استوری های مادر دو جاویدنام عادل و امین کیانپور فاش کرده که پسرش طرفدار رضاشاه دوم بوده و بعد از اینکه از ماهیت حزب تجزیه طلب آزادی کردستان(پاک) برده و ازشون جدا شده زندانیش کردن و مقام حزب پاک تحویلش دادن به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی
J’ai répondu cette semaine aux questions des journalistes de @LePoint. Retrouvez cet entretien approfondi, dans lequel je partage mon analyse de la nature du régime en place ainsi que mon espérance pour l’avenir de ce pays martyrisé, qui aspire ardemment à reprendre son destin en main.
https://t.co/PCyl9nv6zX
این لیست باید اونقدر نشر پیدا کنه تا تک تکشون آزاد بشن. کوتاهی نکنید دوستان.
@UNICEF@UNHumanRights
Detaining or executing anyone under 18 is a crime, not justice.
Silence is complicity.
#IranMassacare
جاویدنام جلیل میلانلویی، روز پنجشنبه ۱۸ دیماه و تنها ساعاتی پیش از کشتهشدن، ویدیویی از خودش ضبط کرده است که در آن میگوید: «شب قبل شاهنشاه آریامهر به خوابم آمدند و مرا بغل کردند، فکر کنم تعبیرش این است که امشب شهید میشوم، مهم هم نیست.»
او درهمین ویدیو خظاب به شاهزاده رضا پهلوی گفت: «از شاهزاده رضا پهلوی میخواهم فردا که به ایران برگشتند و حکومت را بهدست گرفتند، بدانند چه جانهایی در راه او کشته شدند. ایرانی بسازید با شکوه داریوش و کوروش هخامنشی که همه جهان انگشت بهدهان بمانند.»
این پیام ویدیویی همزمان با چهلم جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان در شبکههای اجتماعی منتشر و بسیار پربازدید شده است.
جاویدنام جلیل میلانلویی شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه بهضرب گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی در اسفراین خراسان شمالی کشته شد.
برای اونهایی که از ماجرا بیاطلاعند، عادل کیانپور از اعضای حزب آزادی کُردستان (پاک) بود که پس از جدا شدن از این حزب در پیرانشهر توسط ج.ا دستگیر شده بود.
حالا مادر ایشون فاش کرده که او توسط گروههای مسلح کردی به ج.ا تحویل شده.
بیانیه در حمایت و همبستگی با داریوش آشوری
داریوش آشوری همراه با شهلا شفیق بهتازگی با شاهزاده رضا پهلوی دیدار کردند. پس از این دیدار موجی از حمایت و ستایشِ ملّی پدید آمد. این دیدار تاریخی و نمادین است. نیمقرن فاصلهٔ کاذبِ «روشنفکران» و «پهلوی» با این دیدار فروریخت و فصلی تازه از همگرایی و همبستگی در انقلابِ شیروخورشیدِ ایرانیان آغاز شد.
داریوش آشوری در قامتِ یکی از نویسندگان و روشنفکرانِ شاخصِ ایرانی، و نیز در جایگاهِ یک شهروند ایرانی، در این دیدار حاضر شد. تصمیمی که هم حقِ ایشان و هم گواهِ میهندوستی و بلندنظریشان دربارهٔ آیندهٔ ایران است. استقبالِ ملّی از این دیدار چشمگیر بود.
لحظاتِ تاریخی تصمیمات و اقداماتِ تاریخی میطلبد. این دیدار ــــبهرغمِ برخی نفرتپراکنیها و مواضعِ حقستیزانهــــ پیامِ خود را رساند و راهگشا شد. اثراتِ مثبت و سازندهٔ این دیدار در آیندهٔ نزدیک دیده خواهد شد.
