یکی از هزار شب تنهایی مقابل هجوم افکار خیال اینده .مقابل هذیان خاطرات. نمیتونی بجنگی. نهایت با تمسخر کوچیک جلوَش بدی. ما برای درست شدنش تعهد دادیم بدون امضا و مدرک.
تصور کن یک مار گیرت انداخته و یک گله شیر هم دوروبرت منتظرن؛ اما درست وقتی که فکر میکنن کارت تمومه، بلند شی و مقابل همهشون بایستی!
این عقاب دقیقاً همین کار رو کرد.