اینان در جدال ابدیاند، با مشرکان و کافران در خارج و منافقان، فتنهگران، فاسقان و فاجران در داخل. فرقه بنیادگرایی دینی همین است؛ در جدالی ابدی با دشمنان داخلی و خارجی که برای خود میسازد.
جاهلیت در قرآن به معنای عصبیت قومی و قبیلهای، دگماندیشی، جزمیت و خشونتطلبی بود. حال بنیادگرایان دینی معنای تام همین عصبیت و جزمیت و خشونت و جنگطلبیاند. یا با مردم خودشان دشمناند یا با اقصی نقاط عالم. همیشه باید در جنگ و ستیزهجویی با دیگری باشند. ماهیتشان همین است.
@RuhollahSeddigh در واقع روان هم برای پزشکان باقی نمیماند. آدمی با انجام آزمونهای روانشناختی و ارائه آن به پیوست شرح حال خود به هوش مصنوعی، درد خود را شناخته و نسخه درمانشان را هم از هوش مصنوعی دریافت خواهند نمود.
اسلام واقعی، اسلام آلوده نشده به استبداد توسط دستگاه خلفای اموی و عباسی، آلوده نشده به عصبیت قبیلهای که در قالب جنگ بنیها ادامه یافت، آلوده نشده به سنت، به خرافات، به فهم فقیهان و عرف عربستان باستان ��ست. اسلام واقعی یعنی اسلام معنوی، یعنی اسلام تاریخی منهای این اختلاطها.
به نظر شما اسلام واقعی چیست؟ اسلام صدر اسلام؟ اسلام قرآن؟ اسلام شیعه؟ اسلام سنی؟ اسلام صوفیانه؟ یا مجموعه همه مسلمانان از صدر اسلام تا الان میشود اسلام؟
راه درست و اخلاقی را آنان رفتند که زندگی اصیل پیشه کردند. نه چون دسته نخست اسیر عرف عام بودند و نه چون دسته سوم اسیر فردگرایی و لذتطلبی و پوچی زائیده نظام سرمایهداری شدند. تفاوت خوشحالی با خرسندی در همین است.
از سوی دیگر اختلاف نواندیشی دینی با سکولارها و لائیکها بر سر جدایی دین از سیاست است که در اسلام شدنی نیست. همچنین اختلافشان با هواداران لائیسته قوی و سکولاریسم ستیزهگر این است که دین نابود ��دنی نیست و نقش دین را نمیتوان به علم واگذار نمود.
اختلاف اسلام مدنی (نواندیشی دینی) با اسلام حکومتی (اسلامگرایی) اینجا در این است که اسلامگرایان حتی سکولاریسم حکومتی را نیز نفی کرده و قائل به حکومت دینی هستند.
@ErfanSabeti امروز هم در کینتوزی علیه مصدقیها؛ از اسلامگرایان و سلطنتطلبان و کمونیستها تا ایرانشهریها و نئولیبرالها همگی متفقالقول هستند. فراموش نکنیم که ملیگرایان مصدقی با جریانات لیبرال و سوسیالیست پاتریوت درون خود هنوز یگانه نیروی سیاسی شریف و اخلاقی ایران هستند.
@ErfanSabeti شما رکن سوم انقلاب ۵۷ را نادیده میگیرید. ملیگرایان سکولار و مذهبی دموکراتیک مصدقی که نه در پی جمهوری اسلامی یا جمهوری کمونيستی که در پی یک جمهوری دموکراتي�� ملی بودند. سه گروه راست و چپ افراطی و اسلامگرایان با همدستی در کودتای ۲۸ مرداد و پس از انقلاب ۵۷ نیز ایشان را حذف کردند.
@AliSoltanyy بازرگان و سحابی بنا به وضعیت دورانی تفسیر علمی، شریعتی و طالقانی تفسیر سوسیالیستی و سروش و شبستری تفسیر لیبرالی الهیاتی ارائه نمودند و جواب هم داد. وضعیت دورانی ما در دهه ۹۰ و دهه اول قرن نو نیازمند رویکرد الهیاتی مختص این دوران است و رویکردهای پیشین جوابگو نیستند که هویداست.
@AliSoltanyy الهیات رهاییبخش و الهیات امید هم در واکنش به وضعیت دورانی پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفتند. این به منظور نفی تحولات درونی یا نفی رویکردهای الهیاتی پیشین نیست. چرا که خود نیز در الهیات دوبنی از همان رویکردها نیز استفاده کردهام.منظور این است که وضعیت بیرونی نقش مهمتری بازی میکند.
@mtphilosophy@vahidhallaj گرامی اگر بازرگان و سحابی در دهه ۲۰ و ۳۰ تفسیر علمی از دین نمی��ادند و شریعتی و طالقانی دهه ۴۰ و ۵۰ تفسیر عدالتطلبانه و سروش و شبستری در دهه ۷۰ و ۸۰ تفسیر آزادیخواهانه، دیگر میان طبقه تحصیلکرده دینی باقی نمیماند. دچار خطای زمانپریشی نشویم. امروز ماجرا تفاوت میکند.
در سه ساحت جهانبینی (توحید وجود)، سلوک عرفانی ( عرفان اجتماعی) و الاهیات ( الهیات رهاییبخش تعاونی)، به بازخوانی میراث نواندیشان متقدم (پیش از انقلاب) پرداخته شده و سپس سنتزی به نام الهیات دوبُنی معرفی شده است.
این کتاب، جلد نخست از سهگانه دفتر فلسفه دین (الهیات دوبُنی) پروژه فکری نویسنده کتاب یعنی مکتب دوبُنی است.
کتاب شامل یک پیشگفتار، یک پیگفتار و سه فصل است که طی آن در جهت احیای بعد اجتماعی-سیاسی دین در جریان نواندیشی دینی ۲/۳
مجاهدین بنیانگذار هم کتاب "راه انبیا راه بشر" را در امتداد آن نوشتند. راه انبیا و راه دانشمندان سکولار هر چه متفاوت است اما در نهایت به یک مقصد میرسد. به طور مثال تئوری تکامل انواع، فلسفه رواقی، عرفان بودایی، اخلاق فضیلتگرا و.. به جای رقیب میتوانند کمکدهنده زیست دینی باشند.