الان اسمش رو ببریم
تا نکشتنش، فریاد بزنیم. نمیدونم چقدر موثره ولی همین از ما برمیاد. #عرفان_شکورزاده، دانشجوی ۲۹ ساله و از نخبگان علمی ایران، در آستانه اعدامه.
تمامی این ژانرهای توییتری به اصطلاح بامزهی اخیر، روزمرگیها و انتشار عکس و ... از کارگاه تولید محتوای شر بیرون میآید وگرنه باورکردنی نیست که کسی در چنین شرایط دشواری در ایران بزید و به سختی هر چه تمامتر با اینترنت گیگی ۳ دلار به توییتر متصل شود که از فلان جایش یا لحظهاش بگوید یا عکس بگیرد!
تصویر واقعی «ایران»:
پنجم اسفند، دانشگاه فرح پهلوی (الزهرا). دانشجویان عکس سپاهیهای نفله شده در جنگ ۱۲ روزه رو پاره میکنند.
قطع اینترنت، مکمل اعدام و شکنجه بود تا بیبیسی و صدای آمریکا و چپ هپروتی غربی با کمک سیمکارتهای خونی داخلی، یکصدا تصویر واژگونهای از ایران ارائه بدند.
مرندی میگه خامنهای سالها بعد از رهبری یخچال خونهاش نداشته :))
واسه همین عقدهای شده بوده وصیت کرده بعد مردن تو خاکچالم نکنین تو یخچالم کنین آخه من یخچال نداشتم یخچال دوست دارم :)))
@esmaeils1169 ويژن شون پاكستانه، يه كشور با بمب اتم كه توسط نظامي هاي فاسد اداره ميشه، جمعيت زياد (طرح هاي فرزند آوري)، جامعه فقير، پر از مسلمون افراطي
یه نکتهای باید در تکمیل این حرف بگم: ما مدیون خون نیکا و سارینا و حدیثیم، ما به بزرگی و فداکاری هما دارابی مدیونیم. تک تک زنان شجاعی که در ۴۷ سال اخیر نه فقط در برابر حکومت، که گاهی در برابر عرف و خانواده هم ایستادند و ساختار ذهنی کهنه رو شکستند، در این عقب نشینی جمهوریاسلامی نقش ایفا کردند، اما بمبهای اسرائیل بود که باعث شد جمهوری اسلامی مجبور بشه در برابر مجموع این تلاشها اندکی (شاید موقتی) کوتاه بیاد. حتی اگر معتقدید اسم این تلاشها هم مبارزه مدنیه، این مبارزه مدنی «مکمل» براندازی تعریف میشه و بنابراین میتونه در کنار مداخله و کمک خارجی به نتیجه برسه.
چیزی که ما باهاش مشکل داریم پروژه نیابتیهای فرهنگی جمهوری اسلامی در معرفی فعالیت مدنی به عنوان «بدیل و جایگزین» براندازی است. خروجی این پروژه اینه که بچسبید به جمهوری اسلامی و ازش در برابر مداخله خارجی دفاع کنید حتی اگر با مبارزه مدنی نشه در برابر جنایتهاش «هیچ» کاری کرد. پروژهای که از چندین سال قبل، آدمهای مشخصی در داخل و خارج ایران با راهنمایی هادیان سپاهیشون بهش مشغولند و مکمل کشتار دیماه و اعدام آزادیخواهان این سرزمینه. این چیزیه که باید به صراحت باهاش مبارزه کرد.
سر هواپیمای اوکراینی بعد از هزاران معلقی که زدن تهش گفتن خطای انسانی بوده. برای سفیدشویی اون افسر پدافند میگفتن «اگه موشک کروز بود و میخورد به جایی شاکی نمیشدین؟»
۶ سال گذشت و جنگ شد و حتی یک موشک کروز رهگیری نشد. از جمله اونی که به مدرسهی میناب خورد. حالا کوله قرمز میذارن.
واقعاً باورم نمیشه! چند ماه بیشتر از قتلعام دهها هزار نفر از هموطنانمون نگذشته!
و فقط بخاطر اینکه اون همه آدم با فراخوان کسی که شما دوستش ندارین به عنوان مخالف جمهوری اسلامی رفتن به جنگ اون مادون انسانها، حاضرید همچین حرفهایی بزنید!
خجالت بکشین! شرم کنین!
