
نه اینکه معکوس به سمت دولتی شدن حرکت کند!
حال عده ای هستند که این صحبت های دقیق و درست را از نفهمی مفرط زیر سوال میبرند!
چون اساسا فرق بین شبکه توزیع و خرده فروشی را نمیفهمند!
اینکه ما ۲۰٪ برق دزدی داریم از معایب سیستم خرده فروشی توسط دولت است که انهم ناشی از "یارانه به مصرف" !
اگر ما دنبال توسعه ایم باید بدانیم بخش خصوصیست که پیشران توسعه کشور است!
۶۰ سال است در کشور با سیاست های دولتی سازی گند زدید قدری بگذارید دیگران ایده های درست را پیاده کنند!
🔴 اعتراض همایون اسعدیان به مثله و تقطیع شدن حرفهایش در برنامه شهیدیفرد
💢 همایون اسعدیان، کارگردان و مدیرعامل خانه سینما:
📌 حضور من در برنامه شما، یکی از همان اشتباههای پرهزینه بود.
📌 من با خودم عهد کرده بودم تا وقتی در صداوسیما، حقیقت باید از صافی سلیقهها، مصلحتها و ممیزیهای همیشگی عبور کند، نه در برنامهای حاضر شوم.
📌 تنها به احترام شما و اصرار چند دوست، از آن تصمیم کوتاه آمدم؛ تصمیمی که حالا بیش از همیشه افسوسش را میخورم.
📌 آنچه از حرفهایم پخش شد، نه روایت من بود و نه حتی سایهای وفادار به مقصودم؛ حاصل کار، کلامی مثلهشده، تقطیعشده و بیروح بود.
📌 در مجموعهای که وفاداری به حقیقت، سالهاست جای خود را به وفاداری به مصلحت داده، اعتماد کردن بیشتر به سادهدلی شبیه است تا حسننیت.
📌 مراقب خودتان باشید؛ در جایی که قیچیها پیش از اندیشه به کار میافتند، احتیاط کمترین ضرورت است.
خونه گردی و قصه خوانی
پانزده سال پیش در مسجدامام علی محله قبرستان شهر دهدشت امام جماعت بودم یکی از برنامه ها این بود که هفته ای یک شب خونه بچه ها می رفتیم انجا باهم کتاب می خوندیم نقاشی می کشیدیم. از مادر بزرگ یا پدر بزرگ خانواده می خواستیم برامون از خاطرات، متل ها و داستان هایی که بلد است برامون تعریف کنه. محله قبرستون غالبا از خانواده های کم بضاعت بودند. یک شب رفتیم خونه یکی از بچه ها خونه خیلی کوچکی داشتند، یک راهرو و یک اتاق کوچک داشتند، مجبور شدیم داخل راهرو که دم در خونه بود نشستیم، خونه قدیمی و سفیدکاری نشده بود، دیوارها کثیف بودن. یکی از بچه ها گفت من خونه ... نمیام بو میده.
من همیشه وسایل پذیرایی را از قبل تهیه می کردم و به ان بچه می دادم تا به لحاظ مالی به زحمت نیفتن.
آن شب با گفتن این حرف بچه خیلی ناراحت شدم، صبحش یک بنا پیدا کردم و رفتم خونه آن بچه را سفیدکاری کردم تا خونه شون از نازیبایی بیرون بیاد. این خونه گردی فارغ از جنبه ترویج کتاب و تربیتی، هدف دیگری داشت، سرکشی و اطلاع پیدا کردن از وضعیت مالی بچه ها بود، از این طریق خونه های زیادی تعمیر شد، مشکلات مالی برخی از خانواده ها رسیدگی می شد. هزینه این رسیدگیها از طریق دوستان مجازی تامین میشد.
با خانواده بچهها بیشتر آشنا میشدم.
فرودگاه مسافربری بوشهر رو طوری بمباران کردهاند که از چند کیلومتری فقط سیاهی میبینی. مردم بوشهر حالا مجبورند برای یک پرواز، ساعتها با خودرو تا شیراز برن چون بعیده این فرودگاه به این زودیها عملیاتی بشه
بعد این بیوطن های اجاره ای برای فرودگاه غیرنظامی کشوری که به آمریکا اجازه ساخت شلتر و تأسیسات نظامی داده، اشک تمساح میریزند و زوزه میکشن
تا دیروز که میگفتیم چرا قیمت مرغ با دلار ازاد دست مردم میرسد میگفتند ارز ترجیحی فقط ۱۷٪ از هزینه های تولید مرغ را پوشش میدهد!
حالا که بجای این جماعت ارز ترجیحی را به مردم دادند یهو تمام هزینه مرغ شد ارز ترجیحی و ۴/۵ برابر شدنش ۶ برابر هزینه را زیاد کرده!
#اتحادیه_رانتخواران