#ریتوییت تایم لاین ناپل
من مادر یکی از دانشجویان ایرانی مقیم ناپل هستم
با احترام و در نهایت نگرانی این پیام را ارسال میکنم. حدود ۱۵ روز است که هیچ ارتباطی با فرزندم ندارم و وضعیت ایشان برای من نامشخص است. طبق آخرین اطلاعات، گوشی موبایل ،پاسپورت و تمامی مدارک ایشان به سرقت رفته
داشتم برای دیتم تعریف میکردم که انقدر در طول جنگ نگران بودم و با خانوادهام تماس میگرفتم که دیگه ایگنورم میکردن، یهو بغلم کرد و کلی ابراز تاسف کرد بابت چیزایی که تحمل کردم و من اینجوری بودم که این قسمت بامزهاش بود
دوستام از میلان ویدیوکال کردن که اومدیم یه جایی که مردم رو پاشنه پای راستشون سه بار ساعتگرد میچرخن و میگن خوش شانسی میاره و به یادت میخوایم انجام بدیم.
اینکه پارسا با پاشنه چپ پاد ساعتگرد چرخید به کنار، من همون لحظات رو هم دیسکانکت شدم و هیچی ندیدم :))))
سخت ترین بخش مهاجرت برام جایی بود که تا دو روز قبل از پروازم هیچ چیز قطعی نبود و تقریبن همه چیز رو یهویی و بعضی چیزها رو در بهترین قسمتشون رها کردم و حتا فرصت خداحافظی نداشتم. وقتی رسیدم هم فرصت اشنایی نداشتم و نتیجه شده یه کثافت بزرگ
۱۸ روز دیگه ایرانم و کمتر از یه هفته خونمو دارم، کلی کار دارم و دوست دارم کل شهرو قبل رفتن ببینم ولی سیستم انکارم فعاله و کل روز خوابم، هر صدای ناتیف یک قدم به خودکشی نزدیکم میکنه و از خونه بیرون رفتن برام ترسناکه