ما بخاطر بردن نمی جنگیم ما چاره ای جز بردن نداریم. انتخابهای دیگمون همه پوچه. همه می دونن. برای کسایی مثل من عقب نشینی ترس از مواجهه خستگی کم آوردن اصلا تعریف نشده عزیز. بهترین جنگجو جنگجوی بی خاطره است. واسه همینم نه از اسمت می پرسیم نه از رسمت . همین که سلام کنی ب ما یعنی رفیقی
What is going on at VOA Farsi? Silencing the voice of Iranians isn’t good journalism and it certainly isn’t in the interest of the United States either. Do better!
در بخش فارسی صدای آمریکا (VOA) چه خبر است؟ خاموش کردن صدای ایرانیان نشانهی روزنامهنگاری درست نیست و مطمئناً به نفع آمریکا هم نیست.باید عملکرد بهتری داشته باشید!
New episode of #AxisOfTruth on @JNS_org
این فیلمو بچه ها از داخل فرستادن ، حق هم دارن ، منم حتی اشتباه کردم و یکسری کارهای اشتباه رو انجام دادم، بچه ها بیایید عقل هامون رو بگذاریم رو هم روش کارمون رو عوض کنیم
این مرد بدون پول و رسانه با دستان خالی تک و تنها در برابر اژدهای هفت سر گلوبالیسم هر سرش دارای صدها میلیارد دلار پول باند و ارتش سایبریه جنگیده تا مردم کشورش ایران رو آزاد کنه
وظیفه هر ایرانی آزاده ست که تا آخرین قطره ی خــون پشت رضاشاه دوم باشه
#KingRezaPahlavi
رضا شاه بزرگ و محمدرضا شاه در دوران حکمرانی خود کوشیدند ایرانی بسازند که متعلق به همه ایرانیان باشد. آنها تلاش کردند همه نخبگان و اندیشمندان کشور را فارغ از تبار و مذهب و نگاه سیاسی برای ساختن ایران به کار بگیرند. بر پایه چنین نگاه و باوری بود که بسیاری از کارگزاران پادشاهی پهلوی از نخبگان دوره قاجار بودند. و در راستای بهرهبرداری حداکثری از ظرفیت انسانی کشور بود که پدربزرگ و پدرم راهگشای حضور زنان در اجتماع و سیاست شدند و نیمی از جمعیت ایران را از پستوی انزوا و تحجر خارج کردند. آنچه ما باید از رضاشاه و محمدرضاشاه بیاموزیم ترجیح منافع ایران بر منافع شخصی و گروهی است.
رضا شاه در سفرنامهاش پس از نجات خوزستان آرزو کرده بود آنقدر عمر کند تا بتواند آن وطن «جذاب و عزیز» را چنان آباد سازد که حتی کسانی که مهر وطن ندارند هم زندگی در آن را به زندگی در «خارجه» ترجیح دهند. هم پدربزرگ و هم پدرم به همراه یاران ایرانسازشان، مُجدّانه و دلسوزانه برای برآورده کردن این آرزو کوشیدند و ایرانی ساختند که تا پیش از فاجعه خانمانسوز ۵۷، کمتر ایرانی حاضر به ترک همیشگی آن بود.
اکنون رضاشاه و محمدرضاشاه نیستند که ببینند جمهوری اسلامی با «وطن جذاب و عزیز»شان کاری کرده که حتی فرزندان و وابستگان رهبران این رژیم نیز با وجود برخورداری از رانتهای فراوان، زندگی در «خارجه» را به حضور در ایران ترجیح میدهند.
رضاشاه و محمدرضاشاه اما اگر امروز بودند به جوانان آگاه و دلاور ایران افتخار میکردند. جوانانی که با درسآموزی از گذشته، و با عزمی میهنپرستانه، میخواهند ایران را پس بگیرند و از نو بسازند؛ ایرانی که دوباره متعلق به همه ایرانیان باشد و همه نخبگان و نیروهای توانمند کشور، فارغ از تبار و جنسیت و باور و نگاه سیاسی در بازسازی آن به کار گرفته شوند. با اتکا به این جوانان است که یقین دارم فردای ایران بهتر از گذشتهاش خواهد بود.