شما حتی نمیدونید دشمنتون کیه! چه کسی کشته و داره میکشه! انگار نه انگار هموطنهاتون کشته شدن توی این جنگ با کسانیکه همین شما مدعی مبارزه باهاشون هستین!
مبارزه با رقص دوست دارین؟ احترام دنیا دوست دارین؟ همون کسایی که میگین احترامشون رو برانگیختین بهتون میگن مردم ما برای دموکراسی آماده نیستن. هنوزم میخواین مردممون کشته بشن و ببینیم فلان کسکش موهاش رو تو اتحادیه اروپا چید و مکرون ابراز نگرانی از وضعیت ایران کرد و گفت که در کنار مردم ایران میایستد! بیاد سر این بایسته مردک کسکش.
اگر بیشرف نباشید نهایتاً احمقید!
چه اظهار نظر غیر مسئولانه و سفیهانهای. ما در جنبش زن زندگی آزادی فهمیدیم که مردم و سیاستمداران غربی حاضر نیستن کوچکترین هزینهای بابت حمایت واقعی از مردم ایران انجام بدن و تماشای رنج ایرانیان براشون چیزی شبیه به تماشای یک فیلم دراماتیک خیالیه.
البته آگاهی از این موضوع هزینهی گزافی به ما تحمیل کرد: هزاران نفری که توانایی راه رفتن، چشمها و یا جان عزیزشون رو از دست دادن. اینکه سه ماه بعد از یک نسلکشی وحشیانه و به دنبالش خفه کردن صدای مردم و در آستانهی ورود ایرانیان به سنگینترین بحران اقتصادی تاریخشون بیای از خوشگل نبودن اعتراض حرف بزنی و رو ترش کردن چپ دگوری جهانی رو مسالهای در خورِ بحث ببینی حقیقتا نشوندهندهی اینه که چقدر از ملت ایران جدایی.
به عنوان یک نوبادی که زمانی طرفدار موزیکت بودم اینجا و در اسپاتیفای آنفالوت میکنم. برو برای همون سفیدها آواز بخون.
این رو اول از همه میگم که تلنگری باشه برای خودم: تحمل شرایط فعلی برای بخش بسیار بزرگی از مردم ایران، ناممکن شده. دیگه سخت نیست، عملاً ناممکنه. تو چند روز اخیر، با آدمهای زیادی در داخل ایران صحبت کردم. موج بیکاری و گرانی بیسابقه، فضای حکومت نظامی و خشونت افسارگسیخته مزدوران حکومت اشغالگر، و از همه بدتر قطع اینترنت، نفسها رو به شماره انداخته. مزدورها رو بذاریم کنار، من دارم درباره آدمهای مستقل و عادی صحبت میکنم که جهنم واقعی رو دارن تجربه میکنند. هرگز نمیشه از بیرون، حتی شرایط اون آدمها رو درک کرد، چه برسه به قضاوت. هر سخنی که من از خارج ایران میگم، قبل از هر چیز باید با در نظر گرفتن واقعیت زندگی مردم داخل باشه. قبل از هر نظر و سخنی، باید دردی رو که مردم میکشند، درک کنیم یا لااقل چشم بهش نبندیم. به «تحلیلها» کاری ندارم، در اینکه آخوند به هر وسیلهای باید بره، شکی نیست. اما سبک و محتوای گفتارمون نباید جوری باشه که آدمها تصور کنند با رنج بیکرانی که باهاش دست به گریبانند، بیگانهایم. باید چشمامون رو باز کنیم و ببینیم که مردم چه رنجی میکشند و متناسب با این وضعیت، با آدمها گفتگو کنیم یا مخاطب قرارشون بدیم. زندگیشون، تلاششون و چیزهایی که براش جنگیدند، همگی ارزشمنده، تمام.
یک بار برای همیشه خطاب به هر "متخصص" علوم انسانی که مردم عادی را به خاطر "کتاب نخواندن" تحقیر میکند:
۱- - تو برای کتاب خواندن پول میگیری! از همین مردم حقوق میگیری که کتاب بخوانی. اگر رشته کاریات فلسفه یا علوم سیاسی یا جامعهشناسی است، محصولی تولید نمیکنی که کسی بخرد. دولت از دسترنج مهندس و کارگر و معلم و پزشک و پرستار و راننده تاکسی میگیرد و توی حلق تو میریزد تا بتمرگی و آن کتابها را بخوانی تا بلکه مشکلی از مشکلات جامعه حل کنی!
۲- ارزش وجودی یک "متخصص" در هر حوزهای با خروجی عملکرد او سنجیده میشود، نه میزان "کتاب خواندن"!
