@Avaliran1@nasserkarami “With or without religion, good people can behave well and bad people can do evil; but for good people to do evil, that takes religion.”
— Steven Weinberg
گذاشتیمون رو یه توپی که با سرعت ۴۵۰ متر بر ثانیه دور خودش و همزمان با سرعت ۱۰۰هزار کیلومتر بر ساعت داره دور خورشیدی میچرخه که اونم با سیارههاش با سرعت ۸۰۰هزار کیلومتر بر ساعت حول مرکز کهکشانی میگردن که با سرعت ۲میلیون کیلومتر بر ساعت توی کیهان ولـِه!
حالا ریز نیا دیگه!!!
دو تا زلزلهی ۷ریشتری به فاصلهی ۴۰ ثانیه از هم😑
۲۰ تا هم پسلرزه تا الان ثبت شده.
تعطیلی رسمی هم بوده، همه خونه بودن.
واقعا باورنکردنیه
گه توو کرهی زمین
جنايت دى ماه به دستور مستقيم مرجع بزرگ شيعيان انجام شده.
بقيه مراجع شيعه هم با سكوت همراهى كردن.
اين جنايت رو نميشه با دوتا نوحه يزدى و بوشهرى از حافظه ذهنى
جامعه پاک کرد .
بچه های داخل ایران متاسفانه ما اینور نمیتونیم از لیلا مادر سیاوش دلاور خرید داشته باشیم میدونم شماها هم گرفتارید ولی لطفا از خانوادههای دادخواه حمایت کنید آنها جوون دادن و کسی جز ما را ندارند لطفا حمایت کنید.
#IranMassacre#JavidShah
حماسه خونین افسریه
۱۹ دیماه ۲۵۸۴
جایی که رفاقت بر مرگ پیروز شد
زیر رگبار گلوله این دلاوران جوان پیکر همرزم خودشون رو رها نکردند و او را بدوش کشیدند
#انقلاب_شیروخورشید
هفدهمین سالگرد جاویدنام مریم سودبر
فرزند ایران و جانفدای میهن
جاویدنام مریم سودبر
کشتهشده ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
هفده سال پیش، در روز خونین ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، هنگامی که جهان با ناباوری آخرین لحظات زندگی ندا آقاسلطان را تماشا میکرد، دختر جوان دیگری نیز در همان خیابانهای پرالتهاب تهران جان خود را از دست داد؛ دختری که نامش کمتر شنیده شد، اما درد رفتنش کمتر از هیچکس نبود.
مریم سودبر نیز در همان روز کشته شد.
او همچون ندا، جوان بود. همچون ندا، رؤیا داشت. همچون ندا، زندگی را دوست داشت.و همچون ندا، با امید به آیندهای آزادتر به خیابان آمده بود.
اما سرنوشت تلخ آن روز، برای مریم نیز چیزی جز مرگ و خاموشی به همراه نداشت. در حالی که نام ندا آقاسلطان به نمادی جهانی از اعتراضات سال ۱۳۸۸ تبدیل شد، مریم سودبر در سکوت و گمنامی از میان ما رفت؛
دختری ۲۱ ساله با قلبی سرشار از عشق به زندگی و میهن، که زیر ضربات خشونت جان باخت و سالها نام و داستانش در سایه ماند.
پدرش سالها بعد با چشمانی اشکبار از او چنین یاد کرد:
«رقصیدن کار همیشه مریم بود وقتی که ما را نگران میدید. مریم اصلاً یک هنرمند بود. خدا میداند وقتی بلند میشد، یکی دو ساعت توی اتاق جلوی من میرقصید، گریهام میگرفت. خداوند آنقدر به او هنر داده بود. یک خروار مو روی سرش بود، چشمهای درشتی داشت، قد بلندی داشت، خیلی زیبا بود، با من خیلی خوب بود. خیلی، خیلی دوستش داشتم. من تنها همین یک دختر را داشتم، من دختر دیگری ندارم..
امروز، در هفدهمین سالگرد جانباختن او، یادآوری نام مریم تنها یادآوری یک انسان نیست؛ یادآوری تمام رؤیاهای ناتمام نسلی است که برای آزادی، کرامت و آیندهای بهتر ایستادند و بهای سنگینی پرداختند.
هفده سال گذشته است، اما هنوز وقتی از ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ سخن میگوییم، باید به یاد داشته باشیم که در کنار ندا آقاسلطان، دختر دیگری نیز در همان روز جان خود را از دست داد؛
جاویدنام مریم سودبر.
دختری که شاید اگر امروز در کنار ما بود، ۳۸ ساله میشد؛
شاید مادری مهربان، شاید هنرمندی درخشان،
و شاید زنی که هنوز با لبخندش خانهای را روشن میکرد.
اما زندگی از او دریغ شد.
مریم جان،
هفده سال از رفتنت گذشته است؛
اما نامت هنوز در قلب کسانی که تو را میشناسند زنده است.
تو را از حافظه این سرزمین پاک نخواهند کرد.
یاد ندا و مریم، یاد همه جانباختگان ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، گرامی باد.
نه فراموشت میکنیم،
نه میبخشیم.
برگرفته از پیج مسعود علیزاده.
@MasoudAlizade20