ما نویسندگان قاطعانه از داریوش آشوری و اقدامِ تاریخیاش حمایت میکنیم. بر حقِ ملّتِ ایران برای تعیینِ شکلِ دموکراتیکِ حکومتِ آیندهٔ ایران (چه پادشاهیِ مشروطه چه جمهوری) تأکید میکنیم. نیز حمایتِ خود را از شاهزاده رضا پهلوی برای رهبریِ دورانِ گذار اعلام میکنیم. امیدواریم دیگر نویسندگانِ ایرانی نیز آشکارا گام در این راهِ مشروعِ میهندوستانه بگذارند و بیش از پیش صدا در صدای ملّت ایران بیندازند.
پاینده ایران
امضاکنندگان
علی عبداللهی، سودابه اشرفی، مسعود سالاری، حسین مرتضائیان آبکنار، آزاد عندلیبی، زهرا خانلو، سهراب مختاری، ناصر کرمی، زهرا عبدی، بهزاد مهرانی، بیتا ملکوتی، پیام فتوحیهپور، مهرداد قاسمفر، آسیه امینی، مونا سیف، مولود حاجیزاده، آسیه نظامشهیدی، سبا خوئی، مهرگان معروفی، سلمی الهی، تکین حمزهلو، محمد مرکبیان، ستاره قربانی، رامین احمدی، نوشابه امیری، آزاده عبدیفرد، محمدرضا مردانیان، ایلیا نیک، مهسا ملکمرزبان، رها خادمی، هستی حقدادیان، پژمان گلچین، احسان پیربرناش، مهرداد کلانتر نیستانکی، فاطمه خوشنشین، نازی صفوی، زهره جعفری، فریناز درخشان، سیروس کوهستانی، کیوان الورد، سودابه رکنی، زهره هاشمی، رکسانا حمیدی، فریور حمزهای، سحر کاظمی، سمیرا سیدی، مسعود آذری، حدیث باقری، نگار بنیهاشمی، احسان پوراقدامی کلامی، هوشنگ اسدی، فائزه زندیه، مانلی حسینی، عهدیه واحدی، هادی کیکاووسی، سپهر نامدار، ناییریکا امینی، محمد حیدری، ماه منصور، شهریار احمدی، مهدی فرهادیان، شهرزاد ملکی، مهشید رشیدی، سارا خالوغلی، آرمان زرین، فرزانه عسکری، نگین نیکمنش، نازی افشاری، ماهرخ همتی، مهشید رشیدی، نیما آبکنار، محمد یعقوبی، امید مصباح، راشین سهرابی، افسانه فرقدانی، تورج بیانی، نگار تهامی، نازنین محمودی، مهسا نورزاده، گلناز غبرائی و...
ـــــــــــــــــــــــــــ
نویسندگان همچنان میتوانند امضایشان را در این لینک اضافه کنند:
https://t.co/L1XopgU66b
#خواندنی
بیشترشان در تمام این مدت یک پیام تسلیت یا ابراز همدردی نفرستادند. نگران از "جاویدشاه" گفتن مردم "از دمکراسی بگو" گفتند. حرفی نداشتند بزنند جز تکفیر داریوش آشوری. به شاهزاده رضا پهلوی میگویند رهبرخودخوانده. نهتنها در برابر تجزیهطلبان ساکتاند بلکه از ابراز مخالفت با آنها که به خاطر تمامیت ارضی ایران است، ناراحت و نگران میشوند. به همه این موارد اگر ده مورد دیگر را هم اضافه کنیم و اگر در آینده انواع و اقسام بیشرمیها و وقاحتهای دیگر از این جماعت ببینیم باز یک عده پیدا خواهند شد که بگویند: ولی نگوییم چپ دشمن سیاسی ماست. نگوییم چپ دشمن ایران است. نگوییم تمام چپها این گونه هستند.
