از وقتی داداشم بستری شد تا صبحی که تختش رو تو ICU خالی دیدیم، همهچیز مثل کابوس سریع گذشت.
هنوز نمیفهمم چطور دیگه نیست… مفهوم نبودنش خارج از درکمه، انگار ذهنم قبول نکرده که دیگه هیچوقت برنمیگرده.
دل تو دلم نیست جنگ تموم شه برگردیم به زندگی عادیمون تورم ۸۰٪ اس ام اس کشف حجاب کشته شدن توسط برداران سپاهیمون خرید پراید ۱ میلیاردی عجب زندگی فوق العاده ای داشتیم داوش
هر کاری که میکنی، اعتراض کنی، استوری بذاری، بری بیرون، یا حتی مغازهتو ببندی همهش رو برای «مردم» نمیکنی که آخرش بیای بگی «به خاطر شما بود».
در اصل، این کارها رو برای خودت داری میکنی؛ برای اینکه سه ماه دیگه نون شب داشته باشی، زندگیت بچرخه
پس دیگه منت سر هیچکس نذار