اما تو عزیزم!
نه قایقی ساخته بودی، نه سازی در دستت بود و نه ترانهای بر لبت. نه تولدی که کسی برایت گرفته باشد. نه فیلمی از موتورسواری نه لحظهای از رقصیدنت؛ گویی زندگی پیش از آنکه به تو برسد، از کنارت گذشته بود.
از تو، چیزی نماند جز چند عکسِ تکراری، یادگارِ یکبار سفر به شمال.
محض یاداوری
بچه های ما تو دی ماه شهید نشدن، به جای بهتری نرفتن، فوت نشدن، تو بهشت کنار هم نیستن
توسط جمهوری اسلامی به وحشیانه و بی رحمانه ترین شکل ممکن کشته شدن
لطفا دست از گوگولایز کردن این جنایت بردارین
پسر جدی جدی 40 هزار نفر به بدترین شکل ممکن توی دو روز قتل عام شدن و آب از آب تکون نخورد. هیچ چیزی تغییر نکرد، حقوق بشریا با اون همه ادعا شاید حتی یک هفته هم به این قضیه اشاره نکردن. انگار اصلا ایرانی جماعت روی این کره خاکی وجود نداره، اصلا انگار جونمون هیچ چیز نیست
تو ۴۰روز جنگ صدای انفجار زیاد شنیدم. صدای پرواز جنگنده و فرود آمدن بمب و موشک. اما حتی یک لحظه نگران نشدم. چون میدونستم خودم و هموطنهام هدف این بمب و موشکها نیستیم.
۱۸ و ۱۹ دیماه اما رگبار گلولهها به سمت ما بود. هدف، ما بودیم. خیلیهامون گلوله خوردیم. گلولهی جنگی. هموطنانم با گلوله کلاش و ژ۳، با اسنایپر، با وینچستر و کلت کمری، با دو��کا و حتی با دشنه و قمه و تبر هدف قرار گرفتند و کشته شدند. یکنفر و ده نفر و صد نفر و هزار نفر هم نه. دهها هزار نفر. از زن و مرد، کودک و بزرگسال. پیر و جوان. خیلیها خانوادگی آمده بودند و خانوادگی کشته شدند.
در آن دو شب همهی ما "هدف" بودیم. همه و همه. دهها میلیون مردم ایران.
این جنگی بود که علیه ما بود، علیه ما مردم ایران؛ نه جنگ ۴۰روزه.
جنگ ۴۰روزه دقیقا علیه دشمنانمان بود. علیه همانها که گلوله در سینهی ما کاشتند.
برای همین است که از رخ دادنش شادمان بودیم (و هستیم). و آرزومند ادامه یافتنش هم هستیم.
دشمن ما ج.ا است. جنگمان هم با ج.ا است.
حملهی آمریکا و اسراییل به ج.ا را ما "جنگ با ایران و مردمش" نمیدانیم. "کمک به ایران و مردمش" میدانیم.
این چیزیست که همگان باید بدانند، و امیدوارم که بدانند.
اول میگن تروریستا مردم رو کشتن، بعد میگن ۴۰ هزار تا نبوده کشته سازی نکنین، یکم که عصبانی میشن میگن آره ما ۴۰ هزار تا کشتیم بازم بیاید طوری میکشیمتون که مراد ویسی تا سالها اسم جاویدنام ها رو بخونه.
بی وطن های قاتل.