چه کسانی این سخنان را میگویند؟ کسانی که خودشان تا یکی دو دهه پیش چپ بودند و حالا کمی فاصله گرفتهاند. من به تمام این دوستان یک پیشنهاد دارم. لطفا اسم بياورید. نام آن چپی که از نظر سیاسی دشمن این آب و خاک نیست را بگویید تا ما هم با حضور مبارکشان آشنا شویم. نامها مهماند. همین جوری که نمیشود حرف زد قربانت گردم. اسم بیاور...بگو فلانی هست، چپ هم هست که مثل یوسف اباذری نیست، مثل حسن مرتضوی و مالجو نیست. مثل حسن محدثی نیست.
چپ در ایران، به خصوص از زمان اعلیحضرت محمدرضاشاه فقید، با اقتصاد سیاسی متعین نمیشود. آن کسی که گرایش سوسیالیستی در اقتصاد دارد، یعنی از نظر اقتصادی چپ است، در کاتگوری چپ ایرانی، آنگونه که تاکنون این جریان سیاسی مخرب خودش را معرفی کرده، قرار نمیگیرد. چپ وطنی ما ضد اسراییل و آمریکاست، به قول خودش امپریالیسمستیز است، از شنیدن نام ایران باستان تنش کهیر میزند و حامی جریانهای قومگرا و تجزیهطلب بوده است.
ح. جیرودی
مردم شریف و عشایر غیور نورآباد ممسنی،
حضور دلاورانه شما در نفی رژیم ضحاکی و دفاع از کیان ایران، با برافراشتن پرچم ملی شیر و خورشید و درفش کاویانی، جلوهای آشکار از تداوم ایستادگی و مبارزه است. این حضور میهنپرستانه، با وجود آن کشتار بزرگ، نشانه عزم استوار شما و نمایانگر مسیر پیروزی ملت بزرگ ایران است.
عشایر سرافراز ایران،
من به شما درود میفرستم. شما در سراسر تاریخ پرافتخار این سرزمین، همواره نگاهبانان ایران بودهاید و سلاح و غیرتتان را در راه پاسداری از میهن، ملت و تمامیت ارضی کشور به کار گرفتهاید.
امروز نیز به شما و به همه ایرانیان در گوشهگوشه آن خاک پاک میگویم: همدل و همصدا، در کنار یکدیگر، ایران را پس خواهیم گرفت و آن را آبادتر و آزادتر از گذشته، دوباره خواهیم ساخت.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
ما قوم و خویش هم هستیم و خانواده ما، خانواده بزرگ ایران است. ما متعهدیم در یک ایران یکپارچه و دموکراتیک، در سایه حاکمیت قانون و پرچم شیروخورشید، به هرگونه تبعیضی پایان دهیم و آزادیهای فردی و برابری شهروندان در برابر قانون را تضمین کنیم. ما برای آزادی و امنیت ایران ایستادهایم.
We are all members of the great family of Iran. We are committed, in a united and democratic Iran, under the Lion and Sun flag, to end all discrimination and to guarantee individual freedoms and the equality of citizens before the law. We stand for Iran's freedom and security.
#ممسنی بدون سانسور!!
اهالی ممسنی تکلیف را روشن کرد و با درود بر کردستان گفتن و تاکید بر بیشرفی بیطرف، جانوران بسیجی و خائنین #تجزیه_طلب و خامنه ای رو در یک کاسه ریختند و به درستی هم زدند!
پ ن:
در تقابل با سانسور ممسنی، شعارهای این بزرگ مردمان را بدون سانسور بشنوید و بدانید شهرهای دیگر بزودی ممسنی میشوند!
#پاينده_ایران_یکپارچه_جاویدشاه
#پسرعاقل_نوح
.
یادآوری یک نکته بدیهی به چپ ایرانی؛ ایرانگرایی، فاشیسم نیست
آران کمانگر / اسفند ۲۵۸۴ شاهنشاهی
.
