خطاب به استادان امضاکنندهی بیانیهی «نه به جنگ»:
۱. خجالت نکشیدید همصدا با حاکمیت، برای خون هزاران هممیهن خود «تشکیل کمیته برای بررسی علل» تجویز کردید؟ این کمیتهها جز ابزار خریدن زمان برای افتادن آب از آسیاب و فراموشی موضوع بدون هیچ نتیجهای بودهاند؟ مگر این جز خونشویی است؟
۲. خجالت نکشیدید به دروغ گفتید همیشه اولین قربانی مداخلهی خارجی، دموکراسی است؟ حکومت صدام بیشتر دموکراتیک بود یا عراق پس از او؟
۳. خجالت نکشیدید برای قرارگرفتن کشور در آستانهی جنگ، حتی تلنگری به ۴۷ سال جنگطلبی و آمریکاستیزی خامنهای نزدید و او را مسوول ندانستید؟
۴. خجالت نکشیدید به حاکمیت التماس کردید اگر کشور از شرایط جنگی عبور کرد، درس بگیرد؟ مگر رفتار حاکمیت را پس از جنگ ۱۲ روزه ندیدید؟ چیزی بالاتر از قتل هزاران هموطن و ادعای دروغ «کودتا»؟
۵. راهحل شما برای کشور در این بیانیه چیست جز التماس بیحاصل «اصلاحات» آن هم به دیکتاتوری که بین قتلعام هزاران نفر از ایرانیان و برگزاری رفراندوم یا انتخابات آزاد، قطعا قتلعام را انتخاب میکند؟
یه زمانی دانشجو نماد یک شخصیت فرهنگی و فرهیخته بود. نماد روشنفکری یه جامعه و قلب تپنده اعتراض مدنی و مسالمتآمیز بود. طیف مردم چشمشون به دانشگاه بود که خط فکری بگیرن. الان شده گل سرسبد نسل تربیت شده توسط ماهواره و اینستاگرام و ربات فحاش و گیف و فتوشاپ...
@orumiafshar دیگه تعمیرکار به اون صورت نداریم، همهشون تعویض کار هستند، جدیدا هم قطعات بی کیفیت شدند و زود به زود خراب میشن. اگه ابزار و وقتش باشه بعضی از کارها رو آدم خودش میتونه انجام بده