همه فکر کنن که مُردم هیچکس ازم خبری نداشته باشه تو شلوغیه شهر فرار کنم برم به زمانی که بتونم با هویت جدید و آدمای جدید و توی شهر جدید زندگی کردنو تجربه کنم جایی که وقتی عصر میشه بجای صدای بوق ماشینا غرق تماشای غروب خورشید از اونوره دریا بشم و شاید تنهاییو یجوره دیگه تجربه کنم3\>
یکی از قشنگترین تجربیات مشترکمون از دس دادن کرکتر موردعلاقمونه ک واقعیت دنیوی نداره اما بیشتر از اتفاقایی ک تو این دنیا میفته باعث میشه بتونیم ب احساساتمون رجوع کنیم هرچقد ناراحتم کنه بازم معتقدم روز مرگ همه میرسه اما اونا لیاقت یه مرگ تراژیکو مهم ک نتونیم راحت فراموش کنیمو دارن
@sara_96914 انقدر سخته که سرتون تو زندگیه خودتون باشه؟یعنی ببین طرف چقدر گشته چقدر ملت و دید زده که ��ین این همه آدم و شلوغی لاک پات و دیده بعدم میخواستی بش بگی من برای خودم زندگی میکنم نه برای توجه برای همینم هست مث بعضیا کاری به لاک پای ملت ندارم