ی گنجینه تمام عیار آوردم اینبار.
یک کلاس درس Stanford بهعنوان یک نقشه راه فشرده برای فهمیدن LLMها!
بقول کسی ک منتشرش کرده ی قسمت سریالتون رو امشب کنسل کنید بجاش این رو ببینید. 2 ساعت طلا و جواهر از کلاس درس دانشگاه درخصوص اینکه ChatGPT و Claude و کلا LLM ها چی هستند و چطور کار میکنند.
1 ساعتش رو دیدم فعلا و اینقدر مفید بود ک گفتم شما هم ببینید، حتی 1 دقیقه هرزگویی و مطلب غیر مفید توش نبود. چقدر این محتوا تمیزه. بعد منم میرفتم دانشگاه تازه دولتی، 1 ساعت و نیم کلاس 45 دقیقه فقط حضور و غیاب بود. همینه مدرک دانشگاه های مارو قبول ندارند. بگذریم، البته ما استاد و دانشجو خوب و نخبه هم کم نداریم ❤️🔥
از Tokenization شروع میکنه:
متن چطور تبدیل به عدد میشه؟
بعد میرسه به مهمترین ایده:
مدل زبانی در سادهترین تعریف، فقط میخواد Token بعدی رو پیشبینی کنه.
بعد Transformer وارد میشه.
اینکه Attention چطور به Tokenها اجازه میده با هم ارتباط برقرار کنن؟
مدل چطور آموزش میبینه؟
این Loss دقیقا چی رو جریمه میکنه؟
و وقتی از ChatGPT جواب میگیری، چرا مدل پاسخ رو Token به Token میسازه؟
اگر این زنجیره رو بفهمی:
Text
↓
Tokenization
↓
Embeddings
↓
Transformer + Attention
↓
Next Token Prediction
↓
Loss
↓
Training
↓
Generation
یه اتفاق مهم میافته.
دیگه LLM برات یه جعبه سیاه نیست، برای خود من ک توی همین 1 ساعت کلی مطلب مفید و جدید داشت. و احتمالا از ویدیوهایی باشه ک حفظ بشم اینقدر ببینمش.
میفهمی چرا Context مهمه.
چرا Attention اینقدر حیاتی شد.
چرا مدلها Hallucinate میکنن.
چرا افزایش Context Window مهمه.
و حتی چرا Agentها اصلا میتونن روی این مدلها ساخته بشن.
لازم نیست AI Engineer باشی.
ولی اگر قراره چند سال آینده با AI کار کنی، به نظرم فهمیدن این پایهها دیگه آپشن نیست.
۲ ساعت و ۳۴ دقیقه زمان زیادی نیست. و کلی پرتت میکنه جلو و ذهنت رو آماده میکنه. و این زمان برای چیزی که ممکنه دیدت به کل دنیای AI رو عوض کنه اصلا چیزی نیست.
این رو Save کن و بفرست برای کسایی ک میدونی ممکنه بکارشون بیاد و خیلی دوست دارند بدون توی مغز GPT و LLM چی میگذره.
قهرمان خوب، قهرمان بد: چرا فقط گرتای چپ ستایش میشود؟
گرتا تونبرگ در پانزدهسالگی با نشستن مقابل پارلمان سوئد و در دست داشتن پلاکاردی با عنوان «اعتصاب برای اقلیم» به نماد جهانی مبارزه با تغییرات آبوهوایی تبدیل شد. رسانههای غربی او را «وجدان بیدار بشریت» و قهرمان عصر جدید نامیدند؛ دختری «آگاه، شجاع و بیپروا» که رهبران جهان را به چالش کشید و گفت: «شما آینده ما را دزدیدهاید.»
اما یک پرسش ساده این تصویر مقدس را دچار مشکل میکند: اگر گرتا راستگرا بود چه میشد؟ اگر دختری پانزدهساله از خانوادهای محافظهکار، در اعتراض به آموزش اجباری جنسیت در مدارس، مهاجرت بیرویه یا هزینههای سنگین پروژههای سبز، مقابل پارلمان مینشست، آیا همان رسانهها او را «وجدان جهان» میخواندند؟ یا برعکس، خانواده او را متهم به سوءاستفاده از کودک خود برای اهداف سیاسی میکردند؟ پاسخ روشن است: هیچ رسانه جریان اصلی از او اسطوره نمیساخت، هیچ جلد مجلهای به او اختصاص نمییافت، و داستانش پیش از آغاز به پایان میرسید.
علت این تفاوت روشن است. در جهان امروز، چپ خود را صاحب مشروعیت اخلاقی در عرصه عمومی میداند. در ذهن اغلب نخبگان فرهنگی و دانشگاهی غرب، حمایت از آرمانهای چپگرایانه، معیار عقلانیت و انساندوستی است، در حالی که گرایش راستگرایانه مترادف با واپسگرایی و تعصب قلمداد میشود. چپ در موقعیتی قرار گرفته که باور دارد تنها او سخنگوی «اخلاق جهانی» است و دیگران باید یا سکوت کنند یا توبه.
در ذهن ایدئولوژیک چپ، عرصه عمومی یعنی خیابان، دانشگاه، رسانه و حتی مفاهیم اخلاقی، مِلک وقفی اوست.
از نگاه او، عدالت، برابری، پیشرفت و آزادی همه در تملک چپ اند. اگر دیگری از این مفاهیم سخن بگوید، متهم به ریا و فریب میشود. عرصه عمومی، در جهانبینی چپ، سرزمین مقدسی است که از آنِ اهلِ حق است و هر صدای دیگر، باطل و غاصب محسوب میشود.
