سال ها بهت امیدوار بودم و فرصت دادم به این چرخه…فکر میکردم یه روزی میشه که تغیر کنی و اشتباه میکردم. من خیلی منتظر اون نسخه تو موندم تا آماده بشی یک روزی….آماده این عشق و این مسئولیت پذیری. نشد!
هميشه برام عجيبه كه زن ها تا وقتى يه رابطه واقعا تموم نشه، به كسى نمیگن توش چی بهشون گذشته، فقط چون نمیخوان اطرافيانشون از مردى كه هنوز خيلى دوستش دارن، متنفر بشن. :))
داشتم فکر میکردم کاش بودی و زنگ میزدم بهت میگفتم امروز چه روز سختی داشتم و چه قدر تو فلان موقعیت اذیت شدم…بعدش یادم افتاد وقتی بودی هم دلدار و یاری نبودی که بشه بی هوا بهت زنگ زد و تو سراپا حمایت و گوش باشی….
۲۷ ساله ام. هنوز نه احساس زیبایی و اعتماد به نفس میکنم و نه شغل خوب دارم،نه درآمد، نه خونه زندگی، نه ازدواج کردم و نه مادر شدم…چیزایی که ۱۰ سال پیش فکر میکردم تا ۳۰ سالگی حتما دارمشون.