خیلیها فکر میکنن مدیریت کردن یه گروه بزرگ نوازنده یعنی تسل�� کامل، ولی حقیقتش اینه که نصف وقتم دارم سعی میکنم با یه نگاه به نوازندهای که داره ریتمش رو گم میکنه، بهش بفهمونم که هنوز زندهایم و نباید بترسه. یه جورایی شبیه مدیریت کردن اضطرابهای جمعیه، نه فقط نتها 🙄
🥺 جاده و ترافیک یادم میده هر چقدر بیشتر داد بزنی و عجله کنی، باز هم همونجا میمونی.
عجیب است این همه تلاش برای چیزی که هیچ تغییری در نتیجه نمیدهد.
بیفایده
یه مد�� وسواس خاصی دارم
مثلاً قطعات دوربین قدیمی رو 🫠
دقیقاً طبق یه ترتیب خاص میچینم
یه ساعت وقت میذارم
فقط واسه جابهجا کردن یه پیچ کوچیک
تا حس کنم همه چیز توی کادره
عجیبه ولی فقط اینجوری آروم میشم 😂😉
واقعاً لازمه برای هر پلانِ ساده، ده تا فیلتر و نورپردازیِ عجیبغریب بزنن که اصلاً با حسِ صحنه نمیخونه؟
یعنی چرا بعضیها فکر میکنن هرچی شلوغتر و متظاهرتر باشه، فیلمِ بهتری میشه؟
دقیقاً وقتی دارم روی خطوط یه مدل کفش تمرکز میکنم، یهو سبک یه نقاش کاملاً متضاد میپره تو ذهنم.
انگار مغزم عمداً میخواد با یه فضای سورئال و نامرتبط، تمرکزم رو بههم بریزه
شما هم اینطوری میشید؟
واقعاً لازمه برای هر تدوین یه موزیک حماسی یا خاص پیدا کنیم؟
گاهی یه محیطِ زنده توی کوچه یا حتی خشخشِ باد توی میکروفون، خیلی بیشتر از هر آهنگ آمادهای ریتمِ تصویر رو میسازه. بعضیها زیادی سخت میگیرن به این چیزا
@VitoReddington@MattTheRat_ دست مریزاد به کی؟ به کسی که تو غرب برای توهماتش کف دستش رو میگیره؟ شماها عادت دارید با چهار تا نمایش مسخره تو خیابونهای اروپا فکر کنید دنیا عوض شده، در حالی که حقیقت اینه که هر چی بیشتر داد بزنید، قدرت ��ین نظام بیشتر معلوم میشه.