��جموعه آیکون برندهای ایرانی
پروژه Persian Icons شامل بیش از ۴۱۰ برند و ۸۲۰ آیکون SVG رنگی و تکرنگ، آماده استفاده در React و Vue است.
شامل بانکها، درگاههای پرداخت، خودرو، اپلیکیشنها، بیمه، دانشگاهها و دستهبندیهای بیشتر.
https://t.co/S57UD1ryfb
https://t.co/EmhNbxA9t4
افسر آمریکا: تاماهاوک لحظه ای فیلم میگیرد
مشخص بود که دبستان است
من جوزفین گیلبو، یک افسر اطلاعاتی میدانی بودم با ۱۷ سال سابقه خدمت در ارتش ایالات متحده،با مجوز دسترسی فوقمحرمانه:
موشک تاماهاوک مدرن مجهز به دوربینهای داخلی است که تصاویر هدف را به طور لحظهای منتقل میکند.
@haloby01 دم شما گرم 💚
ای کاش در طول دورهی آموزش و دانشگاهی و ... پزشکی، چند تا کلاس و آموزش موارد اینچنینی هم گنجانده می��شد. از شیوهی ارتباط با بیمار، یا اطرافیانش، یا برخورد با بیماری که مرگش از ن��ر پزشکی قطعیست، و موارد مشابه
اینا اهمیت زیادی داره
@life_ahm38258@amirhoseynx اگر این رسم شکایت کردن جا بیفته، حجم زیادی از این زرنگبازیها کم میشه.
الان طرف هزینه فایده میکنه، میبینه در��سر [حقوقی و قضایی] نداره براش. شرف و وجدان هم که هیچ. لذا این میشه روتین کسب و کارش.
اما اگه هزینهش رو بدن داستان فرق میکنه.
مفتخریم که #تيپاكس در بیست و پنجمین همایش شرکتهای برتر ایران موفق به کسب رتبه "شرکت برتر از نظر شاخص رشد سریع" به انتخاب سازمان مدیریت صنعتی ایران شده است.
به یکی از شرکتهایی که API میدهند مشاوره مارکتینگ میدادم. چند راهکار برای کاهش هزینه جذب مشتری یا CAC گفتم.
ولی تاکید داشتند که باید APIرایگان هم بدهند. پرسیدم چرا؟ خیلی راحت گفت: چون رایگان است طیق شرایط Privace & Policy تمام پرامپتها و دادهها و خروجی را میخوانیم و ذخیره میکنیم.
فکر کردم شوخی میکنند. بعدا دیدم نه. جدی است.
به دوستی که در ایران یک سرویس معروف دارد زنگ زدم. گفتم فلان شرکت این طوری است. گفت اتفاقا ما هم ازشون سرویس API میگیریم چون از خود آنتروپیک و ... هم ارزونتر حساب میکنه با ما. ولی آره. هم اونها میخونن هم خود ما ذخیره میکنیم. برای ترینهای بعدی. برای کارهای مختلف. اصلا برای خود کسی که اکانت داره.
گفتم یعنی برنامه نویستون هم دسترسی کامل داره به پرامپتها و دادهها و خرجی؟ بدون هیچ محدودیتی؟
گفت: آره دیگه. تازه پرامپتهای جالب رو هم جدا میک��ن هفتهای یکی دو بار جلسه شرکت بررسی میکنیم. بعضیها هم هستند که واقعا خنده داره. مثلا یه خانمی هست روزی ۱۰ بار دستور غذا میگیره. غذاهای عجیب و غریب. مثل دستور پخت بهترین قورمهسبزی با مرغ. کلی میخندیم.
من گفتم لعنتی شاید طرف پول نداره گوشت بخره. حالا اینکه ذخیره میکنی که برای خود کاربر باشه، اوکی. این یه موضوعه... ولی اینکه پرامپتهای مردو رو بیارید و بهشون بخندید خوب نیست.
گفت یک بار حتی سر به سر یک نفر رندوم گذاشته بودند. یعنی طرف پرامپت میداده. اینها از این طرف جواب را میگرفتند و تغییر میدادند و بعد میگذاشتند طرف ببینم. بعد میخندند!
