آقا بنده به این نتیجه رسیدم که گربه مثل آدمیه که سالهاست پیش یه تراپیست خوب میره.
هم عشق داره هم بیش از حد سواری نمیده، مستقله، از لحظاتش لذت میبره، به ندرت افسرده میشه، ناراحتی و عصبانیتش رو همون موقع بروز میده و بعدش میذاره کنار...
داشتم به انسان بودن فکر میکردم، اینکه انسان چه طیف وسیعی از مهارتها، دانش، هنر، ادبیات و به طور کلی فعالیتها رو میتونه یاد بگیره و به واسطهی اون چه حسهای گستردهای رو تجربه میکنه؛ شادی، لذت، سرخوشی، آرامش، اعجاب، دلهره، ترس، اندوه، رنج، وهم.. و چه عمر کوتاهی برای همه اینها.
@manmmdrzam فرزندهای اول خیلی زودتر میرن دنبال زندگیشون و اکثر مسائل سخت تر زندگی والدین مثل پیگیری بیماریهاشون و خریدهای خونه و این جور مسائل به خاطر بالا رفتن سن پدر و مادر میافته گردن بچه آخر
تابو شکستن که بچه های اول ازش صحبت میکنن یه دوره گذرا هست نه مثل موارد بالا ادامه دار
جا داره یادی کنم از؛
ساره حجازی زن لزبین مصری که به «جرم» بالا بردن پرچم +LGBTQ در کنسرت مشروع لیلی در قاهره، دستگیر و شکنجه شد و چند ماه بعد به خاطر شدت آسیبها خودکشی کرد.
و مختار.ن و علی.الف که به «جرم لواط» در گرگان در ملاعام توسط ج.ا اعدام شدند.
در روز آخر یعنی روز ۱۱ محرم بود که شیر تعزیه که شیری اهلی کرده بود توسط شیربانباشی به مجلس(تکیه دولت در جوار کاخ گلستان) آمده، رها میشد. این شیری بود تریاکی که روزهای قبل از نمایش، شیربانش او را به وضع مجلس(که پر بود از سیاهیلشگر) آشنا میکرد، روی پله منبر ۴/۱