پیلی را آوردند بر سر چشمهای که آب خو��د.
خود را در آب میدید و میرمید.
او میپنداشت که از دیگری میرمد، نمیدانست که از خود میرمد.
همه اخلاق بد از ظلم و کین و حسد و حرص و بیرحمی و کبر چون در توست نمیرنجی، چون آن را در دیگری میبینی میرمی و میرنجی.
تا روز سرنگونی رژیم، این استراتژی (در توییت کوت شده) ادامه خواهد داشت. مهمترین کارشان نیز نفوذ با ژستِ قلندری است و در پایان، تخریب شاه و تیم او و تلاش برای ناکارآمد ن��ان دادن آنان و ناامید کردن مردم.
اینکه قمیکلا، فرقهی جنون، فرقهی نفوذ، و اساساً هر کس که کارش به دشمنی مستقیم با شاه رسید، حمله را از تیم شاه آغاز کرد، تصادفی نیست. اما آنچه درخور توجه است این است که صدها بار همین الگوی تکراری را دیدهایم، با این حال همچنان در دام آن میافتیم و به دلیل خشکمغزی نمیپذیریم که هیجانها و حسِ خودبزرگپنداری، بارها راه دیدن حقیقت را بر چشمانمان میبندند.
این را فراموش نکنید:
راهی که آغازش تخریب اطرافیان شاه باشد، پایانش تخریب خودِ شاه است.
اگر شما استراتژیستی در سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی بودید، بزرگترین هدفتان را برای جلوگیری از سقوط چه میگذاشتید؟
پاسخ این پرسش را به خود بگویید و ادامه را بخوانید.
بسیاری از نوشتهها این روزها در ظاهر «انتقاد دلسوزانه» است، آن هم از جبههی خودی، ولی ساخته و پرداختهی عملیاتهای روانی رژیم است. در روانشناسی اجتماعی پدیدهای داریم به نام learned helplessness induction یا «القای درماندگی آموخته» که در ادبیات جنگ شناختی به آن manufactured despair یا «ناامیدی برساخته» نیز میگویند. سازوکارش اینگونه است که فهرستی از خواستههای دراز در برابر شنونده یا خواننده میگذارند که همگی از پایه ناممکناند، تا از ناممکن بودنشان نتیجه بگیرند که کل پروژه پوچ و ناشدنی است. این نیز تکنیکی بسیار پرکاربرد در جنگ روانی است که در روانشناسی سیاسی impossible standards trap یا «دام معیار ناممکن» نام دارد و هدفش اعتبارزدایی از راه توقعهای ناممکن و ناشدنی است.
برای نمونه، شاه در تبعید نمیتواند رسانهی جریان اصلی را در دست بگیرد، چون بودجهی مالی و منابع دولتی در دسترساش نیست. حتی با توان محدود موجود همچنان شبکه به راه انداخته، اما جریان منتقد همان را نیز تخریب میکند. نمیتواند نیرو مسلح ��ند، چون قوانین کشور میزبان اجازه نمیدهد. نمیتواند اینترنت کشور را تأمین کند، چون این کار تنها از دولتها و شرکتهای ماهوارهای برمیآید.
همچنین دربارهی «سازماندهی» که کلیدواژهی بسیاریشان شده، واقعیت این است که شبکهی همراهان شاه در درون کشور، مانند گارد جاویدان، بهصورتی عمدی یا برساخته از امکانهای موجود با ساختاری decentralized یا غیرمتمرکز رشد کردهاند و فعالیت میکنند. این روش از بهینهترین و ایمنترین روشهاست که جنگ بدونِ سر است. هنگامی که شبکهای متمرکز داشته باشیم، یک شکاف و نفوذ امنیتی همهی جریان را نابود میکند، ولی در شبکهی غیرمت��رکز میتوان هزاران هستهی مستقل داشت که بهتنهایی زنده بمانند و هیچیک نتواند کل ساختار را چه از نظر اعضا و چه از نظر استراتژی لو بدهد، چیزی که توانست خیزش هجدهم و نوزدهم دی و آن لشکر میلیونی را ممکن کند.
