دلم تنگ شده. برای مکانی که وجود نداره. برای آدمی که هیچوقت نمیشم. برای کسی که فکر میکردم واقعیه ولی فقط خیال بود. راستی چرا واقعی نبود؟ چرا واقعی نبودی؟
من آدم حسودی نیستم. یعنی امیدوارم نباشم. ولی آدم حسرتبخوری هستم. مثلا وقتی میبینم چیزی که من خودمو کشتم تا داشته باشمش چقد ساده برای خیلی از آدما پیش اومده.
هیچ فضیلتی در رنج کشیدن نیست. هیچ جاییم بهت بابتش پاداش نمیدن، همه این گوگولی کردن رنج واسه اینه که تحملش راحتتر شه.
همیشه دوس داشتم تو سن کم عشقو تجربه کنم، با همون یه نفر بمونم و باهم زندگیمونو بسازیم.
اما خوب داره ۲۵ سالم میشه و تنها دستاوردم یه کالکشن از آدمای مادرجندهایه که فکر میکردم با بقیه فرق دارن.