«آنچه امروز در فضای فکری و سیاسی ایران رخ میدهد، صرفا یک مناقشه نظری درباره مفهوم "ملت" نیست؛ بلکه نزاعی بر سر امکان بقا و بازسازی ایران است. در این میان، هر سخنی از هویت ملی، پرچم، تمامیت ارضی یا تداوم تاریخی ایران، از سوی برخی جریانها با برچسب "فاشیسم" مواجه میشود.
بخشی از نیروهای چپ ایرانی، ملیگرایی را بهطور کلی معادل فاشیسم تلقی میکنند. در این نگاه، هر گونه تاکید بر ملت و هویت تاریخی، گامی در مسیر سلطه تعبیر میشود. اما این همارزی از یک مغالطه رنج میبرد: تعمیم یک تجربه خاص تاریخی به تمامی اشکال وفاداری ملی.
فاشیسم، آنگونه که در تجربه هیتلر و موسولینی جلوهگر شد، ایدئولوژیای تمامیتخواه، توسعهطلب و مبتنی بر حذف سازمانیافتهی "دیگری" بود. اما آیا هر دفاعی از موجودیت یک ملت، یا هر سخنی از تداوم تاریخی و فرهنگی، واجد چنین مختصاتی است؟ در کمال بداهت، پاسخ منفی است. اگر اینگونه باشد پس باید اصل دولت ـ ملت در جهان معاصر را نیز نامشروع دانست؛ حال آنکه اساسا نظم سیاسی جهان بر همین مبنا سامان یافته است.
.
سخن گفتن از "ایرانگرایی" نه یک نوستالژی فرهنگی، بلکه ضرورتی سیاسی است. ایرانگرایی، پروژهای برای برتریطلبی یا حذف دیگران نیست؛ بلکه تلاشی است برای بازسازی همبستگی ملی بر پایه مسئولیت مشترک نسبت به سرنوشت این سرزمین.
ایرانگرایی در این معنا... طرحی سیاسی برای احیای امر عمومی در ایران است. این رویکرد میکوشد تقدم ایران بهمثابه یک کلیت تاریخی - سرزمینی را بر رقابتهای ایدئولوژیک تثبیت کند. نه عدالت اجتماعی بدون ایران معنا دارد و نه آزادی سیاسی بدون بقای چارچوب ملی پایدار میماند.
.
هیچ برنامه اصلاح اقتصادی یا تحول نهادی، در خلا هویت مشترک دوام نمیآورد. ایرانگرایی میتواند چارچوبی باشد که در آن نیروهای متکثر سیاسی، با حفظ اختلاف سلیقه، بر سر اصل بقای ایران و ضرورت بازسازی آن به توافق برسند. این یک پروژه اقتدارگرایانه نیست؛ برعکس، شرط امکان سیاستی مسئولانه و دموکراتیک است.
اگر ایران به واحدهای پراکنده هویتی تقلیل یابد، یا اگر هویت ملی بهکلی بیاعتبار شود، خلا حاصل از آن را نیروهای خشونتگرا پر خواهند کرد»
----
صورت کامل مطلب در «فریدون»:
https://t.co/GN94wUXIJY
آران کمانگر، که زادهی شهر کرمانشاه است، کارشناس ارشد مدیریت منابع انسانی و مدیر بخش منابع انسانی در یکی از شهرداریهای شهر بروکسل است.
@AranKamangar
شاهزاده رضا پهلوی در گفتگو با فاکس نیوز بر حمایت حداکثری از مردم ایران در کنار فشار بر جمهوری اسلامی تاکید کرد و آنرا «برای گذار از رژیم حیاتی دانست.»
او گفت: «من بارها در مورد چگونگی کمک جهان به مردم ایران که میخواهند خود را از این رژیم آزاد کنند، بحث کردهام و یکی از این موارد، کمپین حمایت حداکثری از مردم به موازات فشار حداکثری بر رژیم است.»
شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد که اکنون ترکیب این دو عامل خارجی منجر به عنصری خواهد شد که «برای گذار بسیار حیاتی است.»