حال پرسش این است که چرا شاه از این شبکه نمیخواهد مانند دیماه دوباره فعال شود؟ شاه میداند هر فراخوان زودهنگام در زمان نامناسب، میتواند هزینهی جانی سنگین برای جوانان ایرانی داشته باشد، بدون آنکه نتیجهی نهایی که فروپاشی است به دست آید. این را بارها تکرار کرده است. در واقع نکردن چنین کاری به دلیل زمانشناسی است نه ترس و ناتوانی. اگر فرماندهی میدان ن��واند به نیروهایش زمان آتش را بدهد، از اساس فرمانده برای چیست؟ شاه پیگیر است تا فشار بیرونی آمریکا، محاصرهی تنگهی هرمز، فرسایش اقتصادی رژیم، خشم عمومی و آمادهسازی پشت پرده، همگی همگرا شوند تا بخت پیروزی را بیشتر کند و آنگاه فراخوان بدهد.
سنجش شاه با چهرههای پیش از انقلاب یا گروههای مسلح سابق نیز یک تشبیه نادرست و فریب روانی است که هدفش بزرگنمایی توان دیگران و کوچکنمایی اوست، در حالی که هیچیک از آن چهرهها در شرایط تبعید، با رژیمی به این تمرکز و خونریزی و دیوانگی، آن هم در عصر دیجیتال و هوش مصنوعی، نمیتوانستند راه به جایی ببرند.
همگی این «منتق��ان دلسوز» و «همراهان قدیمی ناامید» در پایان همان فرایند اطلاعاتی demoralization stage یا «مرحلهی روحیهزدایی» شوروی را پیش میبرند. شنونده نیازی به استدلال ندارد، بلکه با تکرار خستگی روانی، برایش القا میشود که «هیچچیز شدنی نیست، پس چرا تلاش کنم». همان واکنشی که رژیم میخواهد: از میان بردن امید، از میان بردن نفوذ آلترناتیو و ناامید کردن شهروندان از کارآمدی آن آلترناتیو. آنچه میماند شهروندی ناامید است، شهروند ناامید شهروندی منفعل است، و شهروند منفعل امیدِ زنده ماندن رژیم است.
اکنون ب�� پرسش آغاز بازگردیم: بزرگترین هدف یک استراتژیست رژیم برای جلوگیری از سقوط چیست؟
ناامید کردن مردم از تنها آلترناتیو موجود. هرگاه دیدید کسی فهرستی از نشدنیها پیش روی شاه میگذارد و از نشدنی بودنشان نتیجهی بیفایدگی و ناکارآمدی میگیرد، با یک مهرهی آگاه یا ناآگاه عملیات روانی روبهرو هستید، نه با یک منتقد.
مادرجندههای ترامپ پرست رو نگاه کنا :))
شاهزادهی مملکت و ولیعهد قانونی و سوگند خوردهش شارلاتانه و یه املاکی مادرجنده دزد که بازار سهام آمریکا رو با دوتا توییت تخمی بالا پایین میکنه قدیس ��زادی بخش ما مردم نادون و رعایای ایرانی :))
کس مادر ترامپ
ده برابرش کس مادر ترامپیست ایرانی
@LiberalAntiLeft باز تو اومدی؟ اقاجان تو رهبرت مگه ترامپ نبود؟ چرا بابت کاراش پاسخگو نیستی؟
باباش هیچی تو ۱۸ سالگی نکرد. اصلن تو چن سال اول قدرتی نداشت. اینقد پرت و پلا نگو.
@foghehustler شاید براتون خندهدار بیاد ولی من تو همین توییتر دسدم کسایی که نوشتن باید مهاجرت به تهران رو متوقف کنیم. به کسایی که متولد تهران نیستن نباید جواز کسب داد …