دیگه حسی نمونده...
گاهی دلم میخواد فقط یه ��حظه دلتنگش بشم
نه برای اون
برای اینکه مطمئن بشم هنوز چیزی از خودِ قدیمیم زنده مونده
اما حتی دلتنگی هم مُرد
همهچیز اول کمرنگ شد
بعد محو شد
و آخرش انگار هیچوقت وجود نداشت
دیگه نه بارون چیزی رو زنده میکنه
نه کلمه
نه خاطره
نه اسمش....
بزرگسالی هم عجب چیز مزخرفیه...
نه عاشق کسی میشی،
نه دلت برای کسی تنگ میشه،
نه از بودنِ کسی قلبت تندتر میزنه.
انگار یه جایی وسط راه، آدم بودن رو از آدم میگیرن...
بعد اسمش رو میذارن پختگی یا بزرگسالی
#اصفهان
اعدام، اندیشه را خاموش نمیکند؛ تنها نام آزادیخواهان را ماندگارتر میکند. تاریخ بارها نشان داده است که صدای آزادی را نمیتوان با طناب دار یا گلوله از میان برد.
#جاويد_شاه
@Drunkhorsesss@MamdosTi به خاطر آن سلامِ کوتاه،
آن روزِ طلاییِ خیابان،
آن سپیدیِ دور
که تو را در آن دیدم.
و به خاطر آن لحظهٔ دیدار،
آن شکافِ روشن میان دو تاریکی،
که هنوز
هرچه از یاد میبرم،
به آن بازمیگردد.
روزی «ترانه جوانی» را با شوق آینده زمزمه میکردیم؛ غافل از اینکه سالها بعد، بیشترِ خاطراتمان حسرتِ زندگیِ نکرده باشد.
نه جنگ داخلی و خارجی تمام شد،نه گرانی،نه انتظار،نه دلتنگی.
فقط جوانی آرامآرام گذشت.
ما نسلی هستیم که بیشتر از آنکه زندگی کند، دوام آورد.
1/2
سلامم را به #جنوب_ایران برسان،
به آن خطِ آتش
که نامش #خلیج_پارس است
و هنوز
خورشید را بر شانههای زخمی خود میکشد.
از صبح مگو؛
صبح سالهاست
در گلوگاه این سرزمین
خون سرفه میکند.
از فردا مگو؛
فردا را بسیار وعده دادند
و استخوانِ مردگان
هنوز زیر آوار وعدهها
سفید میشود.