او همچنین درباره اثرگذاری تحریم ها بر جمهوری اسلامی گفت: «همانطور که بارها در مورد این موضوع با شما صحبت کردهایم، یکی از عناصری که فشار بیشتری بر رژیم وارد میکند، در واقع هر چیزی است که آنها را از داشتن درآمدی که ماشین جنگی یا دستگاه سرکوبگرشان یا هر کاری که در طول دههها تأمین مالی نیروهای نیابتی و دامن زدن به رادیکالیسم و تروریسم در منطقه انجام دادهاند، ناتوان کند.»
کردستان مثل بسیاری از نقاط دیگر ایران به توسعه نیاز دارد. کابوس چنین برنامه توسعهای هم ایجاد این هالهی ابهام است که آیندهی سیاسی کردستان نامعلوم است، ممکن است جزیی از خاک ایران بماند! ممکن است نماند! هیچ سرمایهگذاری حاضر نیست منابع مالیاش را به منطقهای منتقل کند که آیندهی سیاسیاش نامعلوم است. «حق تعیین سرنوشت»، در پس آن ظاهر موجهاش، دقیقاً چنین بلایی را بر سر کردستان میآورد. کردستان را به یک ابهام، به یک وضعیت خاص، و در نهایت به یک منطقهی امنیتی بدل میکند. از این منظر اگر نگاه کنید، «حق تعیین سرنوشت» همان بلایی را بر سر کردستان میآورد که «حق غنیسازی اورانیوم» بر سر ایران آورد.
کردستان در تمام تاریخ ما مثل خراسان و کرمان و مازندران و گیلان بخشی از خاک ایران بودهاست. اینکه در این فضایی که چند دههزار انسان کشته شدند و همه برای پایینکشیدن جمهوریاسلامی و برآوردن یک ایران جدید لحظهشماری میکنند، احزابی جمع شوند و بهجای تمرکز بر نابود کردن جمهوریاسلامی، امتیازاتی ویژه بخواهند در واقع نوعی گروکشی است. این یعنی آینده کردستان و آینده امنیت در ایران را مایی که اسلحه هم در دست داریم گروگان میگیریم، و تا این امتیازات ویژه را به ما ندهید نمیگذاریم یک گذار آرام را تجربه کنید.
پیام شاهزاده رضا پهلوی در واقع ایستادن در برابر این گروگانگیری بود. اتفاقاً دفاع از کردستان و مردم کردستان بود، تا مبادا زیر سایه این احزاب مسلح، این استان به منطقهای امنیتی بدل شود و از برنامه توسعه در آینده ایران جا بماند. وگرنه کسی که در پاسخ به این سؤال که «وقتی به ایران بازگشتید نخستین جاهایی که دوست دارید به آنها سفر کنید کجاها هستند؟» میگوید «کردستان، و سیستان و بلوچستان»، خوب میداند که ۴۷ سال حکومت شیعهسالار جمهوری اسلامی چه ظلم مضاعفی بر مردم سنیمذهب کردستان روا داشته است.
بزرگترین ترومای قومی در حافظه جمعی کردهای عراق، بمباران شیمیایی حلبچه و نسلکشی کردها توسط صدام است. در طول این جنایت همه احزاب مدعی کردستانِ ایران، در خاک عراق و درحال همکاری با صدام بودند و نه تنها با مشاهده کشتار کُردها، همکاریشان با بعثیها را قطع نکردند، بلکه کسی همچون قاسملو منکر حمله شیمیایی عراق به حلبچه و سردشت در ایران شد.
هیچیک از گروههای مدعی کُردستان تاکنون این گذشته تاریک و ضدکُرد خود را نقد و نفی نکردهاند و به هیچیک از انتقادها هم پاسخی نداشتند. احزاب مسلح کرد جز خود کُردها تا کنون درعمل به کس دیگری ضربه جدی وارد نکردهاند.
