نامههای محمدعلی فروغی به چاپ سوم رسید.
در این کتاب با تفحّص در کتابها، مجلات و اسناد خصوصی و عمومی، ۱۳۰ نامه از محمدعلی فروغی به ترتیب تاریخی گرد آمده است. این نامهها در نیمۀ دوم عمر پربار ذکاءالملک (بین سالهای ۱۲۸۸ تا ۱۳۲۱) خطاب به شخصیتهای سیاسی و فرهنگی ایرانی (ازجمله رضاشاه و محمدرضاشاه پهلوی، مستوفیالممالک، مخبرالسلطنه، تیمورتاش، تقیزاده، قزوینی، ابوالقاسم کاشانی، مستشارالدوله، رجبعلی منصور) و خارجی (ازجمله چرچیل، استالین، آنتونی ایدن، ویلیام بولارد، توفیق رشدیبیک، شولنبرگ، میلسپو و ادوارد براون)، خویشان فروغی (مانند فرزندانش و برادرش ابوالحسن و وقارالسلطنه) و برخی مطبوعات و ادارات و وزارتخانهها نوشته شده است. شماری از نامههای این کتاب، اعم از اداری و خصوصی، برای نخستین بار است که به چاپ میرسد.
[نامههای محمدعلی فروغی، به کوشش دکتر محمد افشینوفایی و دکتر مهدی فیروزیان، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم]
علاقهمندان میتوانند از سی و یکم مرداد تا یازدهم شهریور، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
گر خون تازه میرود از ریش اهل دل
دیدار دوستان که ببینند مرهمست
در دفتر موقوفهٔ افشار، از راست محمد صنعتکار، خودم، دکتر مسعود جعفری، دکتر شفیعی کدکنی، دکتر محمد اسلامی، دکتر مهدی فیروزیان، پژمان واسعی
تیر ۱۴۰۵
بیست و هشتم تیرماه زادروز منوچهر ستوده، از واقفان بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و منتخب هشتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار
از سختیهای زندگی در غرب برای ستوده این است که مزاجش برای طعام ایرانی تربیت شده و طبعش به این نوع خوردنی مایل است و غذاهای فرنگ مورد پسندش نیست و آنها را «بیمزه و کاهصفت» میداند. غربیها را عمدةً مغرض و جاسوس میشمارد و به اهداف ایشان دربارۀ ایران نظر منتقدانۀ جدّی دارد. اینکه فرنگیها آقابالاسر شرقیها باشند و بخواهند مثلاً روی لهجات ایران کار کنند هیچ برای ستوده قابل تحمّل نیست؛ معتقد است که «مگر خودمان مردهایم که مطالعه کنیم؟». اصولاً به فرنگیها بیاعتماد است و روی خوش به ایشان نشان نمیدهد. هرچه میگذرد این بیاعتقادی بیشتر هم میشود. میتوان حدس زد که اصرار دکتر جردن، مدیر کالج امریکایی (دبیرستان البرز)، به مسیحی شدن ستوده در سنین نوجوانی و ایّام تحصیل در آنجا تأثیر عمیق خود را بر او گذاشته بود که در مقابل خاورشناسان و به طور کلّی فرنگیها هرگز احتیاط را از دست ندهد. در هشتادسالگی در مکتوبی به افشار از برخورد تند خود با یک «انگلیسی دراز بینماز» یاد کرده که «به عنوان سیّاح آمده بود» و خلوت و انزوای ستوده را در روستای گلورِ متلقو به هم زده و اطّلاعاتی بیشتر از آنچه دربارۀ قلعه رودخان در کتاب از آستارا تا استارباد نوشته میخواست. ستوده به تندی پاسخ او را داده که برای چه اطّلاعاتی که «دقایق عمر بنده صرف آن شده در اختیار شما باید قرار بدهم؟ مشتی جاسوس به نام سیّاح به صندوقخانۀ ما راه پیدا کردهاید و بدون کسب اجازه وقت مرا میگیرید». وقتی در آستانۀ هشتادسالگی به سبب دوستداری ایران و شناخت قلمرو تاریخی و فرهنگیاش با همّتی مردانه و پشتکاری کمنظیر برای مطالعات آثار و ابنیۀ تاریخی آسیای مرکزی بدان صفحات مسافرت میکند و اعمال روسها را در آنجا میبیند، بیشتر معتقد میشود که «سیاست عمومی جهانی میخواهد فرهنگهای ریشهدار را از ریشه بکند و همۀ راهها را به یونان و روم ختم کند و بگوید که مشرقزمینی کسی نبوده است ... ایرانی چون درک دارد و میفهمد باید ریشهکن شود، باید آثارش از میان برود». سادهلوح نیست و بر عکس بسیاری از هموطنانش چشموگوشبسته به هیچ چیز غربی اعتماد نمیکند. سازمانهای آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متّحد از قبیل یونسکو را هم مانند سایر دستگاهها میداند و آنها را چندان باور ندارد و زیاد حقیقتی در آنها نمیبیند. اصلاً دایۀ مهربانتر از مادر را نمیپذیرد. ستوده مهاجرت ایرانیان به فرنگ را به هیچ بهانهای نمیپسندد. این را برنامۀ استعمارچیان میداند که میخواهند با کار کشیدن از گردۀ مردم ما خرابههای خود را آباد کنند. معتقد است نباید با یک حمله جا را خالی کرد. عدّهای برای حفظ مالهای اندوخته، یعنی دزدیده، گروهی برای فرار از نظام وظیفه، عدّۀ بیشماری به عنوان خواندن درس و ابوعلی سینا شدن، عدّهای از ترس جان، عدّهای برای معالجۀ جسم، که اگر اوّل روح خود را معالجه میکردند به این سرنوشتهای خودساخته گرفتار نمیشدند».
