اللهم إن�� أجدد له في صبيحة يومي هذا وما عشت من أيامي عهدا وعقدا وبيعة له في عنقي لا أحول عنها ولا أزول أبدا
اللهم اجعلني من أنصاره وأعوانه والذابين عنه والمسارعينَ إليه في قضاء حوائجه والممتثلين لأوامره والمحامين عنه والسابقين إلى إرادته والمستشهدين بين يديه ...
11 محرم الحرام 61 هـ
سبي حفيدة الرسول زينب (ع) وأهل بيته إلى الكوفة
"بعد مقتل الإمام الحسين وخلوّ ركبه المقدس من الرجال -غير الإمام العليل علي بن ال��سين- تصدّرت السيدة زينب مشهد قيادة الركب فوضعت نصب عينيها ثلا��ة أمور:
• المحافظة على حياة الإمام علي بن الحسين عليه السلام.
• جمع نساء وأطفال الركب الحسيني والمحافظة عليهم.
• البدء بنشر هدف الثورة الحسينية وفضح جريمة الأمويين لعنهم الله."
د. علاء السالم - يوم الحسين ج2 ص105
إليكم بعض الحقائق المؤلمة التي تعرض لها أهل بيت الرسول (ص) في الألبوم المرفق.
آن دلشکسته، آن سربریده در کربلا، او وطن من و محور من و نیروی من است.
آنچه خدای سبحان میخواهد، برای من معیار ارزش است.
وطن من حسین است....
من ب�� جسم و روحم به حسین منسوبم؛
بلکه هر حرکت و سکونم معیارش حسین است.
وطن من حسین است....
اگر تو وطنی دیگر داری، این انتخاب توست...؛ راحتی، اختیار خودت است.
تو کیلومترهای مربعی را میبینی که من نمیبینم،
تو مرزهای قطعهای بر کرۀ زمین را میبینی و آن را وطن مینامی،
من آن را نمیبینم.
آنچه من میبینم، نقطهای بر دانهای شن در بیابان است،
و این، اندازۀ وطن تو در این جهان دیدنی است.
پس آنچه تو بزرگ میبینی، من ناچیز میبینم؛
و آنچه تو وطندوستی میبینی، من بیخردی میبینم؛
و آنچه تو محدود میبینی، من بیمرز میبینم؛ زیرا به نامتناهی پیوند دارد.
وطن من حسین است.
✍️پیام سید احمد الحسن (ع )
📆 26ژوئن 2026م.
#روز_حسین
نشر السيد أحمد الحسن على صفحته في منصة 𝕏 والفيسبوك مع الفيديو المرفق:
"وا مصيبتاه ... زينبُ بنتُ محمدٍ ...بنتُ عليٍّ وفاطمةَ تُسبى... آهِ يا زينبُ .... آهِ يا بنتَ عليّ ...
لستُمْ رعيّةَ أحدٍ يا عمَّةِ ... محمدٌ وآلُ مح��دٍ ليسوا رعيّةَ أحدٍ غيرِ الله"
الأحد 28.6.2026
منصة 𝕏
https://t.co/JkJRNENo5C
الفيسبوك
https://t.co/F28c8oSgkV
صلى الله عليك يا أبا عبد الله
صلى الله على آل أبي طالب الطيبين
لآل أبي طالب الأكرمين:
وقوفكم لإمامكم السبط وقتالكم دونه يوم عاشوراء حتى فنيتم عن آخركم؛ لم يكن بالصورة التي ظهرت وأخجلت جبين الدهر وألبست الجبناء والمتخاذلين برقعاً إلى الأبد؛ إلا لأنكم ورثتم "دفاع" جدكم أبي طالب عن ابن أخيه الرسول محمد صلى الله عليه وآله ونصرته له، فكنتم على سرّه ونهجه، و"الولد على سر أبيه" كما يقال!
وهذا نص يوضح فيه الإ��ام الصادق عليه السلام أحد مواقف أبي طالب:
(عن هشام بن الحكم، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: بينا النبي صلى الله عليه وآله في المسجد الحرام وعليه ثياب له جدد فألقى المشركون عليه سلا ناقة فملؤوا ثيابه بها، فدخله من ذلك ما شاء الله فذهب إلى أبي طالب فقال له: يا عم كيف ترى حسبي فيكم؟ فقال له: وما ذا يا ابن أخي؟ فأخبره الخبر، فدعا أبو طالب حمزة وأخذ السيف وقال لحمزة: خذ السلا ثم توجه إلى القوم والنبي معه فأتى قريشاً وهم حول الكعبة، فلما رأوه عرفوا الشر في وجهه، ثم قال لحمزة: أمر السلا على سبالهم ففعل ذلك حتى أتى على آخرهم، ثم التفت أبو طالب إلى النبي صلى الله عليه وآله فقال: يا ابن أخي هذا حسبك فينا) الكافي، الكليني: 1 / 449. وسلا الناقة: أي مشيمتها التي تخرج منها بعد الولادة.