مراقب باشیم کارتل تجزیه طلبان با دسترسی گستردهای که به رسانهها دارند چهره هممیهنان نجیب و شریف کرد را مخدوش نکنند. کردها روی چشم ما جا دارند.
جمهوری اسلامی با صداوسیمایش و مزدوران رسانهایاش در سراسر جهان همواره کوشیده ایرانیان را مردمانی همچون خودش نشان دهد. همین کار را تجزیهطلبان هم انجام میدهند. و البته همواره از کردهای شریف و میهندوست تودهنی خوردهاند و باز هم خواهند خورد.
یه روده راست تو شیکم شما جاکشای بیهمهچیزِ ۵۷ی نیست.
حقیقتاً پست و رذلین.
اون از اینکه خواستههای یکصدای ملتو گفتین صداگذاریه، اینم از اینکه حرف شاهزاده رو که خطاب به تجزیهطلبها بوده، میگین تهدید کردهاس.
حقیقتاً بیشرفین.
ما ایرانو پس میگیریم
** تمام و کمال **
#جاویدشاه
به سهم خود از همه شما دوستان و یاران میخواهم که اطلاعیه دفتر شاهزاده در رابطه با اقای شهریار آهی و اینکه ایشان مشاور شاهزاده نیستند و اقداماتشان از سوی شاهزاده و مورد تائید ایشان نیست را تا میتوانید پخش و نشر دهید. تا میتوانید. سپاس از همه.
.
پیرامون رفتار شبهفاشیستی گروههای تجزیهطلب
.
نجات بهرامی / پاییز ۲۵۸۱ شاهنشاهی
.
در پاییز ۲۵۸۱ (۱۴۰۱) «فریدون» میزگردی با عنوان «انقلاب ملی ایران به کجا میرود؟» برگزار کرد که به صورت نوشتاری منتشر شد.
در بخشی از این میزگرد، «نجات بهرامی»، مشخصا به رفتار تمامیتخواهانهی گروههای تجزیهطلب اشاره کرد.
نجات بهرامی، که سالها در ایران آموزگار نیز بوده است، در این بخش از صحبت خود گفت:
«جریانهای چپ و تروریستی و تجزیهطلب را ببینید؛ تا کسی میخواهد صحبت کند، میگویند شما مشروطهخواهان ژنپرست هستید، شما حکومت موروثی دوست دارید. اما مثلا ببینید در همین اقلیم کردستان که کعبهی آمال بسیاری از تجزیهطلبان است - از زمانی که پدران و پدربزرگان ما به یاد دارند - خانوادهی بارزانی به طور موروثی حاکم بودند!
بعد شما به ما میگویید ژنپرستی؟ موروثی فقط آنجا بد است که توسعهگرا باشد؟! اگر خاستگاه حکومت موروثی شما لنین و استالین و ابوذر غفاری باشد اشکالی ندارد؟ برخی از اینها حتی دارای رهبرانی هستند که حق طلاق و ازدواج اعضایشان را هم دارند. همه را در یک اردوگاه دور هم جمع کردهاند.
بعد اینها هم به ما میگویند "مرگ بر ستمگر چه شاه باشد چه رهبر!" از تو شاهتر و از تو رهبرتر هم مگر وجود دارد؟! کدام شاه حق ازدواج و طلاق اعضای مملکت را برای خودش قائل بوده است؟»
----
لینک متن کامل میزگرد در «فریدون»:
https://t.co/k9JSHVL4Ma
نجات بهرامی، مولف دو کتاب «توسعه و بازار در برابر پوپولیسم» و «سالهای سراب» است که کتاب دوم به بازخوانی تجربه خود و هم نسلانش از فرایندِ ناکام اصلاح رژیم سیاسی حاکم بر ایران اختصاص دارد. ترجمه کتابِ «انسان در مقابل دولت» اثر هربرت اسپنسر - اندیشمند انگلیسی - هم از کارهای اوست.
@nejatbahrami