تو برره وقتی میگفتن بریم آبیاری زمین زراعی، منظورشون این بود که بریم مزرعه دراز بکشیم و به آسمون نگاه کنیم، شاید بارون بیاد.
وقتی فرقه پهلوی میگه داریم مبارزه سیاسی میکنیم:
همراهی و حمایت زنان ایرانی از زنان افغانستانی، عمیقاً زیبا و امیدبخش است.
سالها طالبان و جمهوری اسلامی تلاش کردند میان مردم دو کشور دیوار بکشند؛ اما امروز بیش از آنکه از هم جدا باشیم، دردها، رنجها و آرزوهای مشترک داریم.
همبستگی، بزرگترین قدرت مردم این دو سرزمین است؛ نیرویی که هر دو نظام سرکوبگر بیش از هر چیز از آن هراس دارند.
#زورگیر_خبرنگار با درجه سازمانیِ #اوباش_یکم توی تلویزیون فارسی موساد، سنگربندی خیابونی درس میداد. میگفت نترسید، به ملت بدبخت میگفت "برید توی خیابون، پهپادهای اسرائیل ایست بازرسیها رو میزنند، نه شما رو."
وقتی خودش و رئیسهاش به فاضلاب نشستند، اومده بود شاکی که اگه جمهوری اسلامی مونده، چون شما نیومدید. هیجانزده بود و مشتاق بمباران اتمی ایران. در حدی که حتی یه سِری دیگه از مزدوران موساد اینترنشنال، در حالی که مثل سگ از ترس میلرزیدند، ازش اعلام برائت کردند. خبرنگارهای "شجاع" و "تاباننده نور به تاریکی" که مستقیم و غیرمستقیم ملت بدبخت رو به شجاعت در مقابل گلوله جمهوری اسلامی تشویق میکردند، هیچ کدوم اونها وجود یا شرف یا جفتش رو نداشتند که همون اعلام برائت رو حتی مستقیم بگن. هوایی زدند و حتی توی هوایی هم محض احتیاط اسم شیطانصفتی و بیهمهچیزی رو "جَوّگیری" گذاشتند. حتی در این حد هم انسانیت و استقلال رای نداشتند، کارگران روزمزد موساد.
در اوج روزهای بمباران، این گولاخ، بالای سرِ کارمندهای جوون که نگران خونه و خانوادهشون زیر بمباران اسرائیل بودند، میرفت و تهدید میکرد که شمارهشون رو داره و سراغ تکتکشون میره. چرا؟ چون نگران خانوادهشون بودند. چون حداقل لازمه انسانیت که اهمیت به حال همنوعه رو داشتند. این لااُبالی شاکی بود، چون او رو یاد چیزهایی میندازه، که هیچوقت نبوده، هیچوقت نداشته. اون موقعی که واسه یه سری جوون ۲۰-۳۰ ساله شاخ و شونه میکشید، تِستِسترونِ مازادِ ناشی از توهمِ پیروزی چشمش رو کور کرده بود که ببینه دارند فیلم کثافتکاریش رو بقیه ضبط میکنند.
از اونجایی که همه تحلیلهاش تا الان بیخطا بوده و قدرت اقناعی مثالزدنیش، بهش گفتهاند که خط جدید رو دنبال کنه که "جمهوری اسلامی ایران رو به آتش جنگ کشوند."
عزیزم! اون حرارت که احساس میکنی، آتیش درونِ تو، و روسای از خودت احمقتره.
فشار زیادی رو دارید تحمل میکنید که دونالد پشت بیبی رو خالی کرد، اما جمهوری اسلامی پشت حزبالله رو نه. اینکه در کجای دنیا باشی، تعیین میکنه که حزبالله لبنان تروریست هست یا نیست. بسته به تعریف اون کشور. اما یه چیزی مشخصه، فارغ از اینکه کجا ایستادی: و اون تعداد زنان و کودکان و غیرنظامیانی هستند که هر طرف کشته. حزبالله تروریسته، درست! اما نتانیاهو برای نسلکشی، جنایت جنگی و گرسنگی دادن اجباری حکم جلب بینالمللی داره. تو برده همچین تبهکاری هستی.