حالم بد شد.
این است که مواظب باشید، لااقل اطلاعات حسابداری و مالی و مارکتینگ و اکسل فروش و لیست مشتریانتان را به این API رایگانها یا این سرویسهای هوش مصنوعی حتی پولی که در ایران هست، نمیگویم ندهید، میگویم دقت کنید.
بعض�� از این سرویسهای ایرانی که حتی API پولی هم نمیگیرند و از همین رایگان ها استفاده میکنند/ یک سرور گرفته با دو سه تا مدل. شما میزنید: Opus 5 ولی در واقع Qwen 2 دارد جوا میدهد! ضمن اینکه این وسط حداقل ۱ نفر پرامپتهای شما را هم میخواند!
حالا یک نفر میآید میگوید همین است که باید Local آورد بالا. باشه انیشتن. تو درست میگی. ما اشتباه میکنیم. پیشپیش، حق با تو است!
@kikifingil@mamadjDriver به دور از محل رفت و آمد آدمها، دیوار آجر ۳ سانت داریم؟؟
این دیوار یک ساختمان هست، و طبعا هم خودش ساکنینی داره، هم همسایههایی هست.
وسط بیابون نیست که.
در اقدامی جنجالی نسخه کامل فیلم منتشر شد🔻
ترجمه پست:
«شهروند خودسر»، فیلمی محصول آلمان که در ژوئن ۲۰۲۶ اکران شد، پس از ممنوعیت در آلمان، اتحادیه اروپا و سایر کشورها، جنجال جهانی برانگیخته است. ایلان ماسک فیلم کامل را در X به اشتراک گذاشت.
#CitizenVigilant
شاید تعجب کنی اگر بدانی تعداد زیادی از آدمها هر روز از سر کار به خانه برمیگردند،
غذا میخورند، در را میبندند، تا وقتی خوابشان ببرد گوشیشان را چک میکنند و از همان دنیای کوچک خودشان لذت میبرند.
همین.
تمام زندگیشان همین است.
شبی که توصیف اش را خواندی کاملا میشناسی، چون خودت هم بارها آن را زندگی کردهای.
از سر کار برمیگردی خانه. یک چیزی میخوری؛ شاید سرپایی، شاید جلوی یک صفحهنمایش.
در را میبندی. بعد گوشی را برمیداری. یک اسکرول، یک اسکرول دیگر، یکی دیگر… تا جایی که دستت شل میشود و وقتی بالاخره خوابت میبرد، نور صفحه هنوز روی صورتت افتاده است.
وقتی در دل این ماجرا هستی، شبیه یک تراژدی به نظر نمیرسد. بیشتر شبیه استراحت است.
از درون این چرخه، همهچیز راحت و آرام به نظر میرسد؛ و دقیقاً همین یکی از دلایلی است که این چرخه اینقدر خوب کار میکند.
و این چرخه را کسی طراحی کرده است.
حرکت پایین کشیدن صفحه برای رفرش کردن، همان حرکتی است که روی اهرم یک دستگاه اسلاتماشین انجا�� میدهی. این شباهت اتفاقی نیست.
«بی.اف. اسکینر» در دهه ۱۹۵۰ این موضوع را با کبوترها کشف کرد.
اگر جایزهای بهصورت تصادفی و بدون الگوی مشخص داده شود، اعتیادآورترین حالت ممکن به وجود میآید.
پرنده حتی وقتی غذا دیگر نمیآید هم نوک زدن را ادامه میدهد، چون نمیداند شاید نوک بعدی همان نوکی باشد که جایزه میدهد.
کازینوها صد سال است که روی همین اصل کار میکنند. امروزه اسلاتماشینها در آمریکا بیشتر از مجموع بیسبال، سینما و شهربازیها درآمد دارند.
