Sangwonie is so dreamy. So soft. So sunshiny. So babygirly, so beautiful, so nanazy, so romantic. So poetic.the yearning they write about in books. So when the sky is a pretty color with pretty clouds. So touchable. So booping the nose. Glowy. morning light brushing skin. Help.
خبر مرگ خامنهای که اعلام شد ما هم در ایران بزن و بکوب راه انداختیم و هلهله کشیدیم. شیرینی خوردیم و رقصیدیم. تا روز آخر جنگ هم "وسط بمباران و صداهاش" و درحالی که خودمون رو برای قطع شدن آب و برق آماده میکردیم، از رخ دادن جنگ و ادامه یافتنش خوشحال بودیم. درواقع تلخترین خبر اون ۴۰روز "اعلام آتشبس" بود.
برخی دارند هموطنان خارج از کشورمون رو بخاطر انجام دادن همین کارها و داشتن همین احساسها شماتت میکنند و بهشون میگن "شما از حال و روز مردم داخل بیخبر بودید که میرقصیدید و از بمباران پایگاههای رژیم خوشحالی میکردید".
خیر عزیزم. اتفاقا اونهایی که این رفتارها رو کردند واقعیترینِ مردم بودند و هستند. دقیقا همون چیزی که ما در داخل بودیم و هستیم.
شما اگر با شنیدن خبر نفله شدن خامنهای و لاریجانی و شمخانی و دهها و صدها پلشت مردمکش دیگر سرخوش نشدی و هلهله نکشیدی و نرقصیدی، قطعا مشکل داشتی و بخشی از ما نبودی. اگر در هنگام کتلت کردن مقامات و مزدوران جنایتکار رژیم، همصدا با سیمکارتخونیها رخ "نگرانی برای زیرساختها" گرفتی و "مردم مردم"گویان خواستار خاتمهی جنگ شدی، از نظر ما هیچ فرقی با نایاک و کثافات اصلاحطلب داخلی و صادراتی نداری.
اون کسی که باید شماتت شود و شرمسار باشد و طرد شود، خود شماهایید. نه هموطنانی که شبیهترین به دهها میلیون مردم رنجکشیده و کمرشکسته و داغدار و آزادیخواه داخل بودند و هستند.