ایران هیچوقت هیچ جنگی رو شروع نکرده بود. بلاهت، حماقت و جهل روسای تو و خطای محاسباتیای فاحش، بعد از ۱۰۰ روز این اعتماد به نفس رو به جمهوری اسلامی داد، که حالا هر وقت بخواد به هر جا، حمله کنه. چون دیگه همه میدونند که صاحابهات هیچ غلطی نمیتونن بکنند. یک جمهوری اسلامی هارتَر و زخمیتر از همیشه هدیه شما به دنیاست.
شاید هنوز هم دیر نباشه. حداقل خِفتگیری شرافتمندانهتره. حداقل "تیزی کشیدن" رو خوب بلدی.
#تکتکتان_هر_جای_دنیا_که_باشید
دایاسپورا کارش تقویت مهره های درون زمینه. کسانی که اثر واقعی در زمین بازی دارند مثل فعالین داخل، که تخریبشان میکنید. تا این رو نفهمید، همینه که هست، اثری از شما در هیچکدام از معادلات موثر بر وضع مردم وجود ندارد، اصلا انگار که نیستید!
“آزادی از مسیر قربانی کردن مردم نمیگذرد”
چندین ماه با ایده ماکیاولیستی در سیاست روبهرو بودیم؛ گفتمانی که «هدف، وسیله را توجیه میکند» در قالب جملههایی مثل «همه راهها را رفتهایم»، «بزنند و نابود کنند، بهترش را میسازیم»، «فقط جنگ راه نجات است» و «اینها فقط با خون و جنگ میروند» تکرار میکرد.
نتیجه اما چه شد؟ مشروعیتبخشی به جنگ و کشتار؛ و حاصلش چیزی جز قربانی شدن مردم، آسیب به زیرساختها، تورم، فقر، بیکاری و تضعیف ایران در منطقه نبود.
اما
آگاهی بخشی به جامعه بدون شک نتایج بهتری میتونه داشته باشه.
@HeisenbergShi از گروههای کرد هم به شدت مشروعیت ردایی کردند . منتها به دلیل مسایل ملیتی و کرد بودن در خود کردستان مشروعیت دارند ولی فراموش نکنیم در جاهایی مثل کرمانشاه مشروعیت زدایی اثر داشته . و واقعیت اینه جمهوری اسلامی میدونه دشمنان اصلی اش و خطر اصلی اش چه کسانی هستند
یکی از دلایلی که حکومت جمهوری افغانستان سقوط کرد و قدرت به دست طالبان افتاد، نادانیهای ترامپ بود. او پشت پرده با طالبان مذاکره میکرد، در حالی که دولت جمهوری افغانستان بارها اعتراض میکرد چرا در مذاکرات حضور ندارد، اما ترامپ عملاً چنان رفتار میکرد که انگار آن دولت اصلاً وجود خارجی ندارد.
او با نگاه یک دلال میخواست هزینههای آمریکا در افغانستان را کم کند، اما نتیجه این شد که هزاران میلیارد دلار سرمایهگذاری سیاسی، نظامی و اقتصادی آمریکا با سقوط جمهوری دود شد و به هوا رفت.
ترامپ، برخلاف نتانیاهو، درک درستی از ماهیت حکومتها و گروههای اسلامگرای افراطی ندارد. اسرائیل دهههاست با چنین گروههایی درگیر است و میداند آنها چیزی به نام فایدهگرایی کلاسیک نمیشناسند. ترامپ تصور میکرد طالبان به توافقاتش پایبند میماند و وارد شهرها نمیشود، اما به محض اینکه جمهوری تضعیف شد و خودش هم انتخابات را باخت، طالبان با تمسخر همه توافقات را زیر پا گذاشت و نظام جمهوری را نابود کرد. بایدن هم عملاً همان توافقات و نقشه بهجا مانده از ترامپ را دنبال کرد.