ويكفي أن نعرف أن الله لم يأمر حبيبه محمد بالهجرة عن مكة الا بعد رحيل المحامي والمدافع الأول عن الرسول ورسالته:
(عن عبيد بن زرارة، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: لما توفي أبو طالب نزل جبرئيل على رسول الله صلى الله عليه وآله فقال: يا محمد اخرج من مكة، فليس لك فيها ناصر، وثارت قريش بالنبي صلى الله عليه وآله، فخرج هارباً حتى جاء إلى جبل بمكة يقال له الحجون فصار إليه) نفس المصدر السابق.
لَنَا فِي رِجَالِ الطَّالِبِيِّينَ نَبْع��ةٌ ... إِذَا غَمَزَتْهَا الحَرْبُ لَمْ تَتَكَسَّرِ
قَوْمٌ تَسِيلُ نُفُوسُهُمْ فِي مَعْرَكٍ ... بِالسَّيْفِ لَا بِالمَضْجَعِ المُتَدَثِّرِ
The sacrifice of Hazrat Imam Hussain (AS) continues to inspire many people to remain steadfast in the pursuit of truth and justice. It is also a reminder of the enduring power of courage and conviction.
May God magnify your reward, Mawla
Peace be upon Hussain,
and upon Ali, son of al-Hussain,
and upon the children of Hussain,
and upon the companions of Hussain.
O God, send Your abundant prayers and peace upon Muhammad and the family of Muhammad, and upon the Imams and the Mahdis.
آن دلشکسته که در کربلا ذبح شد، وطن من، قدرت من و هستی من است. آنچه خداوند متعال اراده کند، معیار ارزش من است. وطن من حسین است... من با جسم و روحم به حسین تعلق دارم، در واقع، هر حرکت و سکون من با حسین سنجیده میشود. وطن من حسین است... اگر وطن دیگری دارید، انتخاب با شماست... هر چه میخواهید، به خودتان بستگی دارد. شما کیلومتر مربعهایی را میبینید که من نمیبینم. شما مرزهای قطعهای از زمین را که شما آن را وطن مینامید، میبینید، من آنها را نمیبینم. آنچه من میبینم، نقطهای روی یک دانه شن در بیابان است، پس این اندازه وطن شما در این جهان مرئی است. آنچه شما بزرگ میبینید، من آن را ناچیز میبینم. آنچه شما میهنپرستانه میبینید، من آن را حماقت میبینم. آنچه شما محدود میبینید، من آن را بیحد و مرز میبینم، زیرا به بینهایت متصل است. وطن من حسین است.
ذاك مكسورُ الخاطرِ، المذبوحُ في كربلاء، هو وطني وحولي وقوتي.
ما يريده الله سبحانه هو القيمة المعيارية بالنسبة لي.
وطني الحسين….
أنتسب للحسين بجسدي وروحي،
بل كل حركة وسكنة مني معيارها الحسين.
وطني الحسين ….
إن كان عندك وطن آخر فهذا اختيارك … براحتك، بكيفك.
أنت ترى كيلومتراتٍ مربعةً أنا لا أراها،
أنت ترى حدودَ قطعةٍ على الكرة الأرضية تسميها وطناً،
أنا لا أراها.
ما أراه هو نقطة على حبة رمل في صحراء،
فهذا هو حجم وطنك في هذا الكون المرئي.
فما تراه أنت كبيراً أنا أراه تافهاً،
وما تراه أنت وطنيةً أنا أراه سفهاً،
وما تراه أنت محدوداً أنا أراه بلا حدود؛ لأنه مرتبط باللامتناهي.
وطني الحسين.
7 محرم الحرام - منع الماء عن مخيم الحسين (ع)
"بعد وصول عمر بن سعد إلى كربلاء تواردت عليه كتب ابن زياد تباعاً وهي تحمل التوجيهات والأوامر، جاء في أحدها: "أن حل بين الحسين وأصحابه وبين الماء فلا يذوقوا منه قطرة". فبعث عمر بن سعد في الحال عمرو بن الحجاج في خمسمائة فارس، فنزلوا على الشريعة وحالوا بين الحسين وأصحابه وبين الماء، وذلك قبل قتل الحسين بثلاثة أيام، أي في اليوم السابع."
د. علاء السالم - يوم الحسين ج1 ص292
«عشق و فداکاری»
ارواح یاران حسین(ع) گویی با عشق به روح حسین(ع) عجین شده بود و تاب فراق و دوری او را نداشتند، تا آنجا که «سویدبن عمروبن ابومطاع» که در دفاع از حسین(ع) جنگید و بهشدت زخمی شد و بیهوش بر زمین افتاد، در پایان نبرد به هوش آمد و شنید که میگویند حسین(ع) کشته شده است، اما با وجود جراحات و دردهایی که داشت، به خودش فشار آورد و خنجری را که به همراه داشت بیرون آورد و به نبرد ادامه داد تا آنکه به شهادت رسید؛ رضوان خدا بر او باد.