[نامههای منوچهر ستوده و ایرج افشار، به کوشش محمد افشینوفایی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۳، مقدمه، ص ۳۳-۳۶]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
سوایِ گلستان و بوستانِ سعدی مصححِ یوسفی که ناشرش مقرر است. اگر خواستید کلیاتِ سعدی مصححِ فروغی را فراهم آورید بهتر است چاپِ اصیلِ بنیادِ موقوفات را که اُفستِ چاپ اصلی (سال ۱۳۲۰) است تهیه کنید. نه چاپهایِ بازاری و تجاری و درهمی با عنوانِ «براساس نسخهٔ فروغی».
این عکس را امروز لابهلای عکسهایم دیدم. یادگاری است از روز سخنرانیام در دانشگاه هامبورگ (حدود نُه سال قبل یعنی ۲۶ مرداد ۱۳۹۶) در کنار استاد عزیزم دکتر جلال خالقی مطلق -زنده بادش یاد- و رفیق شفیقم دکتر پژمان فیروزبخش. موضوع سخنرانی سرچشمههای حافظشناسی بود.
از نامه به مهدیقلی هدایت (مخبرالسلطنه)
امّا درخصوص کردستان مستقل به عقیدۀ بنده این خطر را برای ما باید مسلّم داشت و به حرف انگلیسها که «به شیخ محمود (۱) گفتیم کردستان مستقل قبول نمیکنیم» نباید مطمئن بود. بنده اینجا هم با انگلیسها صحبت کردهام و چیز فهمیدهام.
اوّلاً با اهمّیتی که ناحیۀ نفتخیز کردستان پیدا کرده من باور نمیکنم انگلیسهای مآلاندیش آرام بنشینند و بگذارند دولت ترکیه خود را جمعآوری کند و چند سال دیگر سروقت موصل برود و برای جلوگیری از این خطر یقیناً کردها را بهعنوان استقلال با خود همدست خواهند کرد، فرضاً که انگلیسها هم در این باب اهتمامی نکنند چون این حرف به دهنها افتاده و کردها هم مردمان بااستعدادی هستند خودشان بالطبیعه دنبال آن میروند؛ خاصّه اینکه به غیرتشان نخواهد گنجید که زیردست عرب باشند. پس ما باید درهرحال به فکر کردستان خودمان باشیم و اگر حقیقةً ممکن شد ترکها را با خودمان همدست کنیم؛ امّا نه برای مضمحل و منقرض کردن اکراد؛ چه این خیالی خام است بلکه به مهربانی و ذیعلاقه ساختن آنها به دولت ایران و تربیت کردن آنها به تربیت ایرانی، و این کار برای ما سهلتر است تا برای ترکیه؛ زیرا که کردها از حیث زبان و نژاد ایرانی هستند و الآن کسانی که میخواهند غیرت ملّی در آنها ایجاد کنند به شاهنامه و داستان جمشید و فریدون متوسّل میشوند، اگر مأمورین دولت ایران قدری عاقل باشند و طمع را هم کم کنند و دست تعدّی و اجحاف را از سر اکراد کوتاه نمایند و فیالجمله حسنِتدبیری به خرج دهند اقلّ مطالب این است که بین کرد و فارس خصومت و کینه نخواهد بود و روزی که خیال کردستان مستقل قوّت بگیرد کردهای ایران برای ما اسباب زحمت نخواهند شد و شاید که جنبۀ ایرانی آنها غلبه کند و هیچ آسیبی به ما نرسد، بلکه منتفع هم بشویم؛ امّا اگر رویۀ مأمورین ایرانی مثل سابق باشد و بهعلاوه لاقیدی ما کردها را به حال خود بگذارد به عقیدۀ بنده مخاطره نزدیک است.