ترامپ بیش از حد با ترازوی دلالی به سیاست نگاه میکند. تصور میکند چون قویترین ارتش جهان را در اختیار دارد، هر کشوری، از جمله ج.ا، باید مثل ونزوئلا عقبنشینی کند. حتی در میانه جنگ از اینکه ج.ا عقب نمیکشد، متعجب بود؛ در حالی که برای ج.ا، برخلاف آمریکا و اسرائیل، نابودی زیرساختها یا کشته شدن صدها هزار نفر اهمیت تعیینکنندهای ندارد و صرف وارد کردن یک ضربه به آمریکا یا اسرائیل میتواند بهعنوان پیروزی تبلیغ شود.
حالا هم با سلسلهای از تصمیمهای اشتباه، هم بخشی از متحدان سنتی غرب را از خود دور کرده، هم فرصت نزدیکی بیشتر چین، روسیه و دیگر رقبای آمریکا را فراهم کرده و هم بسیاری از کشورهای عربی را به این نتیجه نزدیک کرده که آمریکا دیگر تضمینکننده امنیت آنها نیست.
نتیجه این شده که آمریکای ترامپ، با وجود تمام هیاهو، نمایشهای رسانهای و گندهگوییها، نسبت به گذشته ضعیفتر و منزویتر به نظر میرسد.
چرا کشتی جنبش آزادیخواهی ایرانیان به گل نشسته:
چون به دموکراسیخواهی نهادینه در #زن_زندگی_آزادی پشت کردیم و به استبدادطلبی مستقر در فردگرایی روی آوردیم؛
چون وجوه تمایزمان با جمهوری اسلامی را از دست دادیم وقتی زبانمان به توهین و دشنام آلوده، تظاهراتمان به قر کمر و پرچمهای نیابتیها مزین و شعارهای آزادیطلب به مرگ بر این و آن و فحشهای رکیک تبدیل شد؛
چون از روی فرصتطلبی یا استیصال، اصول اولیه مبارزه که احترام به حقوق همه انسانها و تأکید بر حفظ کرامت انسانی است را پایمال کردیم، بر نسلکشی در غزه چشم بستیم و در بدنامترین و بیآبروترین رهبران جهان منجی دیدیم؛
چون شخصیتهای اپوزیسیون به جای اینکه با سرمایهگذاری بر گروههای مردمی و احزاب سیاسی از جامعه بینالملل مشروعیت بگیرند به سلبریتیهای بیخاصیتی تبدیل شدند که با سخنرانی در راستگراترین نهادها و بنیادهای آمریکایی و اسراییلی گمان میکنند تشویق حضار یعنی حمایت از جنبش آزادیخواهی ایرانیان غافل از اینکه دستزدنها و لبخندهایشان نشان از امیدشان برای، در بهترین حالت، ایرانی ضعیف و زبون دارد؛
و چون ما مردم به جای تلاش برای نظامی سکولار در کشور خودمان به جنگ مسلمانان جهان رفتیم و مبارزه با جمهوری اسلامی را با اسلامستیزی گره زدیم انگار نه انگار که از کشوری میآییم که اکثریت هنوز به خدا و پیغمبر ایمان دارند.
هر بیراههای را که میتوان تجسم کرد، رفتهایم و متعجبیم که چرا عقب رفتهایم.
بهانه محکمهپسندی نیست که بگوییم دلیلش تجربه زیستی تلخ ما ایرانیان بوده. تفاوت ما با دیگر مخلوقات قدرت تفکر است و کنش با خرد و منطق به جای واکنش از روی احساسات.
مردم سیر شدن هار شدن، خوشی زد زیر دلشون!
خوشی مردم👇
نخستوزیر سابق مملکت میگه مردم دیگه دیزی هم گیرشون نمیاد.
این فایلهای صوتی دانشگاه هاروارد رو گوش کنید تا از خریت بیرون بیاید بدبختهای رعیت.
#فرقه_پهلوی
زندانیهای سابق افشا کردند میثم سیفی، افسرنگهبان سوییت ۳۵ قزلحصار، با لوله آب معترضان را میزنه و شکنجه میکنه
-#ساسان_جلیلیان که با پای گلولهخورده بردنش زندان، #پرشام_پرواس که از ایستبازرسیها انتقاد کرده و #حجت_نعیمی که برای پست اینستاگرامی بازداشت شده اونجا زیر دست سیفیاند