من فقط به یک دسته از آدم ها تو زندگیم حسودیم میشه؛ کسانی که قدرت کنار گذاشتن و تصمیم گرفتن دارن؛ درخت نیستن، آزادند؛ این شهر رو دوست ندارم؟ خوب میرم شهری که دوست دارم، از شغلم راضی نیستم؟ فردا استعفا میدم؛ دوستم بودی و بهم بدی کردی؟ میذارمت کنار، و اصلا مهم نیست فردا چی میشه.
تو سریال emily in paris من واقعا عاشق سیلوی بودم.
الان تو واقعیت دیوونهشممم..این زن استوریاش از ایران بعضی روزا تبدیل به نقطه میشه.
الهی بازیگرای جیرهخور ایرانی قربونیش بشن.
قلبم از همه وقتا بیشتر آتیش میگیره واسه جونای به این عزیزی به این محترمی به این باسوادی که از دست رفتن و حیفه نونای فقیری که تنها چیزی که ذهن نداشتشونو مشغول کرده اینه که بعدش اینجا سوریه میشه.
کصکش تورو الان سوریه عم راه نمیدن