عاشق اینم که یه نفر میگه برای تو بله، به خاطر تو انجام میدم، فقط چون تویی، چشم چون تو گفتی. این یعنی منو از کل انسانهای این دنیا جدا کردی عزیزم؟ قربونت برم.
مدارس ایران خیلی کانسپتای عجیبی داشتن. تو سرمای استخون سوز زمستون نمیذاشتن بریم تو کلاس. یا زنگ تفریح تو کلاس بمونیم. خب چرا آخه؟ مگه نمیدیدی که داریم یخ میزنیم.
The kindest thing literature does is remind you that your peculiar little feelings have always existed. Someone, in some century, was equally confused by love, bored by society, tired of performing, and hungry for meaning.
شنیدنش تلخه ولی میگم:
نداشتن خانواده حامی میتونه اونقدر شمارو از بقیه عقب بندازه که هیچوقت با هیچ مقداری از تلاش به اهدافتون نرسید. استثناها همیشه وجود دارن، قرار نیست لزوما ما اون استثناها باشیم.
۴۰هزار نفروکشتن سه ماه کشتار داشتیم دو ماهه ۶۶۰ نفرو اعدام کردن، مملکت توو گوهه، بعد جین اسکینی مشکی با کراپ تاپ مشکی میپوشه میره هیئت چون معتقده حسین با اینا فرق میکرد. برو مادرتو گاییدم کمفهم احمق.
ولی فنر وجودم بیش از حد فشرده شده. میترسم از روزی که فنرش ول بشه.
خسته م از غرغر شنیدن
از همیشه مقصر همه چی بودن
سطل اشغال تخلیه احساسات بقیه شدن
درک نشدن
بچه کوچیکه من بودم. ولی در عمل اگه مفید نبودم هم، هیچوقت حاشیه نداشتم.
۴/
با عشق اولم که کات کردم، یه هفته واقعا افسرده بودم. بابام ازم پرسید چی شده، گفتم ترجیح میدم نگم. خودش حدس زد. گفت «هر کی هم بره من هستم بابا».
الان نیستی، ولی من هنوزم تو رابطهی سمی نمیمونم.
مرسی که بهم قوی بودن رو یاد دادی بابا.
یادم نمیره روزهایی که تازه خبر شنیده بودیم پارههای تنمون رو با گلوله جنگی کشتهند و پیکرهاشون رو هم دزدیدهند، یک عده تایملاین رو با چه حرف(!)هایی پر میکردن…
بچه بودم و این خرافه توی خونواده وجود داشت که بیهوده باز و بسته کردن قیچی باعث دعوا و مشاجره میشه. بعد از تعداد زیادی آزمایش فهمیدم که این مسئله واقعیه. بزرگتر شدم و فهمیدم توی خونه ما همیشه دعوا و مشاجره بود، بخاطر قیچی نبود.