یروزی ام بهش گفتم :توحتی نبودنتم قشنگ تر از بودن بقیس. گفت:بعضی موقع ها یه چیزایی میگی که ادم خیلی از بودن خودش خوشحال میشه.
با این حرفش حیف بود منم خوشحال نشم.
«خون در زمین فرو نرفت. روی زمین پخش شد. از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هر کس آن را میدید میفهمید جایی بیگناهی را کشتهاند.»
- سوگ سیاوش؛ شاهرخ مسکوب
“ به هرحال این اوضاعی است که می بینید و تفسیر لازم ندارد ما هم می سوزیم و می سازیم قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد، سگ بریند روی قسمت و همه چیز ”