اینو اینجا مینویسم که یادم بمونه با اینکه دیشب از همه چیز برای همیشه بریدم، امروز، بیستم دی رو پای خودم بلند شدم. بلند شدم برای رفتن، بدون هیچ امیدی به پشت سر.
حتی تو اصفهان وسط کویر برنج میکارن بعد مردم متعجب میشن مگه خوزستان کشاورزی داره؟ =)))) درحالیکه ۱۰۳۷۶۳۳۹۹۲ بار تو جغرافیا خوندیم که جلگه خوزستان پهناورترین جلگه ایرانه.
اصلا اون بهترین برنج زمین، نباید بکاری وقتی اقلیمت جواب نمیده.
من یه بار اینو گفتم ده نفر اومدن گفتن اخه برنج اصفهان خیلی خوشمزس. آقا چرا نمیفهمید که بحث مزه نیست؟ آب نداره داریم داغون میشیم همه
چقدر امسال همه جدی و باشکوه هالووین رو برگزار کردن. آفرین ایرانی، واقعا باریکلا. با اینکه هرروزت سراسر وحشته، بندهای اتصال به زندگی رو پیدا میکنی، به روزهات شوق زندگی میپاشی و نمیذاری یه سبک زندگی بهت تحمیل بشه.
تاکسیها و ماشینها و شهر و خیابون و تمام فضاهای مختلف و … بوشون بهت سردرد میده. هربار تو خونه غذا میپزن تا دو روز بوشو حس میکنی و سردرد میگیری. من نمیدونم مگه ما سگ بودیم که به این حجم از بویایی احتیاج داریم. کسی خونه نباشه من ترجیح میدم غذا نخورم فقط خونه بوی غذا نگیره.
حساس بودن بویایی واقعا یک نفرینه. از تموم ظرفای جهان میشه بوی چیزی که قبلش توش بوده رو فهمید. از بوی آدما روی وسایلشون میشه فهمید کدوم وسیله مال کیه. لباس کسی رو با لباست اگه بشوری بعدش از لباسات بوی اون آدمو تشخیص میدی. حتی کوتاه بری بیرون بعد همه چیز بوی خیابون میده.
آقا خوش به حالتون که اینقدر easy going هستید من دارم روز به روز بیشتر با مفهوم ظرف و ظرف شستن زاویه پیدا میکنم و احساس میکنم تمیزی ظرف با شستشو یه چیز نسبی و ناکامله. غذا با قاشق و چنگال به نظرم مزه فلز میده و تراولماگ مزه قهوهی مونده رو توی خودش نگه میداره. دارم دیوانه میشم.
@cookie_linzer شیرینی مربایی ببخشید ولی جان نجات پیدا کردی =)) بهانههای بیخودی میاره. همه با شرایط فعلی اذیت میشن و آدمی که اونقدر نسبت به شرایط بیخیال باشه احتمالا سالم نیست.
ویدیویی که گذاشته خودش مثال نقض حرفشه =))))))) زیبایی و ظرافت دخترونشون مثل نورافکن تو چشمه و با عضله چشمگیرتر هم شده =))))))
روزی هم که اینا فرق نظر و نظریه رو بفهمن عید منه.
امشب تقریبا به گورستان تلگرامم رسیدم و وای، یک دورهای پسرها واقعا عجیب بودن. یهو out of nowhere ویس میدادن شعر یا آواز میخوندن =))))) یا مثلا میاومدن ناشناس صاف ویس میدادن. بعد معمولا اونایی که اینجوری بودن صداهاشونم تعریفی نبود، ماشالا اعتماد به نفس =))))
@_sabaa_z من برای فرار از محیط و صدای آرایشگاه حاضرم هیچ کاری نکنم یا هر کاری رو شده با هزینه بیشتر تو خونه انجام بدم =)))))))) فقط پام به آرایشگاه نرسه.
اظهارات وی بعد از اینکه برای بار سه هزارم تا نفس داشت گریه کرد و تصمیم گرفت که راهشو عوض کنه، بعد تا اشکش خشک شد و چای خورد دوباره برگشت به زور زدن برای راهی که هرروز توش به در بسته میخوره =)))))))))))
نمیدونم من زیادی سمجم یا بقیه خیلی زود ول کنن. به نظرم زندگیها خیلی متفاوت میشد اگه آدمها با اولین سختی و چالش، یا با اولین در بسته اینقدر زود عقب نمیکشیدن.
نمیدونم من زیادی سمجم یا بقیه خیلی زود ول کنن. به نظرم زندگیها خیلی متفاوت میشد اگه آدمها با اولین سختی و چالش، یا با اولین در بسته اینقدر زود عقب نمیکشیدن.
بچهها ایشالا میدونید که آدما رایگان قرار نیست کار کنن دیگه؟ =)) شما زمان و زحمتش رو خودت تقبل کردی، وقتی یکی دیگه این کارو میکنه طبیعتا در ازاش پول میگیره. اگه بخواد فقط پول کامواشو بگیره که باید کاموا رو تحویلتون بده نه لباس رو.