آنقره، دوم آذرماه ۱۳۰۶
[نامههای محمدعلی فروغی، به کوشش محمد افشینوفایی و مهدی فیروزیان، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ص ۲۰۰-۲۰۱]
۱. محمود برزنجی (۱۸۸۱-۱۹۵۶)، رهبر مبارزات استقلالطلبانۀ کردها.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
درگذشت شارل هانری دو فوشهکور، ایرانشناس برجستۀ فرانسوی و منتخب شانزدهمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار
شارل هانری دو فوشهکور (۱۹۲۵ - ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶)، ایرانشناس، مترجم و استاد نامدار فرانسوی، در صدسالگی درگذشت. او از بزرگترین پژوهشگران غربی معاصر در زمینۀ زبان و ادبیات فارسی است.
دو فوشهکور در سمهآک (Séméac) فرانسه متولد شد. دهۀ پنجاه میلادی را به آموختن زبان عربی در تونس و الجزایر گذراند و از ۱۹۶۰ به مدت شش سال به تحصیل زبان و ادبیات فارسی در مؤسسۀ ملّی و تمدنهای شرقی پاریس و سپس دانشگاه سوربن و مدرسۀ مطالعات عالی پرداخت و با دفاع از رسالۀ خود، «وصف طبیعت در اشعار غنائی فارسی قرن پنجم»، فارغالتحصیل شد.
دو فوشهکور در سال ۱۹۶۶ به عضویت گروه مطالعات ایرانی مرکز ملّی تحقیقات علمی (CNRS) درآمد و مأمور تحقیق در نسخههای خطی ایران شد. او از سال ۱۹۷۲ تدریس زبان و ادبیات فارسی را در مؤسسۀ ملّی زبانها و تمدنهای شرقی آغاز کرد. همچنین از ۱۹۷۵ به مدت چهار سال مدیریت بخش ایرانشناسی مؤسسۀ فرانسوی پژوهش در ایران (IFRI) را بر عهده داشت و در همین دوران مجلۀ بینالمللی Abstraca Iranica را پایهگذاری کرد و چندین سال مدیر آن بود. دو فوشهکور در سال ۱۹۹۸ به سمت مدیریت واحد مطالعات شرقی و زبان عربی در دانشگاه سوربن برگزیده شد و چند سال مدیر بخش دکتری زبان و تمدن خاور نزدیک در همان دانشگاه بود.
استاد دو فوشهکور در طول بیش از هفت دهه فعالیت علمی، سهمی ماندگار در شناساندن فرهنگ و ادب فارسی به جهان فرانسویزبان و گسترش مطالعات ایرانشناسی داشت. شهرت علمی او بیش از همه به سبب پژوهشهای عمیق دربارۀ ادبیات کهن فارسی، بهویژه ترجمه و شرح دیوان حافظ به زبان فرانسوی است. کتاب Moralia که با عنوان اخلاقیات؛ مفاهیم اخلاقی در ادبیات فارسی از سدۀ سوم تا سدۀ هفتم هجری به فارسی ترجمه شده است از مهمترین آثار پژوهشی اوست و از منابع معتبر در شناخت اندیشۀ اخلاقی و عرفانی در ادبیات فارسی به شمار میآید.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار که در خردادماه ۱۳۸۶ شانزدهمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار را به پاس تحقیقات ارزنده دربارۀ زبان فارسی به شارل هانری دوفوشه کور اهدا کرده است، درگذشت آن استاد ارجمند را به خانوادۀ محترم ایشان، جامعۀ ایرانشناسی و مردم میهندوست و قدرشناس ایران تسلیت میگوید. یاد و نامش گرامی باد.
عکس از گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار
استادان شارل هانری دو فوشهکور و ایرج افشار
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@khorshiiiidd من به عهد قوام میگفتم
اینْت دور خران بیخبران
بعد ازین خواجگان فرازرسند
که بدانند قدر پرهنران
قدر دور خران ندانستم
تا رسیدم به دور ...ون خران
از نامۀ روز سیزده نوروز ۱۳۵۴
... اخیراً دوستی پیدا کردهام. کشیش جوانی است از اهالی بلژیک به نام میشل کویپرس که مدّتی از فرانسه هر هفته روزهای پنجشنبه صبح به ژنو میآمد تا فارسی یاد بگیرد.
