یه داستانی هست که شاید شنیدین ولی میگمش برا اون یک درصدی که نشنیدن
میگن یه سواری از بیابونی میگشت دید یه مردی روی زمین افتاده ایستاد گفت کجا میری گفت به شهر بعدی میرفتم ولی دیگه رمق ندارم و اذوقم تموم شده سوار بزرگی به خرج داد و اونو جلوی خودش روی اسب نشاند و شروع کردن به حرکت/
@MissyCooper2020 یعنی لیاقت رفتار درستم ندارین
باید مثل سگ باهاتون رفتار شه تا خوشتون بیاد
یه بنده خدایی مودبانه یچیزی پرسیده
زرتی از پیامش با اطلاعات عیان اسکرین گرفتی توییت کردی