برخی از یاران حسین(ع) با بدنهای خود از حسین(ع) در برابر شمشیرها و تیرها محافظت میکردند و پیش از آنکه به افتخار شهادت بههمراه او نائل شوند، بهشدت مجروح میشدند، مثل کاری که عمروبن قرظۀ انصاری انجام داد؛ رضوان خدا بر او باد.
یاران حسین(ع) برای دفاع و محافظت از امام حسین(ع) و شهادت در برابر او با یکدیگر مسابقه میدادند. بهعنوان مثال، عبدالله و عبدالرحمن - پسران عزرﮤ غفاری - نزد حسین(ع) آمدند و گفتند: «ای اباعبدالله، سلام بر تو! دشمن ما را بهسوی تو کشانده و ما دوست داریم از تو محافظت کنیم و تو را یاری دهیم و پیشِ روی تو کشته شویم.»
برای نمونه، آن دو جابری - سیفبن حارثبن سریع، و مالکبن عبدبن سریع - به حسین نگاه کردند و گریستند. حسین فرمود: «ای فرزندان برادرم، چرا گریه میکنید؟ به خدا س��گند، امیدوارم تا ساعتی دیگر چشمهایتان روشن شود.» آنان گفتند: «خدا ما را فدای تو گرداند! به خدا سوگند، برای خودمان گریه نمیکنیم، بلکه برای تو گریه میکنیم که میبینیم محاصره شدهای و نمیتوانیم از تو دفاع کنیم.» حسین فرمود: «خداوند به شما - ای فرزندان برادرم - بهخاطر این احساستان و اینکه با جانفشانی، مرا همراهی و یاری کردید، بهترین پاداش پرهیزکاران را عطا فرماید.»
-دکتر علاء سالم، یوم الحسین (ع)، ج۲، ص۵۸
#روز_حسین
#یا_لثارات_الحسین
#تاسوعا
يا أبا عبد الله
إني أشهد بما شهد لك به ولدك الصادق صلوات الله عليه لما قال:
"أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِي الاَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَالأَرحامِ المُطَهَّرَةِ، لَمْ تُنَجِّسْكَ الجاهِلِيَّةُ بِأَنْجاسِها وَلْمْ تُلْبِسْكَ مِنْ مُدْلَهِمَّاتِ ثِيابِها"
الموقف الرسمي للمسلمين الشيعة (ومعهم بعض علماء السنة المنصفين كالشافعية ومتاخرو الاشاعرة) هو الاعتقاد بإيمان آباء الرسول صلى الله عليه وآله، بل إنّ بعض ابائه - كحد أدنى - حجج وأوصياء كعبد المطلب وأبي طالب عليهما السلام كما ذكر الشيخ الصدوق. وبالتأكيد، فإنّ ما ذكره الصدوق اعتقاد صحيح وتدل عليه النصوص.
بل سيتضح أنّ الحق - الذي أوضحه السيد أحمد الحسن - هو ��نّ جميع آباء الرسول من عمه أبي طالب ثم جده عبد المطلب ثم هاشم فما فوق وصولاً إلى نبي الله إسماعيل عليه السلام جميعهم حجج وأوصياء، وإذا لم يكن رسول الله محمد (ص) تتناقله الحجج والأوصياء فمن يستحق أن تتناقله الأوصياء والحجج إذن؟!
كتاب الرسالة بجزئه الثالث يتضمن بيان هذه الحقائق ان شاء الله
عظم الله اجوركم بمصيبتنا بالحسين وآل الحسين
ولا حول ولا قوة الا بالله
« #عاشورا یک جنگ خانوادگی بود.»
این جمله را احتمالاً بارها شنیدهایم.
#روز_حسین
اما اگر واقعاً هدف امام حسین رسیدن به قدرت بود، یک سؤال ساده وجود دارد:
چرا مسیری را انتخاب کرد که از همان ابتدا میدانست پایانش شهادت خودش و یارانش خواهد بود؟
کسی که برای قدرت میجنگد، به دنبال بقاست. به دنبال افزایش نیروست. به دنبال پیروزی نظامی است.
اما عاشورا از منطق دیگری پیروی میکند.
در این ویدئو تلاش کردهایم، پاسخ دهیم که آیا واقعاً میتوان عاشورا را یک نزاع خانوادگی بر سر قدرت دانست؟
شما چه فکر میکنید؟
برای تماشای کلیپ به کانال یوتیوب ما مراجعه کنید
https://t.co/4AuBKvTU0V