معمولا کسی که زیادی تو اگزیستانسیالیسم و معنای زندگی غرق شده، حالش خیلی خوب نیست. در هویتیابی نوجوانی و بحران ۴۰ سالگی کاملا طبیعیه که دورهای ما رو درگیر کنه ولی اساساً انسان قراره "تجربه" کنه، نه اینکه مدام به جای زندگی کردن، دربارهی زندگی فکر کنه.
من با این فکت موافقم
گاها چون خیلی چیزها صرفا میدونی میخوای والد پرفکتی باشی ولی والد پرفکت وجود نداره و دونسته هات هم هیچ ربطی به عشق نداره و چیزی که روان بچه بهش نیاز داره اصالت و عشقه نه علم!
اونوقت ارتباط والد فرزندی پارادوکسیکاله تاکسیک تحویل میدی!
دختر ژاک لکان یه کتاب درباره رابطهش با باباش نوشته که ثابت میکنه بزرگترین روانکاوها و روانشناسها نه تنها لزوما کاری ازشون واسه بچههاشون برنمیاد بلکه ممکنه ارتباط والد فرزندیشون تخمیتر از هر کس دیگه باشه.
در رشته تحصیلی خودتان، حتما در یک بخش کوچک عمیق شوید و برند علمی و کاری خودتان را در آن بخش خلاصه کنید.
عمومی بودن در دنیای امروز منفعت زیادی ندارد؛ شما باید تخصص داشته باشید تا گران و ارزنده باشید.