این ذهنیت بیشباهت به بنیادگرایی مذهبی نیست. همانطور که فرقههای دینی خود را حق مطلق میدانند و دیگران را اهل ضلالت، چپ نیز نگاه خود را یگانه قرائت درست از حقیقت میپندارد. او سخن خود را صدای عقل و فطرت میداند و صدای دیگران را انحراف از حقیقت.
در این جهان، چپگرایی فضیلت است و راستگرایی گناه. اگر نوجوانی چپگرا در سیاست فعال شود، نامش میشود «آگاهی و عصیان علیه ظلم». اما اگر نوجوانی محافظهکار همان کار را بکند، به نماد «استثمار سیاسی کودکان» تبدیل میشود. معیارِ داوری نه سن است، نه نیت، نه شعور! بلکه صرفاً وفاداری به مکتبِ چپ است.
نتیجه چنین ذهنیتی، شکلگیری نوعی تقدس سکولار است: ایمانِ لامذهبی که در آن، ادراک قدسی در هیأتی مدرن حلول میکند.
در چنین فضایی، گفتوگو از پیش داوری شده است. راست اگر سخن بگوید، «نفرتپراکن» است؛ اگر سکوت کند، «بیمسئولیت». چپ در هر دو حال، خود را صاحب زمین و وارث حقیقت میداند.
گرتا تونبرگ بیش از آنکه نماد کنشگریِ سیاسی باشد، آینه جهانی است که در آن مشروعیت اخلاقی، تابع اردوگاه سیاسی است. او مصداق جمله آشنای «إِنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ» با قرائت جدید است: عباد الصالحونِ چپ!
به امید روزی که هر دو سوی این میدان، چپ و راست، دریابند که حقیقت، نه در «تملک حقیقت»، که در توان شنیدن صدای دیگری است.
در گذشته، “#پولدار” بیشتر به معنی صنعتگر، کارآفرین و کسی که ارزش افزوده خلق میکرد بود.
اما امروز، “پولدار” احتمالاً یعنی رانتخوار و کسی که با ارتباطات سیاسی ثروتمند شده؛ البته این صحبت مطلق نیست و حتما ثروتمندان سالم در بخش خصوصی واقعی #اقتصاد ایران هنوز هم وجود دارند.
لطفاً حتماً به صحبتهای دکتر عباس میلانی گوش دهید. ایشان یک تاریخنگار برجسته، پژوهشگر و استاد دانشگاه هستند و سابقهای از وابستگی یا رابطه خاص با خاندان پهلوی نداشتهاند. در واقع، در گذشته نیز انتقاداتی به عملکرد آن دوران داشتهاند. اما با پژوهش و مطالعهی دقیق تاریخی، به حقیقتی مهم رسیدهاند که شایستهی توجه است.
یکی از شایعات بیپایه و سخیفی که متأسفانه توسط برخی تکرار شده، این است که رضا شاه بزرگ سواد نداشته است!
این سخن چیزی جز تحریف آشکار تاریخ و توهین به شعور ملت ایران نیست. رضا شاه بزرگ، ایران را در شرایطی نابسامان و ویران تحویل گرفت و با اراده، شجاعت و بینشی مدرن، کشوری ساخت که بر زیرساختهای نوین، هویت ملی و استقلال استوار شد.
مدارس، دانشگاهها، راهآهن، ارتش ملی، نظام قضایی مستقل و حتی هویت پاسپورت ایرانی، از دستاوردهایی هستند که با همت ایشان پایهگذاری شدند.
او از دل تاریخ برخاست و تاریخساز شد؛ نه برای خود، بلکه برای سرافرازی ایران و ایرانی.
رضاشاه بزرگ، نه فقط یک پادشاه، بلکه نماد اراده، نوسازی، و اقتدار ملی ماست.
او افتخار هر ایرانی آزادهایست که دل در گرو آبادانی و عزت وطن دارد.
#رضاشاه_روحت_شاد
#افتخار_ملی
#تاریخ_را_تحریف_نکن
رولینگ (نویسنده هری پاتر) شلنگ رو گرفته سمت اما واتسون(بازیگر هرمیون گرنجر)!
میگه واتسون از شهرت هری پاتر سوءاستفاده کرده تا از حقوق تراجنسیتی ها دفاع کنه و به من انتقاد کنه حالا که ماجرا تموم شده، یهو یادش افتاده بگه من رولینگ رو دوست دارم!
رولینگ هم گفته منم حق دارم جواب بدم و دیگه سکوت نمیکنم. من چون خودم سختی کشیدم، میفهمم این سیاستها چه بلایی سر زنان معمولی و بیبضاعت میاره، ولی اما واتسون چون بخاطر هری پاتر میلیونر شده همیشه تو ناز و نعمت بوده، هیچوقت مجبور نشده تجربههایی مثل زندگی در فقر، استفاده از امکانات عمومی مختلط، یا نگرانی برای امنیت در فضاهای مشترک رو داشته باشه.
اصلاً نمیتونه این مسائل رو درک کنه که سیاستهای مربوط به هویت جنسیتی مثل اجازه دادن به افراد تراجنسیتی برای ورود به فضاهای تکجنسیتی زنان میتونه برای زنانی که مثل خودش زمانی در فقر و آسیبپذیری بودن، خطرناک باشه یا حقوقشون رو تضعیف کنه.
برای کسانی که در زیر پین توییت من فحاشی میکنند....تاریخ بخوانید تا درک شاه جوان فقید را از سیاست بفهمید.
شاهان پهلوی همیشه همینگونه باید با پهلوی ستیزان ووطن فروشان (ملا چپی مجاهد) مقابله میکرده اند.
#جاويدشاه_تنهارمزپیروزی