بی معرفتهای عافیت طلب! زمانیکه شما و همپالگیهای فرقه ای شما در سوراخ خزیده بودند این مرد وسط تهران روحیه بخش مردم بود! جایی که همزمان چندصدمتر جلوتر مورد اصابت موشک دشمن قرار گرفت… مگر مرده باشیم بگوییم پشیمانیم!
#مفتخریم
به اعتبار حمایتی که رهبر شهید و رهبر حاضر از پزشکیان کرده اند از رایی که به او داده ام نه ناراحتم نه پشیمان
خط تخریب او را هم به اتاق عملیات جنگ روانی اسرائیل متصل می دانم
طرفداران احمق جلیلی که هیچی.
ولی هر انسان عاقلی که به جمهوری اسلامی ایران علاقه داره روزی هزار بار شکر میکنه که تو این وضع بحرانی چنین رئیسجمهور فهیم و مدبر و آدم حسابی و صبوری روی کار اومده.
جایزههای بینالمللی برای ما ارزشی نداره، فقط تو خاطرمون میمونه تو زمان سختیها کی کنارمون بود!
صد تا لاله مرزبان به فدای یه تار موی امثال پردیس احمدیه.
خانم لاله مرزبان ؛ راهی که شما الان درش قدم گذاشتید رو گلشیفته فراهانی از دکه آخر اون راه سیگار گرفته کشیده!
تازه از روی کاغذ هم متن نمیخوند!
چس ناله هاتون همش از سر ریا و دغل بازیه!!
چرا یک کلام در مورد تجاوز به کشورتون حرف نزدید!؟
چرا از بچههای میناب نگفتید!؟
باز اشک تمساح برای آزادی زنان!؟
الان تو این مملکت زنان ایرانی آزادی ندارن!؟
چقدر بی صفت و حقیرید...
اگه راست باشه چی؟ حکومت بابت سالها تحمیل یک کودن بیسواد در حساسترین پستهای کشور از مردم عذرخواهی میکنه؟!
ضمناً کندذهنی رئیسی فکتی پذیرفتهشده بین همه جناحهای اصولگراست؛ قالیباف اینجا میگه ۴ سال طول کشید تا مرحوم جزء سیام قرآن (حدود ۲۰ صفحه) رو حفظ کنه!
۱. هیچکس همهچیز را نمیداند؛ اعتراف به ندانستن حسن است.
۲. آموزش رئیس دولت، با هر وسیله و در کوتاهترین زمان، ضرورت است.
۳. افشای حرف یک جلسه خصوصی، غیراخلاقیست.
۴. تحقیر جریان رقیب، حماقت است.
۵. آنچه درباره فردی که دیگر در میان ما نیست، پشت سرش گفته شده، مشمئزکننده است
به پزشکیان هرچی دوست دارند میگن،
به روحانی هرچی دوست دارن میگن،
به خاتمی هرچی دوست دارند میگن،
به عراقچی هرچی دوست دارند میگن،
به هرکسی هرچی دوست دارند میگن.
یکی گفته «اقتصاد بلد نبود»،
بنیادش شکایت کرده!
محتوا + 18 ؛ تلفن 🔇
پروژهای که موسادمیلیاردها دلاربراش هزینه میکنه این عناصر باچادر و ریش بانتیجه بهتر ورایگان انجامش میدن
این فقط چندنمونه ازتولید محتوای بلاگرهای مثلا انقلابی وستادنشین هست
شاکر بوری وزیباکلام برای امنیت ملی خطرناک ترن یاکارگران موساد تو لباس طرفدارنظام!؟
این سرزمین چندهزار سال #وطن ماست.
در این چند هزار سال اقوام وحشی مهاجم زیاد دیدیم.
این قوم وحشی آمریکایی هم راهی جهنم میشود و ما میمانیم.
#ایران_میماند.
اين ریسمان خیلی سست است!
آن دستورالعملهایی که امثال فؤاد ایزدی برای ادامهٔ جنگ ارائه میدهند اگر نظر شخصیشان در خارج از حوزهٔ حکمرانی باشد، مشکل خاصی پدید نمیآورد، اما اگر این نوع حرفها به حوزهٔ حکمرانی راه یافته و در آنجا موافقانی دارد، واقعاً باید نسبت به آیندهٔ کشور بینهایت بیمناک شد.
