وقتی ترانه گفت ده سال دیگه مبارزه مدنی در مقیاس تاریخ یک کشور ناچیزه بهش پریدن. اما امروز بهتر از همیشه حداقل برای من روشن شده که جامعهی ما هنوز به بلوغ دموکراتیک نرسیده و باید در طول زمان به طور طبیعی شکل بگیره. افراطیها و مدافعین با رویکرد فاشیستی در دو سر طیف مخالف هم_هرچند نه اکثریت_ اما هنوز میزان قابل توجهی از جامعه ایرانی هستن (هم داخل و هم خارج). واقعیتی تلخ و قابل تامل. تا زمانی که اکثریت جامعه به بلوغ سیاسی نرسیده باشن و به طور مسالمت آمیز، متحدانه و عاملانه مطالبه دموکراتیک نداشته باشن تغییر ممکن نیست.
چرا «اینترنشنال» و «منوتو» چنین ویدیوهایی رو پوشش نمیدهند؟!
حذف این صحنهها تصادفی نیست!
اگر دیده شوند، تصویر سادهسازیشدهی «نجات از بیرون» فرو میریزد.
رسانهای که این بخش از واقعیت را نشان نمیدهد، در حال اطلاعرسانی نیست! در حال جهتدهی به افکار است…
استدلال امثال وریا امیری (تو برنامه دیروز میدان) اینه که چون در هر حال پهلوی بهتر از جمهوری اسلامیه، پس من صرفنظر از اینکه چه کاری از اون گروه سر بزنه، به حمایتم ادامه میدم. خیلی شبیه استدلالی که حزب توده تو اوایل انقلاب در حمایت پله پله از جمهوری اسلامی انجام میداد. خیلی شبیه اینهایی که همین سالهای اخیر استدلال «البته ما خودمون انتقاداتی داریم، ولی…» میکنند.
تفاوتی که وجود داره اینه که فقط «موشک» رو مصداق جنگ میدونید، نه تارومار جوانان وطن در خیابان، نه دلار دویست هزار تومنی، نه ماهها قطعی اینترنت، نه ابرتورم و تاراج سرزمینی و… رو جنگ تلقی نمیکنید.
توهم «تاثیرگذاری سیاسی» از طریق شبکههای اجتماعی
بسیاری از ایرانیان خارج از کشور تصور میکنند فعالیت مستمر در توییتر (X) یا اینستاگرام، معادل لابیگری سیاسی است! در حالی که دیاسپورای یهودی، ارمنی یا کوبایی در آمریکا و اروپا روی صندوقهای رای محلی و تأمین مالی کمپینهای انتخاباتی تمرکز میکنند، بخش بزرگی از دیاسپورای ایرانی انرژی خود را صرف «جنگهای هشتگی» میکند. سیاستمداران غربی به لایک و ریتوییت اهمیت نمیدهند! آنها به قدرت سازماندهی رأیدهندگان در حوزههای انتخابیهشان اهمیت میدهند. دیاسپورای ایرانی با وجود ثروت و تحصیلات بالا، هنوز یاد نگرفته است که چگونه سرمایه نمادین در فضای مجازی را به قدرت سیاسی ملموس در ساختار قدرت کشور میزبان تبدیل کند.