«تریستان هریس» که در گوگل روی اخلاق طراحی کار میکرد و در آزمایشگاهی در استنفورد آموزش دیده بود که هدفش پیدا کردن «درهای پشتی ذهن انسان» بود، خیلی صریح گفت:
«هر بار که گوشی را از جیبت درمیآوری، در واقع داری یک اسلاتماشین را امتحان میکنی تا ببینی چه چیزی گیرت آمده.»
فید را رفرش میکنی؟ همان است.
اینباکس ایمیلت را چک میکنی؟ همان است.
این پاداشهای تصادفی عمداً در محصول طراحی شدهاند، چون برای کسبوکار سود دارند. و آن کسبوکار، توجه توست.
جالب اینجاست که خود سازندگان این سیستم هم بعدها علناً به آن اعتراف کردند.
«شان پارکر»، نخستین رئیس فیسبوک، در سال ۲۰۱۷ گفت از همان ابتدا هدف این بود که تا جای ممکن زمان و توجه کاربران را مصرف کنند و کاملاً میدانستند که دارند از یک نقطه ضعف در روان انسان سوءاستفاده میکنند.
«چامات پالیهاپیتیا» که مسئول رشد فیسبوک بود هم گفت حلقههای دوپامینیای که ساختهاند، در حال از هم پاشیدن جامعه هستند.
اینها منتقدان بیرونی نی��تند؛ معماران همان ماشینی هستند که دربارهاش حرف میزنند.
اما هزینه این ماجرا با تنها ارزی پرداخت میشود که هیچوقت دوباره پر نمیشود:
زمان.
امروزه یک فرد متوسط نزدیک به هفت ساعت در روز به صفحهنمایشها نگاه میکند که حدود چهار ساعت و نیم آن فقط روی گوشی است.
اگر حسابش کنی، میشود تقریباً هفتاد روز در سال.
هفتاد روز.
نه برای کار.
نه برای سفر.
نه برای چیزی که خودت انتخاب کرده باشی.
هفتاد روز از هر سال زندگی، ریخته شده داخل آن صفحه شیشهای.
وقتی این عدد را روی یک عمر کامل بسط بدهی، دیگر انتزاعی به نظر نمیرسد.
نویسندهای به نام «الیور برکمن» یادآوری میکند که اگر تا هشتادسالگی عمر کنی، چیزی حدود چهار هزار هفته زندگی خواهی داشت.
همین.
تمام زندگی.
تمام آدمهایی که دوستشان داری.
تمام جاهایی که خواهی دید.
تمام سهشنبههای معمولی و بیاهمیت زندگی.
همه در همین چهار هزار هفته خلاصه میشوند.
اگر ��ر سال هفتاد روز از آن را به اسکرول کردن بدهی، در مجموع تقریباً یک دهه از عمر بیداریات را واگذار کردهای؛ آن هم به محصولی که طراحانش صریحاً گفتهاند برای گرفتن همین زمان ساخته شده است.
راحت است که این وضعیت را تنبلی یا «زندگی کوچک» بنامیم.
اما واقعیت احتمالاً چیز دیگری است.
برکمن میگوید حواسپرتی معمولاً درباره خودِ حواسپرتی نیست.
ما سراغ گوشی میرویم تا از چیزی در لحظه اکنون فرار کنیم.
از سکوتی که بعد از بسته شدن در خانه ایجاد میشود.
از روزی که خوب پیش نرفته.
از فکری که دلمان نمیخواهد تا انتهایش دنبال کنیم.
گوشی همیشه آماده است تا راه فرار را فراهم کند؛ فوری، بیدردسر و بدون اینکه حتی یک بار از تو بخواهد با احساساتت روبهرو شوی.
برکمن شبکههای اجتماعی را ماشینی میداند که تو را وادار میکند به چیزهایی اهمیت بدهی که هرگز خودت انتخاب نکردهای به آنها اهمیت بدهی؛
و در نتیجه عمر کوتاهت را صرف همان چیزها کنی.
آنچه از دست میرود، معمولاً چیزهای بزرگ و نمایشی نیست.
و دقیقاً به همین دلیل متوجه از دست رفتنش نمیشوی.
ادامه 👇🏻