تو میتونی مردی رو به خاطر اینکه در یک روزِ مهم بهت گل نداده ترک کنی
و اون میتونه انقد احمق باشه که تا ابد فکر کنه تو بهخاطر «یک گل» ترکش کردی.
(اعتبار این جمله به من تعلق نمیگیره)
امیدوارم یه روز تخصص بگیرم، کارم حسابی بگیره، یه مطب بزنم رو میز منشی یه پلاکارد بزنم افرادی که بضاعت پرداخت ویزیت را ندارند به بیمارستان دولتی مراجعه کنند. ما یک مرکز خصوصی هستیم. ستاد مقابله با دکترهای پیکمی که آرزو دارن اخبار ۲۰:۳۰ ازشون تقدیر کنه.
@ALIBGH77 ما یه بار خانوادگی تو این جاده بودیم خوش و خرم زده بودیم کنار داشتیم چایی میخوردیم یه راننده تریلی زد کنار رید بهمون که مگه دیوانهاید راه بیوفتید یه ثانیهم جایی توقف نکنید
«بچه بهزیستیه، خیلی ضعیف، بارها و بارها اعدام مصنوعی کردنش... حکم اعدامش تأیید شده...»
علی فقط ۶ سال داشت که پدرش، کارگر زحمتکش شهرداری، از دنیا رفت و او را به بهزیستی سپردند.
سالهای سیاهی را پشت سر گذاشت تا بالاخره زندگی برایش کمی جان گرفت؛ ازدواج کرد، صاحب دو بچه شد و برای خودش خانوادهای ساخت. دیماه، در مشهد، برای گرفتن حقش به خیابان رفت؛ اما سهمش از آن همه سال سختی، چند ماه انفرادی، شکنجه برای اعتراف اجباری و حالا حکم اعدام شد.
علی نه پدر و مادری دارد که پیگیرش باشند، نه فامیلی که پشتش بایستد. حتی یک عکس هم از او نداریم.
این تمام چیزیست که از علی داریم؛ یک نام:
#علی_همتی_سیستانی
ایران
اصفهان
ساعت چهار صبح
سه اعدام.
یکی از آنها، پیش از اجرای حکم، پای چوبهٔ دار سکته کرد.
دختر جوانی که برای اعتراض به اعدام آمده بود، با گلوله کشته شد.
مردمی که با تیر و باتوم پراکنده و مجروح شدند.
این تصویر امروزِ ایرانِ من است؛
نسل ما تاوان کدام گناه و نفرین را پس میدهد
🖤