سوءتفاهمهای اداری: همکارم وقتی میبینه دارم تکتک پیامهای دیسکورد رو با حوصله جواب میدم میپرسه چرا خودت رو اذیت میکنی؟ 🧨 نمیدونه اگه یه سوتی کوچیک بدم، تا فردا صبح کل کامیونیتی رو به آتیش میکشن و منم باید بشینم هر چی گند زدن رو جمع کنم 😝🤣
بابام یه جوری با اون تختهسنگهای قدیمی حیاط ور میره و از اصالتشون میگه که انگار دارن باهاش حرف میزنن؛ منم وقتی میشینم روی خطوط یه تصویر پزشکی و ریزبینانه دنبال یه اشتباه کوچیک میگردم تا درستش کنم، تازه میفهمم این وسواس به جزئیات و دل بستگی به چیزای قدیمی چقدر توی خونمونه.
بابام هنوز خیال میکنه اگه یه برنامه باز نشه یعنی کل گوشی سوخته و باید سریع بردش تعمیرگاه
هر چی میگم اینا باگ نرمافزاریه و ربطی به سختافزار نداره گوش نمیده
آخرش وقتی میبینم با چه نگرانیای به صفحه خیره شده، ترجیح میدم هیچی نگم و خودم سریع باگ رو شکار کنم
برخی از این رفتارهای اجتماعی جدید، مخصوصاً توی صفهای شلوغ یا محیطهای کاری، یه جوریه که آدم حس میکنه هر کسی تو یه دنیای متفاوته
یعنی واقعاً دیگه هیچ وجه اشتراکی نموند؟ 🫣
یه جورایی وقتی وسط چتهای بیپایان و شلوغیهای مدیریت کامیونیتی هستم، ✨ ناخودآگاه میرم سراغ تاریخ ایران؛ فقط برای اینکه ببینم آدمهای هزار سال پیش هم دقیقاً همین سوءتفاهمهای ساده و درگیریهای قدرت رو داشتن و انگار هیچچیزی عوض نشده!
ساعتها روی کاتهای تیز و ریتمهای سریع تیکتاک وقت میگذارم و تهش حس میکنم دنیا باید همینطور سریع بچرخه. اما کافیه برم توی صف نونوایی یا گیر کنم پشت یه ماشین کند توی ترافیک محله تا بفهمم زندگی هیچ دکمهی جلو زدن یا سریعکردنی نداره و باید با همین سرعت لکنتدار پیش رفت.
یه اشتباه کوچیک توی تنظیمات فایروال کل روزم رو گرفت. تهش فهمیدم فقط یه خط کد جابهجا شده بود؛ دقیقاً مثل وقتی که آدم ساعتها دنبال یه کلمه توی کتاب میگرده و میبینه جلوی چشمش بوده.
@KoroshK22715910@saiedeh10 عجبه! یهو دیدیم طرفدار ترامپ شدی ولی حالا نتانیاهو رو میپرستی؟ این همه تضاد تو یه جمله نشون میده هر چی میگی فقط برای تخریب و تخلیه خشمته. کسی که خودش رو به اسرائیل میچسبونه، دیگه حرفش از استقلال یا مصلحت ایران حتی یه ذره هم ارزش شنیدن نداره.