دوستانی که یورو خرید و فروش میکنید در جریان باشید که شخصی به نام حمید مظفری دزد هستش و ریال رو از حساب مردم به حساب شما واریز میکنه! مراقب باشید سرتون کلاه نره
@i_lidocaine@SnappSupport منم دقیقا دیروز اسنپ گرفتم و تا سوار شدم گفت کارت به کارت کن گفتم نمیکنم! یه مسیریو رفت و من رو ابتدای مسیر وسط خیابون پیاده کرد!!!
اسنپ من رو وسط خیابون پیاده کرد! چون ازم درخواست کرد پرداخت آنلاین انجام ندم و من قبول نکردم!!! برگشت گفت اسنپ ۲ تومن منو خورده نمیده اگه آنلاین بخوای بدی مجبورم کنسلت کنم!
نمیدونم چی بگم واقعا
میخوام یه کیس و یه نکته خودمونی رو خدمتتون عرض کنم:
مَردی ۳۰ ساله و خوشتیپ و با یک سیبیل توپ به کلینیک مراجعه کرد.
از طرف یک متخصص گوارش و یک روانپزشک به من ارجاع داده شده بود و ظاهرا روانپزشک مربوطه یک گزارش بالینی رو خطاب به من نوشته بود که بیمار گزارش رو گم کرده بود.
بیمار وضعیتش رو اینجوری توصیف کرد:
«والا مشکل اینه... من اصلاً آدم بدی نیستم، واقعاً. همسرم میگه تو بهترین شوهر دنیایی... تا وقتی که یهویی منفجر نشی. راستش خودمم نمیدونم چی میشه. یه ل��ظه همه چیز عادیه. بعدش... مثلاً دیشب، بچم فقط یه لیوان آب خواست. ولی من سه بار گفتم الان میارم، چرا هی تکرار میکنی بازم؟!....و یه دفعه از خشم منفجر میشم.»
روزی که این بیمار اومد کلینیک من خیلی خسته بودم لذا در بررسی تاریخچهی بیمار اشتباه کردم ضمن ضمن احساس همدلی و ایجاد رابطهی درمانی ،بدون بررسی سوابق درمانی گذشتهی این بندهخدا درمان cbt مبتنی بر کنترل خشم رو آغاز کردم... این در حالی بود که مُراجع میخواست به من القا کنه که مشکل پیچیدهای داره ...در حالی که من سهواً مسالهش رو به یه هدف کوتاه مدت تقلیل میدادم...
اما چه شد؟
این کیس تبدیل به یکی از بهترین مداخلههایم شد!
بسیاری از بستگان این درمانجو الان مُراجع ثابت من هستند چون حس کردن که جلسات من با اون بیمار نتایج بسیار مثبتی داشته!
اما اتفاقی که من رو بُهتزده کرد این بود که درمانجو در پایان دوره درمان، نامه ارجاع و گزارش بالینی رو پیدا کرد!!
اما اون روانپزشک طی نامهی ارجاع، درمانجو رو با چه تشخیصی به من ارجاع داده بود؟
Paranoid Personality Disorder (PPD)
Intermittent Explosive Disorder (IED)
یعنی اختلال انفجاری متناوب و اختلال شخصیت پارانوئید!
خب جدای از اینکه آیا تشخیصش درست بود یا غلط، بزارید براتون بگم که اگه این نامه ارجاع در ملاقات اول بدستم میرسید چه اتفاقی میافتاد:
من با دیدن این نامه میگرخیدم و شروع میکردم به تحقیق بیشتر در تاریخچه زندگی بیمار که به پیدا کردن چند تروما و طرحواره عجیب و یکی دوتا اختلال دیگه منتهی میشد...
بعدش منم یه دو دوتا چهارتا میکردم و به این فکر میکردم این مراجع سنگین رو قبول نکنم ...بعد به یه همکار معروفم ارجاعش میدادم که بعد از یکماه توی صف نوبت میموند و اون همکار هم بهش میگفت:"عزیزم برو پیش فلان روانپزشک و دارو درمانی رو شروع کن و برو یکماه دیگه برگرد" بعد بیمار حس میکرد داره پاسکاری میشه و احتملا خودش رو بیماری لاعلاج تصور میکرد و به این نتیجه میرسید بره مواد بزنه بهتره !
