میدونم بعضی روزا ادم جالبی برات نیستم و یکم رو مخم، بعضی وقتا هم حرفای چرت و پرت میزنم و عصبیت میکنم،یه وقتایی هم ناخواسته از روی حسودی یا هر چیز دیگهای اذیتت میکنم
ولی خب هیچکس نمیتونه به اندازهی من دوست داشته باشه. :))
موقعیت: دلم برای آدمای گذشته تنگ میشه. بعد با خودم مرور میکنم که چی شد کنار گذاشتم یا کنار گذاشتنم... آروم میشم و اونها دوباره تو قلبم به مردنشون ادامه میدن.
یه روزایی رو نمیشه فراموش کرد، روزایی که یه تیکه از خودتو جا میذاری و به امید بهتر شدن شرایط لعنتیت ادامه میدی، در حالی که جای خالی اون حفره توی قلبت درد میکنه، چشاتو میبندی و ادامه میدی :)))