ارمغان رشد؛ خانهای برای جستجو، اندیشه و دگرگونی.
اینجا، تنها تحلیل نمیکنیم؛ ما زندگی را لمس میکنیم و امکان دیدن دوبارهی خود را میآفرینیم.
سفری به ناشناختهها، از درون به بیرون.
#ارمغان_رشد
در ایرانِ امروز، جایی که ناامنی به ساختار روزمره تبدیل شده، گفتن «منطقی باش» یا «مثبت فکر کن» به کسی که سیستم عصبیاش در حالت بقا گیر کرده، نهتنها بیفایده است، بلکه میتونه آسیب بیشتری بزنه.
برای تأمل و رشد، اول باید امنیت روانی وجود داشته باشه.
این روزها با سوالی تلخ درگیریم:«چرا من هستم و اونها نه؟»اینکه چرا من هنوز زندهام، غذا میخورم یا سقف بالای سرمه، یکی از دردناکترین بخشهای فاجعه است.
این شرم، نشونه انسانیت ما، اما یک تله است.ما شاهد رنج اونها باقی میمونیم و این شرم نباید قدرت حرکت و اثرگذاری رو از ما بگیره.
گاهی مسئله این نیست که چرا دیگران ما رو ناامید میکنن، بلکه اینه که ما همچنان همون انتخابها و انتظارات رو تکرار میکنیم.
امید بستن بدون تغییر الگو، فقط چرخهی خشم و ناامیدی رو ادامه میده.
شاید خوب باشه از خودمون بپرسیم چرا با وجود تجربیات قبلی، دوباره وارد این چرخه شدم؟
بدن ما چیزهایی رو به ياد داره كه ذهن براى زنده موندن مجبور شده فراموش کنه.
نيازهاى هيجانى برآورده نشده ناپدید نمىشن؛ اونها در بدن پنهان میشن و به شکل تنش، الگو و علائم بدنی طاهر میشن.
بدن ما چیزهایی رو به ياد داره كه ذهن براى زنده موندن مجبور شده فراموش کنه.
نيازهاى هيجانى برآورده نشده ناپدید نمىشن؛ اونها در بدن پنهان میشن و به شکل تنش، الگو و علائم بدنی طاهر میشن.
گاهی مسئله این نیست که چرا دیگران ما رو ناامید میکنن، بلکه اینه که ما همچنان همون انتخابها و انتظارات رو تکرار میکنیم.
امید بستن بدون تغییر الگو، فقط چرخهی خشم و ناامیدی رو ادامه میده.
شاید خوب باشه از خودمون بپرسیم چرا با وجود تجربیات قبلی، دوباره وارد این چرخه شدم؟
ادمها ناامیدت میکنن بعد تو پر میشی از خشم، اول نسبت به طرف و دلت میخواد خفهش کنی، وای اون خیلی موقته و تموم میشه و جاش رو میده به خشم نسبت به خودت که سالها و ماههاست میدونی ادمها ناامیدت میکنن و باز میگی شاید این دفعه، شاید این ادم، شاید اینجا و این روزها….
ما هنگام بحرانهای بزرگ بیحس میشیم و بعد برای اتفاقات کوچک از هم میپاشیم؛ این معاملهی نانوشتهی سرکوب احساساته.
احساساتی که تجربه نشدن، توی موقعیتی نامتناسب برمیگردن.
پول، موفقیت، قدرت…
هر کدوم مثل نوریان که چیزهایی رو که قبلا پنهان بود، عیان میکنه.
حسادتهایی که پنهان شده بودن، و وفاداریهایی که فقط تا وقتی دوام داشت که توازن قدرت دست تو نبود.
این نور، نه آدمها را بد میکنه، نه خوب؛
فقط قاب واقعیشون و برداشت استباه تو رو نشون میده.
روز مادر فرصتیه برای شنیدن بخشهایی از مادری که معمولا پشت کارهای روزمره پنهان میمونه؛ احساساتی که ثبت نمیشن و ترسهایی که گفتنشون آسون نیست.
شاید هیچ نقشی به اندازه مادری نیازمند گفتوگو، فهم و دیدن لایههای پنهان نیست. روز مادر یعنی باز کردن فضایی برای همین گفتگوها.