در واقع نجاتِ این درمانجو بخاطر مهارت و قابلیت من نبود...بلکه به خاطر این بود که من به صورت اتفاقی در دام برچسبهای قراردادی اختلالات نشدم و مُراجع رو یک فرد نسبتا سالم دیدم و از مواجهه با مشکلاتش نترسیدم و همچنین خودش هم از مسائلش نترسید و خودش رو یک آدم بدرد نخور ندید بلکه احساس کرد که عادات بدی داره که میتونه با قدری تلاش رفعش کنه!
من که اشتباهم رو در عدم توجه به سابقه درمانجو میپذیرم اما آیا اصلا تشخیص زدایی در روانشناسی طرفدارانی داره؟
بله، این رویکرد طرفداران جدی و سرسختی داره!
این گروه عمدتاً شامل برخی روانپزشکان انتقادی، روانشناسان انسانگرا، فعالان حقوق بیماران، فیلسوفان علم و جامعهشناسان پزشکی هستن.
اما دلایل اصلیشون چیا هست؟
1. برخلاف بیماریهای بدنی، برای اکثر اختلالات روانپزشکی هیچ آزمایش خون، اسکن مغزی یا بیومارکر قطعی وجود نداره. تشخیص بر اساس چکلیست علائم رفتاری و گفتاری هستش.
2. مشکل مرزگذاری (مرز بین نرمال و بیمار): کجاست مرز دقیق بین غم طبیعی و افسردگی بالینی؟ یا بین اضطراب عملکردی و اختلال اضطراب عمومی؟ منتقدان میگن این مرزها غالباً قراردادی و تحت تأثیر فرهنگ و منافع اقتصادی تعیین میشه!
3. آسیب برچسب روانپزشکی (Labeling Theory): تشخیص میتونه یک برچسب دائمی بشه که منجر به ننگ اجتماعی (استیگما)، خودکمبینی، محرومیت از فرصت��های شغلی یا اجتماعی و حتی پذیرش یک «نقش بیمار» بشه که بهبودی رو سختتر میکنه.
4. دستکاری اقتصادی (توسط صنعت دارو): مشهورترین مثال، گسترش مرزهای «اختلال دوقطبی خفیف» یا «اختلال نقص توجه» بوده که باعث شده بازار داروها عظیمتر بشه. منتقدان میگن بسیاری از تشخیصها برای فروش دارو «ساخته» میشن!
شاید روایتم براتون خسته کننده بود ولی مراقب تشخیصها و برچسبهایی که بهمون میزنن یا به دیگران میزنیم باشیم!
میدونستید نینیها تا یه سنی عضلاتشون اونقدری قوی نیست که چیزی رو ول کنن اما میتونن انگشتتون یا هرچیزی رو محکم بگیرن؟
یعنی اینکه ول نمیکنن بخاطر علاقهشون به شما نیست، نمیتونن ول کنن
افراد با اختلال خودشیفته با دوستان خیلی مهربان با غریبه ها گرم و صمیمی، با همکاران شان بسیار وفادار در اجتماع حمایت کننده و با نزدیکان خود بدجنس، بی رحم نامهربان و سرشار از بازی های روانی هستند.
@whatyounned@Mahshid17944291 شعورم نمیرسید اون موقع
میدونی ما خانوادگی رفت و آمدمون کم بود
من آدم زیاد ندیده بودم
تجربه ی معاشرت نداشتم
نمیدونستم چی روباید بگم چی رو نه
این دخترایی که میرن آرایشگاه های داغون و کثیف برای میکاپ و ناخن و مو که فقط ویدیو بگیرن و ویو بگیره رو نمیفهمم! تو داری سلامتیت رو ریسک میکنی که ویو بگیری؟ مگه میشه؟؟