امروز با ۱۷ میلیون تومن جریمه و کلکسیونی از جرایم حادثه ساز توسط پلیس محترم نامحسوس متوقف و به پارکینگ اعزام شدم.
از این پروسه هم لطف کردن فیلم برداری کردن که توی شبکه ۲ پخش کنن.
تو امروز چیکار کردی؟
دلگرمی بشه برای بازموندههاش.
الان که اومدم مسجد برای مراسمشون، دلم برای غربتشون گرفت واقعا؛
نمیدونم مردهها میبینن مراسمشونو یا نه، شایدم نیست میشن، ولی اگه میبینن، دلشون بیشتر از همهچیز برای بیقراری خانوادهشون میسوزه، مخصوصا اگه دورشون خلوت باشه.
پن:خوار افسردگی رو گاییدم.
پسر ۳۰ سالهی یکی از اقواممون توی آمریکا فوت شده، امکانش برای خانوادهش فراهم نبود که بیارنش ایران برای خاکسپاری، همونجا دفنش کردن.
حالا اقوام درجه یکشون توی محلهی پدریمون یه مراسم یادبود براش گرفتن.
از قضا یه دختر ۲۰ ساله از اهالی همین محله هم از دنیا رفته و مراسم شام غریبانش
اون پسر بیچاره که خاکسپاریش توی آمریکا با سه نفر برگزار شد؛ مامان و باباش و خواهرش...
خاکسپاری این دختره هم که اینجا بود رو تا دم محل تشییعش رفتم اما واقعا پام نکشید از ماشین پیادهشم و برم پشت تابوتش راه برم؛ با اینکه دلم میخواد مراسم هفت پشت غریبهها رو هم شرکت کنم که شاید
اول اینکه هیچ بنیبشری رو اونقدر جدی نگیرم که بخوام از اعمال متناقضش متعجب بشم؛
دوم هم اینکه با قضاوت و انگشتنما کردن آدمی که تغییرات مثبتی در خودش ایجاد کرده باعث نشم به خاطر ترس از قضاوت شدن توسط دیگران، فرصت تغییر کردن و ابراز عقاید جدید از سایر افراد گرفته بشه.
علی ضیا که کلا حرف و رفتارش تاثیری روی زندگی ملت نداره، ولی شما بگو اصلا یه آدم تاثیرگذاره؛
خب انسان فرقش با سایر موجودات اینه که دائما درحال تغییره، شما زندگینامهی هرکی رو زیر و رو کنی حتما میشه از این دوگانگیها توش پیدا کنی؛
فقط دو تا نکتهست که شخصا سعی میکنم رعایت کنم ...ا
اعلام آمادگی علی ضیا، مجری، برای اعزام به سوریه جهت «دفاع از حرمین شریفین حضرت زینب و حضرت رقیه» در جریان جنبش تصویری لبیک یا زینب هیئت الرضا تهران (۴ آبان ۱۳۹۲)
یادم رفت بگم فرداش درحالی که همه از تهران فرار میکردن، من حرکت کردم سمت تهران و توی گرمدره، روی هوا پهباد زدن و یه تیکهی گندهش افتاد روی کاپوت و شیشهی اسنپی که توش بودم.
یادم نمیره توی شبایی که بمب و موشک شیشههای خونه رو میلرزوند، با بهنام نشستیم مست کردیم و از ۱۰ شب تا ۶ صبح شرطی دبنا بازی کردیم و خندیدیم.
فارغ از جنبهی بیوگرافی_جنگی ماجرا برای ثبت در تاریخ بگم که ۲۴ میلیون باخته بودم، دست آخر دابل اور ناثینگ زدیم و بردم.
الحمدلله
منم مثل بقیه تایپ مشخصی دارم که بیشتر حالت کنترل آنالوگ رو داره ولی هیچوقت در بنده عملیاتی نمیشه؛
غریضهم همیشه به عنوان کنترل خودکار عمل میکنه و متاسفانه بنده رو به دامان دختران ناسازگارِ پرروی اذیت کنِ حرفگوشنکنِ خودسرِ خوشگلِ چشم قشنگِ شر میافکنه.
خدا بخیر کنه