معلوم شد دو سال در جذامخانۀ تبریز به پرستاری جذامیهای ایرانی مشغول بوده است و قدری فارسی یاد گرفته است و میخواهد این زبان را بهتر یاد بگیرد تا باز به همان جذامخانه برگردد و به قول خودش تا آخر عمر به همان کار ادامه بدهد.
پس از آنکه چند ماه با او کار کردم بورسی برای یک سال از دانشگاه تهران به او دادند و عازم ایران شد و یک سال با توفیق هرچه تمامتر در دانشگاه تهران درس خواند، به طوری که اکنون که از ایران برگشته است با من با زبان و خطّ فارسی مکاتبه میکند.
حکایت میکرد که قبل از مراجعت از ایران مسافرتی هم به افغانستان نموده بوده است و چون مدّتی در ژنو با هم سخنانی از مولانا خواجه عبدالله انصاری از حفظ میکردیم، خواسته بوده به سراغ تربت انصاری به هرات مشرّف شود. حکایت میکرد که با اتوبوس عمومی که بیست نفری مسافر داشته حرکت کرده بوده است و در اتوبوس پهلوی جوانی افغانی نشسته بوده است و با هم به زبان فارسی صحبت میداشتهاند و آن جوان گفته بوده است که خرّازیفروش است و ناگهان از جیبش یک دیوان حافظ درمیآورد و در همان حین حرکت اتوبوس به صدای بلند مشغول خواندن غزلی میگردد و چون اهل فضل و کمالی نبوده است گاهی غلط میخوانده است و دیگران که همه ساکت شده و گوش میدادهاند به صدای بلند اغلاط او را تصحیح میکردهاند.
از شنیدن این داستان بینهایت متأثّر شدم و به وجد و نشاط آمدم و این داستان را برای دوست جوان افغانی خودم موسوم به سنا که در برن سالهاست تحصیل میکند نوشتم.
[نامههای ژنو: از سیّد محمّدعلی جمالزاده به ایرج افشار، با همکاری محمّد افشینوفایی و شهریار شاهیندژی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ص ۵۱۱-۵۱۲]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
همان نام نیکو بماند به جای...
مراسم بزرگداشت استاد دکتر جلال خالقی مطلق در خانه دانشگاهیشان در گروه ایرانشناسی دانشگاه هامبورگ با حضور خانواده استاد و سخنرانی استادان علیاشرف صادقی، محمود امیدسالار، بیژن غیبی، پژمان فیروزبخش و این کمترین: چهارم ژوئن ٢٠٢۶ برابر با ١۴ خرداد ١۴٠۵
«زرّیننامه: متنی فارسی از پندهای حکمای پیشین و دربارۀ جشنهای ایرانیان احتمالاً از اواخر قرن چهارم هجری»
محمّد افشینوفایی
صورت کامل این مقاله را میتوانید در کانال تلگرامی «حاصل اوقات» به نشانی زیر ملاحظه کنید:
https://t.co/9DzAdOEzDS
دریغا تهی از تو ایرانزمین
به منظور گرامیداشت یاد دکتر جلال خالقی مطلق، شاهنامهپژوه نامدار، روز یکشنبه سوم خردادماه ساعت ۱۵ مراسمی در مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی برگزار خواهد شد و قرار است بنده هم چند کلمهای دربارهٔ ویژگیهای تحقیقات علمی ایشان سخن بگویم.
چاپ سوم نامههای محمدعلی فروغی منتشر شد.
در این کتاب با تفحّص در کتابها، مجلّات و اسناد مجموعههای خصوصی و عمومی، ۱۳۰ نامه از محمدعلی فروغی گرد آوردهایم. این نامهها خطاب به شخصیتهای سیاسی و فرهنگی ایرانی و خارجی، خویشان فروغی و برخی مطبوعات و ادارات نوشته شده است.
Trump woke up this morning threatening genocide against a country of 90 million people.
We should be back in DC RIGHT NOW to stop this deranged madman from blowing up the world. Does this seem urgent to you, @SpeakerJohnson? How can you sleep at night??
On the second day of popular Iranian composer Ali Ghamsari's sit-in protest at the Damavand Power Plant amid Trump's threats to attack Iran's energy infrastructure...
He plays My Homeland.