امشب یه خانمی بیرون یه مغازه،داشت میوه ضعیفها روجمع میکرد، دختر کوچیکش هم باخجالت زدگی کمکش میکرد
اومد داخل حساب کنه همون چند کیلو میوه و سیب زمینی و گوجه و...شد ۲۰۰ هزارتومن
باورتون میشه پول همون رو هم نداشت میخواست نصفش رو بذاره سرجاش
هنوز قلبم دردمیکنه از این صحنه
شاید این جمله را شنیده باشید که: «بزرگترین توهین به یک انسان، انکار رنج اوست.»
آدمها برای التیام یافتن، بیش از هر چیز به دیدهشدن و شنیدهشدن نیاز دارند. انکار رنج، دیواری از تنهایی مطلق به دور فرد میکشد و باعث میشود او علاوهبر تحمل بارِ خود آن مصیبت، بار سنگینترِ «درکنشدن» و «شک کردن به اصالت احساساتش» را هم به دوش بکشد؛ باری که به مراتب ویرانگرتر است.
@N_1995_R @hamedhekmatt بله درسته مسیر سختیه ولی ارزششو داره،،انگار یهو به خودم اومدم و دیدم ابتدای یه مسیری قرار گرفتم که نمیشناختمش با اینکه احساسات عجیبی رو این مدت تجربه کردم و کمی هم ترس دارم ولی حس میکنم نباید این راهو رها کنم و باید پیش برم
@Samiramiss0_0 قبلا پافشاری میکردم این بار اگه پافشاری نکردم نه واسه اینکه من تصمیم به رفتن داشتم بلکه دلم میخواست ببینم این دفعه اون رابطمونو نگه میداره یا نه
شما با او وقت ميگذرونين اون با شما زندگى ميكنه...
شايد عزيزم گفتن هاى از سر عادت شما رو در قلبش بزرگ كنه و شما واقعا عزيز اون بشین...
باور كنين براى گذروندن وقت راههاى بهترى از آدم ها وجود داره
ولی من بلد نیستم چطور اینهارا به او حالی کنم.
دلم رفتاری از او میخواهد که معلوم کند دلتنگم میشود، دوستم دارد .او اینها را میداند و در عوض این من هستم که خیلی چیزها را نمیدانم. من نمیدانم که نباید گدایی عشق کنم. نباید به روی خودم بیاورم که جانم به جانش بند است.
ا
@iranam_1401 حداقل اگه میدونستم مثل من که منتظر پیامش بودم اونم منتظر پیام منه و از دیدن پیامم خوشحال میشه انقدر پیگیری میکردم تا جواب بده میگفتم شاید قهره ولی من از حسش اصلا مطمئن نیستم