مهندسی که هزار کتاب مهندسی خوانده ولی پلی میسازد که بر سر مردم آوار میشود رسوای عالم است. پزشکی که هزار کتاب پزشکی خوانده ولی از سر نفهمی صدها بیمار را به کشتن میدهد مایه ننگ است.
به همان سیاق، خروجی کسی که علوم سیاسی یا جامعهشناسی خوانده باید با بررسی گذشتهاش سنجیده شود، نه تعداد کتاب خواندهشده! اگر هزار کتاب خواندی و در نتیجهاش آینده یک ملت را نابود کردی، مایه ننگ بشری!
به جای منت گذاشتن باید در پیشگاه ملت پاسخگو باشی که با پولی که از دسترنج اقشار زحمتکش جامعه چپاول کردی دقیقا چه غلطی کردی؟ پزشک و مهندسی که کتاب میخواند میتواند بگوید دقیقا کدام مشکل جامعه را با آن کتاب حل کرده. تو خروجیات چه بوده، اگر تو و همه همکلاسیهایت سالها پیش مرده بودید الان جامعه چه مشکلی میداشت که امروز ندارد؟
۳- هر وقت به صرف کتاب خواندن نسبت به اقشار مولد و زحمتکش جامعه احساس برتری کردی، به خودت یادآوری کن که آخوندهای حوزه از تو بسیار بیشتر میخوانند. اگر دزدیدن پول مردم و کتاب خواندن و توجیه شر را ارزش میدانی، بدان که با معیار خودت تو از مدفوع مصباح یزدی هم کم ارزشتری!
نفرتی که از آخوند و طرفداراش و اصلاح طلبا دارم واقعاااا به کلام نمیاد
یعنی هرکی یک سر سوزن به سمت آخوند بچرخه اصن دیدم بهش عوض میشه،
یکسر سوزن ها !
یعنی اندازه یک درصد به آخوند لبخند بزنه، کاری کنه که آخوند خوشش بیاد، حرفی بزنه که حرفشو آخوند تکرار کنه، حرفی بزنه یا کاری کنه که آخوند لبخند بزنه … اصن حتی اگر اون حرف اون فعل صدرصد درست باشه .. بازم نگاهم بهش عوض میشه
یعنی عجیب اون انسان در چشمم سقوط میکنه
فامیل، دوست، همسایه، همکار، بچه محل .. فرقی نمیکنه!
ترازوی من آخونده!
با اون آدمارو وزن میکنم.
شخصیت، شرف، انسانیت، صداقت، اخلاق، و و … همشو با معیاری به نام آخوند میسنجم!
آخوند هم یعنی خامنه ای، یعنی اژه ای، یعنی قالیباف، یعنی پزشکیان، یعنی بیبیسی، یعنی مهرداد فرهمند، نسیم نوروزی، کاوه شهروز، حمزه غالبی، عبدالکریم سروش، زیدآبادی، حجت کلاشی، یعنی سیاوش اردلان، پیمان عارف، فرناز فصیحی، ترینا پارسی، صدای امریکا و …
خیلی نمود های مختلفی داره!
به عنوان روزنامهنگاری که برای روزنامهنگار شدن تلاش کردم (بار نخورد، از سر ناچاری و پارتی بازی نبود، دوست داشتم) همیشه عاشق حقیقت بودم. همیشه شجاعت واقعی (نه نقشبازی کردن و نان قرض دادن) را ستایش کردم.
متاسفانه خیلی جاها دیدم سراب بود!
اما در توییتری که به لطف ایلان ماسک، ایکس امروز شد، قسمت لذت بخش آزادی برای من اینجاست.
جایی که یک کاربر با نام مستعار، یک رسانه با میلیونها دلار سرمایه و آفتابه لگن را رسوا میکنه.
این قدرت آزادی و چهره زیبای حقیقته.
ما جایی از تاریخ هستیم که آرزوی میلیونها انسان بوده.
زنده باد.
از بين همه اقشار طرفدار نظام،
«اصلاح طلب مهاجر» یه طور متفاوتى آزار دهنده است.
توقع اينكه؛
من جمع كردم رفتم در دنياى مدرن زندگی كنم اما شما بايد آخوند را تحمل و اصلاح كنيد…
يک بيشرفى و پررويى و خود بزرگ بينی خاص و عجيبی مى طلبه…!
#پاينده_ایران_جاویدشاه