من به ضرس قاطع میتوانم بگویم که عموم دادههای پشتیبان این نوع نظرات، مخدوش و همراه با تحریف و به عبارتی مصادرهٔ به مطلوبِ پدیدههای بینالمللی است و اگر سیاست کلان کشور بر پایهٔ آنها جهتگیری شود، بدون تردید ایران وارد سیاهچالهای خواهد شد که بیرون آمدن از آن، حداقل برای یک دهه، امکانپذیر نیست.
من پنج سال پیش در چنین روزهایی مناظرهای با آقای ایزدی در محل خبرگزاری مهر برگزار کردم که متن نوشتاری آن با تغییر فقط چند کلمه منتشر شد. از آن پس، آقای ایزدی دیگر حاضر به پذیرش مناظره با من از سوی هیچ رسانهای نشد!
برای اینکه مشخص شود نظرات وی تا چه اندازه بر واقعیات روابط بینالملل استوار است، مرور آن مناظره که لینک آن در پایین این یادداشت در دسترس است، به نظرم بسیار کمککننده باشد.
توصیهٔ اکید من به تمام دستگاهها و مسئولان کشور این است که با چنين طنابهای سستی وارد چاه ویل استمرار جنگ نشوند چرا که پشیمانی تاریخی به بار خواهد آورد.
https://t.co/JybOpbyidk
آقای #پزشکیان
برکناری حداقل۳ وزیر ناتراز حتی در شرایط جنگی به سود کشور است.
اما اگر نگرانید #مجلس در رایاعتماد،بازی در بیاورد، برای این وزیران ضعیف، قائممقام با اختیار کامل منصوب کنید.
حفظ مدیران ضعیف نه اخلاقمداری است،نه وفاق. در این روزهای سخت رودربایستی را کنار بگذارید.
در ۶۱ سالگی!
امروز ۶۱ ساله شدم؛ البته طبق آنچه در شناسنامهام نوشته شده وگرنه به گفتهٔ خواهرانم من در "کولککار" یعنی فصل کشت پنبه به دنیا آمدهام که ماه آوریل یعنی از اواخر فروردين تا اواسط اردیبهشت است.
راستش وقتی به پشت سرم مینگرم از وضعیت خودم خیلی متحیر میشوم. عواملی که دست به دست هم داد تا من از "قلعهٔ زردو" جایی که در یک اتاق تاریک و دودزدهاش به خشت زمین افتادم، به نقطهٔ مبهم کنونی برسم؛ همانا که شبیه حرکت روی شنهای روان بوده است.
آیا همهٔ آنچه گذشته محصول تصادف بوده است؟ میتوان آن را تصادف نامید چنانچه در این قرن نه مسیر زندگی یک فرد بلکه کل عالم هستی هم امری تصادفی و نتیجهٔ تصادم نیروهای کور با یکدیگر تلقی میشود!
با این حال، به نظر من هر انسانی به وجود نوعی نقشه یا تقدیر در مسیر تحول زندگی خود قائل است. حتی معتقدان به تصادفی بودن هستی نیز به هنگام رویارو شدن با مخاطرات سهمگین یا موفقیتهای چشمگیر، برای تفسیری فراتر از تصادف محض در زندگی خود وسوسه میشوند.
در هر صورت من یک امر شخصی را در زندگی خود با تمام وجودم تجربه کردهام و آن اینکه وقتی به هر دلیلی، سرم از سوی آسمان به سمت زمین خم میشود، یک اتفاقِ غیرقابلِ پیشبینی و از هر جهت برنامهناپذیر، سرم را متوجه بالا میکند.
من به این تجربه چنان ایمان دارم که اگر به فرض روزی تمامی علوم و فلسفهها به این نتیجه برسند که در آن بالا خبری نیست، کمترین تأثیری بر ایمان من به این تجربه نخواهد گذاشت!
بنا به تجربههای درونی و بیرونی پذیرفتهام که در آن بالا نه فقط خبری هست بلکه همه چیز به آنجا ختم و در آنجا خلاصه میشود.
از این رو لذتبخشترین و شیرینترین لحظات زندگی من همواره موقعی است که سر به بالا دارم.
روشن است که منظورم از "بالا" جنبهٔ جغرافیایی کلمه نیست. بالا در همهٔ ابعاد وجود و در همهٔ جهات حضور دارد.
این هم نوعی زندگی در روزگاری است که برخی آن را چه بسا به غلط یا اغراق عصر خسوف خدا نام نهادهاند!